﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:28,000 --> 00:00:35,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:35,333 --> 00:00:37,416
‫یک پیام جدید دارید.

4
00:00:37,500 --> 00:00:39,583
‫اولین پیام جدید.

5
00:00:40,166 --> 00:00:43,375
‫سم، هدفت یه کبوتر سیاهه.
‫هدفت یه کبوتر سیاهه.

6
00:00:43,458 --> 00:00:44,541
‫ماموریت رو لغو کن.

7
00:00:44,625 --> 00:00:48,166
‫باید باهاش حرف بزنم. سم،
‫باید باهاش حرف بزنم. نکشش.

8
00:00:48,250 --> 00:00:50,000
‫لعنت به این زندگی.

9
00:00:50,619 --> 00:00:52,325
‫«کبوتران سیاه»

10
00:00:54,125 --> 00:00:55,541
‫خواهش می‌کنم نگو که این کار رو کردی.

11
00:00:55,625 --> 00:00:58,125
‫- همین الان زدمش.
‫- مرده؟

12
00:00:59,333 --> 00:01:00,333
‫تموم کرد.

13
00:01:00,416 --> 00:01:01,666
‫گندش بزنن.

14
00:01:02,208 --> 00:01:03,208
‫کبوتر سیاه بود؟

15
00:01:03,291 --> 00:01:05,291
‫فکر کنم مربوط به عملیات وایلدفایر باشه.

16
00:01:05,375 --> 00:01:08,250
‫- اون و آیدا پووتکین...
‫- من قرار نیست هیچ ‌کدوم اینا یادم بمونه.

17
00:01:08,333 --> 00:01:11,041
‫الان واقعاً تو این وضعیت یادم نمی‌مونه.
‫لعنتی، چیکار باید بکنم؟

18
00:01:11,125 --> 00:01:13,041
‫- جیباشو بگرد.
‫- شرت پاشه.

19
00:01:13,125 --> 00:01:16,125
‫پس جیبای لعنتی رو بیخیال شو.
‫اتاقو بگرد و بهم زنگ بزن.

20
00:01:16,208 --> 00:01:17,583
‫- صبر کن.
‫- سم؟

21
00:01:20,583 --> 00:01:21,791
‫تو...

22
00:01:21,875 --> 00:01:22,875
‫دخلش رو آوردی.

23
00:01:23,375 --> 00:01:24,625
‫عالی شد. می‌تونیم گورمون رو گم کنیم؟

24
00:01:24,708 --> 00:01:26,708
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- دنبال سرنخ می‌گردم.

25
00:01:26,791 --> 00:01:28,833
‫- چه جور سرنخی؟
‫- لطفاً کمکم می‌کنی یا نه؟

26
00:01:29,416 --> 00:01:30,333
‫باشه.

27
00:01:33,041 --> 00:01:34,208
‫این چطوره؟

28
00:01:35,208 --> 00:01:38,166
‫- اون محلول لنز تماسیه.
‫- نمی‌دونم دنبال چی‌ام.

29
00:01:38,250 --> 00:01:41,666
‫نه. قطع نکن. هنوزم می‌تونیم به اون میان‌پرده برسیم.
‫بذار بهت زنگ بزنم.

30
00:01:41,750 --> 00:01:44,166
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- دارم به این احمق کمک می‌کنم دنبال سرنخ بگرده.

31
00:01:44,250 --> 00:01:46,583
‫چی هستید؟
‫دوشیزه مارپل گی و پوآروی لعنتی لزبین؟

32
00:01:46,666 --> 00:01:47,500
‫باید بزنیم بیرون.

33
00:01:47,583 --> 00:01:49,541
‫که برسی به اون قرار مزخرفت
‫با اون دوست‌دختر قیافه‌تخمیت؟

34
00:01:49,625 --> 00:01:52,583
‫خب، اون دوست‌دخترم نیست.
‫قرار مزخرفی هم نیست. فانتومه، پس...

35
00:01:52,666 --> 00:01:55,541
‫- هنوزم قیافه‌ش تخمیه.
‫- همه‌ی زن‌ها قشنگن. زن‌ستیز.

36
00:01:56,208 --> 00:01:58,416
‫منم قبل از اینکه ببینمش همین فکر رو می‌کردم.

37
00:01:59,000 --> 00:02:00,500
‫- خیلی خب.
‫- باید برم.

38
00:02:01,375 --> 00:02:03,875
‫- فکر کردم قرار بود برسونیمون.
‫- نمی‌تونم.

39
00:02:05,333 --> 00:02:07,125
‫بعضی‌وقتا واقعاً آدم عوضیه، مگه نه؟

40
00:02:19,708 --> 00:02:21,458
‫اوضاع خرابه. خیلی هم خرابه.

41
00:02:21,541 --> 00:02:23,625
‫یه آدم‌کشی رو می‌شناختم
‫که یه بار یه کبوتر سیاه رو کشته بود.

42
00:02:24,125 --> 00:02:26,166
‫بازوهاش رو توی مخزن کوسه‌های آکواریوم پیدا کردن.

43
00:02:26,250 --> 00:02:28,291
‫- بقیش هنوزم پیدا نشده.
‫- گوش کن.

44
00:02:29,166 --> 00:02:31,666
‫وقتی کشتیش نمی‌دونستی کبوتر سیاهه.

45
00:02:32,500 --> 00:02:35,041
‫- این فرقی به حالش نمی‌کنه.
‫- چی؟ تو سابقاً واسشون کار می‌کردی!

46
00:02:35,125 --> 00:02:37,583
‫من واسه رید کار می‌کردم.
‫رید رفته.

47
00:02:37,666 --> 00:02:39,750
‫هیچ کی اونجا منو نمی‌شناسه.

48
00:02:40,291 --> 00:02:41,833
‫گوشیش رو پیدا کردی؟

49
00:02:42,666 --> 00:02:43,666
‫پیدا کردم

50
00:02:44,500 --> 00:02:45,416
‫اینه.

51
00:02:47,791 --> 00:02:51,500
‫«باربری استووِیز، تحویل بار.
‫شبانه‌روزی. کینگز کراس.»

52
00:02:52,000 --> 00:02:55,000
‫بفرما. و تو میگی
‫من هیچ ‌وقت جایی که خوش بگذره نمی‌برمت.

53
00:03:08,875 --> 00:03:10,583
‫سلام. ممنون.

54
00:03:13,791 --> 00:03:15,833
‫راستش همه‌ی اینا خیلی هم مفیده.

55
00:03:16,666 --> 00:03:17,791
‫چی؟ چطوری؟

56
00:03:17,875 --> 00:03:20,541
‫همه ‌چی به هم وصله، مگه نه؟
‫ماجرای تو و ماجرای من.

57
00:03:20,625 --> 00:03:24,833
‫رید کجاست؟ واسه کی کار می‌کنی؟
‫داریم دنبال جواب‌های مشابه‌ای می‌گردیم.

58
00:03:24,916 --> 00:03:26,916
‫فکر می‌کردیم تو دو تا گنداب جدا افتادیم،

59
00:03:27,000 --> 00:03:29,500
‫ولی تو یه گندابیم و داریم با هم پارو می‌زنیم.

60
00:03:30,083 --> 00:03:31,750
‫- پارویی در کار نیست.
‫- چی؟

61
00:03:31,833 --> 00:03:35,291
‫این نیمه‌ی دوم اون ضرب‌المثله.
‫افتادن تو گنداب بدون پارو.

62
00:03:36,750 --> 00:03:38,458
‫خب، به نظرم دوستی همون پاروئه.

63
00:03:39,291 --> 00:03:40,833
‫فکر کنم داری عقلتو از دست می‌دی.

64
00:03:40,916 --> 00:03:41,916
‫- ممنون.
‫- بفرما.

65
00:04:35,208 --> 00:04:36,625
‫هی. هی.

66
00:04:37,291 --> 00:04:38,833
‫اسمت چیه، پسر؟

67
00:04:38,916 --> 00:04:40,125
‫وایتمن.

68
00:04:40,208 --> 00:04:41,208
‫کی این کار رو کرد؟

69
00:04:43,500 --> 00:04:44,625
‫سه نفر بودن.

70
00:04:45,500 --> 00:04:47,375
‫یک مرد و دو زن.

71
00:04:47,458 --> 00:04:48,833
‫صورتشون رو دیدی؟

72
00:04:48,916 --> 00:04:50,041
‫یه اسم شنیدم.

73
00:04:51,708 --> 00:04:53,166
‫سـ... سم.

74
00:05:00,500 --> 00:05:02,791
‫آمبولانسه؟

75
00:05:03,583 --> 00:05:05,750
‫نه. نعش‌کشه.

76
00:05:19,333 --> 00:05:20,583
‫- سلام.
‫- سلام.

77
00:05:23,500 --> 00:05:24,333
‫خوبی؟

78
00:05:24,416 --> 00:05:26,916
‫آره، فقط دارم به پرستاربچه خبر می‌دم
‫که دیروقت می‌رسم خونه.

79
00:05:27,000 --> 00:05:28,000
‫والاس چطور؟

80
00:05:28,083 --> 00:05:31,625
‫خب، می‌دونی، معمولاً وقتی اون میاد من خوابم.

81
00:05:32,583 --> 00:05:34,041
‫زندگی جنسی‌تون خوب هست، آره؟

82
00:05:36,750 --> 00:05:37,625
‫امشب هوس نوشیدنی کردی؟

83
00:05:50,708 --> 00:05:54,416
‫آیدا پووتکین، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، مسکو.

84
00:05:55,333 --> 00:05:59,791
‫من تو خانواده‌ی الکسی چرنوف الیگارش
‫ماموریت نفوذی داشتم،

85
00:05:59,875 --> 00:06:01,541
‫با این وظیفه که به فایل‌های شخصیش دسترسی پیدا کنم

86
00:06:01,625 --> 00:06:05,000
‫تا اطلاعات مربوط به یک عملیات تاریخی کبوتر سیاه

87
00:06:05,083 --> 00:06:06,500
‫در برلین شرقی رو پیدا کنم.

88
00:06:06,583 --> 00:06:08,166
‫در پرونده‌ای با برچسب وایلدفایر،

89
00:06:08,250 --> 00:06:10,541
‫اسنادی رو کشف کردم که مربوط به وجود

90
00:06:10,625 --> 00:06:14,750
‫فردیست که تنها به عنوان
‫بازمانده‌ی آن عملیات شناخته می‌شه.

91
00:06:14,833 --> 00:06:19,166
‫این اطلاعات رو به خانم رید انتقال دادم،
‫اما پاسخی دریافت نکردم.

92
00:06:19,750 --> 00:06:22,333
‫پوششم تو اینجا لو رفته.

93
00:06:23,041 --> 00:06:24,958
‫یکی منو تحت‌نظر داره.

94
00:06:26,833 --> 00:06:28,125
‫ماموریتم رو تمام می‌کنم.

95
00:06:28,625 --> 00:06:31,625
‫به محض اینکه در مکانی امنی باشم
‫اطلاعات جدید رو اعلام می‌کنم.

96
00:06:32,125 --> 00:06:33,750
‫خدایا، نجاتم بده.

97
00:06:41,916 --> 00:06:44,625
‫یه هفته بعد جسدش رو کنار رودخانه مسکوا پیدا کردن.

98
00:06:44,708 --> 00:06:50,833
‫پس رید تو رو فرستاد پاریس تا این فایل‌های وایلدفلاور
‫که آیدا پیدا کرده بود رو بیاری؟

99
00:06:50,916 --> 00:06:53,541
‫پس رید داره چیزی رو ماست‌مالی می‌کنه؟

100
00:06:56,166 --> 00:06:59,583
‫گفتی وقتی کلاین رو کشتی
‫توی یه جور خانه‌ی امن بوده.

101
00:06:59,666 --> 00:07:01,041
‫به شدت محافظت‌شده.

102
00:07:01,125 --> 00:07:03,625
‫پس یعنی کبوترهای سیاه سعی داشتن ازش محافظت کنن.

103
00:07:03,708 --> 00:07:05,250
‫می‌دونستن یه نفر میاد سراغش.

104
00:07:07,333 --> 00:07:10,125
‫- راستی تو واسه کی کار می‌کنی، سم؟
‫- نمی‌دونم.

105
00:07:11,708 --> 00:07:14,916
‫ولی یه نفر هست که می‌تونیم ازش بپرسیم.

106
00:07:18,375 --> 00:07:21,375
‫اگه واسه کشتن من اومدی،
‫بهتره که نیومده باشی.

107
00:07:21,458 --> 00:07:22,958
‫گولاش روی اجاق دارم.

108
00:07:24,666 --> 00:07:28,750
‫اگه می‌دونستم مهمون دارم،
‫زیرسیگاری‌های خوبمو درآورده بودم.

109
00:07:28,833 --> 00:07:30,416
‫گولاش دوست داری؟

110
00:07:30,500 --> 00:07:32,375
‫نمی‌تونم بگم تا حالا امتحانش کردم.

111
00:07:32,458 --> 00:07:34,708
‫خب، امشب شب شانسته. بشین.

112
00:07:34,791 --> 00:07:36,750
‫کدوم‌ یکی از این گربه‌ها گاز می‌گیرن؟

113
00:07:36,833 --> 00:07:38,541
‫بعضی‌هاشون فقط چنگ می‌زنن.

114
00:07:39,041 --> 00:07:42,416
‫خانم وب، توی تلویزیون دیدمت،

115
00:07:42,500 --> 00:07:44,625
‫به اقامتگاه جدیدت اسباب‌کشی می‌کردی.

116
00:07:44,708 --> 00:07:47,250
‫انتظار داشتم خانم رید در خونه رو بزنه.

117
00:07:47,333 --> 00:07:50,750
‫در رو بزنه و بعدش توی سر آدم بزنه،
‫اگه منظورمو می‌فهمی.

118
00:07:51,833 --> 00:07:54,666
‫کمی دانش داشتن توی این کار چیز خطرناکیه.

119
00:07:56,500 --> 00:07:58,625
‫تو خودت بهتر می‌دونی.

120
00:07:58,708 --> 00:07:59,916
‫رید ناپدید شده.

121
00:08:00,000 --> 00:08:01,416
‫فرار کرده یا...

122
00:08:03,375 --> 00:08:04,708
‫نمی‌دونم والا.

123
00:08:05,291 --> 00:08:07,916
‫خب، این نگران‌کننده‌ست.
‫به من بدهکاره.

124
00:08:08,666 --> 00:08:11,375
‫- پابریکای بیشتری هست اگه خواستید.
‫- ممنون.

125
00:08:11,458 --> 00:08:14,291
‫اگه پابریکای کمتری بخوام چطور؟ هست؟

126
00:08:14,375 --> 00:08:18,125
‫پس رید گم و گور شده.
‫جفتتونم اینجایید. لطفاً توضیح بدید.

127
00:08:18,208 --> 00:08:21,458
‫چی باعث شده توی این وقت ساعت بیایید اینجا؟

128
00:08:22,041 --> 00:08:25,125
‫هفته‌ی پیش یه کاری انجام دادم. باید ساده می‌بود.

129
00:08:26,291 --> 00:08:28,166
‫آدم‌کش قدیمی، بازنشسته.

130
00:08:28,250 --> 00:08:31,500
‫مارک مور؟
‫شنیدم حذفش کردن. حیف شد.

131
00:08:32,000 --> 00:08:34,250
‫مردی که هیکل بسیار متناسبی داشت.

132
00:08:34,833 --> 00:08:36,625
‫- امیدوارم زجر نکشیده باشه.
‫- نکشید.

133
00:08:36,708 --> 00:08:40,750
‫وقتی از آپارتمانش اومدم بیرون
‫ده تا مامور پلیس مسلح منتظرم بودن.

134
00:08:40,833 --> 00:08:42,500
‫پس چرا زندان نیستی؟

135
00:08:43,000 --> 00:08:46,208
‫مردی به اسم پاتریک اومد کلانتری
‫و بهم یه معامله پیشنهاد داد.

136
00:08:46,708 --> 00:08:48,958
‫چهار تا هدف در ازای آزادیم.

137
00:08:49,041 --> 00:08:50,375
‫یه پیمان کوچیک فاوستی.

138
00:08:50,458 --> 00:08:52,541
‫- چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟
‫- حق انتخاب زیادی نداشتم.

139
00:08:52,625 --> 00:08:55,750
‫انتخاب داشتی.
‫فقط یکی از گزینه‌ها رو دوست نداشتی.

140
00:08:55,833 --> 00:08:57,833
‫اولین هدف یه کبوتر سیاه بود.

141
00:08:58,625 --> 00:09:00,625
‫خب، عجب مخمصه‌ای.

142
00:09:01,250 --> 00:09:02,708
‫مگه نه، پیکلز؟

143
00:09:03,291 --> 00:09:06,916
‫پس یه نفر داره کبوترهای سیاه رو شکار می‌کنه.
‫اما کی؟

144
00:09:07,416 --> 00:09:11,208
‫کی می‌تونه راحت بره تو اداره پلیس
‫و یه متهم به قتل رو نجات بده؟

145
00:09:11,291 --> 00:09:13,125
‫خبرا به گوشت می‌رسه.

146
00:09:13,208 --> 00:09:15,625
‫هیچ اتفاقی تو این شهر نمی‌افته
‫که تو ازش بی‌خبر باشی.

147
00:09:15,708 --> 00:09:19,791
‫ساموئل، هر روز که می‌گذره
‫می‌بینم بیشتر از ماجراها بی‌خبرم.

148
00:09:22,416 --> 00:09:26,375
‫همه‌مون دوران اوج خودمون رو داریم،
‫ولی اون دوران بالاخره تموم میشه. از رید بپرس.

149
00:09:27,916 --> 00:09:30,625
‫می‌تونی یه آمار بگیری؟
‫ببینی چیزی دستگیرت میشه یا نه.

150
00:09:30,708 --> 00:09:32,750
‫سوراخ‌سمبه‌ها رو می‌گردم.

151
00:09:32,833 --> 00:09:34,833
‫ببینم چیزی گیرم میاد یا نه.

152
00:09:36,708 --> 00:09:38,333
‫تو این مدت خیلی مراقب باش.

153
00:09:39,291 --> 00:09:42,708
‫روزگار عجیبی برای کارای خلافه.

154
00:09:42,791 --> 00:09:45,500
‫البته... همیشه همینطور بوده.

155
00:09:53,958 --> 00:09:56,166
‫- راستی، خیلی افتضاحه.
‫- چی؟

156
00:09:56,250 --> 00:09:58,708
‫- زندگی جنسیم. اون موقع پرسیدی.
‫- نگران نباش.

157
00:09:58,791 --> 00:10:01,791
‫از اوضاع امشب معلومه
‫قراره بدجوری دهن همه‌مون سرویس بشه.

158
00:10:53,291 --> 00:10:55,041
‫آماده‌سازی اتاق برای خواب، آقای یانگ؟

159
00:11:01,083 --> 00:11:04,541
‫می‌دونی، اگه بخوای گهگاهی می‌تونی
‫از من مثل دربان هتل استفاده کنی.

160
00:11:05,125 --> 00:11:08,333
‫رزرو رستوران، تئاتر،

161
00:11:09,208 --> 00:11:11,458
‫هر چی که دلت بخواد.

162
00:11:17,250 --> 00:11:20,000
‫دوستام بلیت «شبح اپرا» می‌خوان.

163
00:11:20,833 --> 00:11:22,000
‫اگه داشته باشی.

164
00:11:23,125 --> 00:11:25,375
‫این هدر دادن فاجعه‌بار استعدادهای منه،

165
00:11:25,458 --> 00:11:27,250
‫و راستش منظورم اصلاً این نبود، ولی...

166
00:11:28,166 --> 00:11:29,125
‫خیلی خب.

167
00:11:34,958 --> 00:11:36,583
‫چرا تو این هتل زندگی می‌کنی؟

168
00:11:39,250 --> 00:11:40,916
‫از نحوه‌ی شارژ کردن مینی‌بار خوشم میاد.

169
00:11:42,291 --> 00:11:45,083
‫دلمم واسه اون شامپوهای... فسقلی تنگ میشد.

170
00:11:48,750 --> 00:11:50,708
‫ما طبقه‌ی پایین سر این شرط می‌بندیم.

171
00:11:52,041 --> 00:11:55,291
‫مرد خوش‌تیپ اتاق ۵۰۹ شغلش چیه؟

172
00:12:00,291 --> 00:12:02,375
‫حدس تو چی بود؟

173
00:12:03,458 --> 00:12:05,000
‫گفتم دلم نمی‌خواد بدونم.

174
00:12:06,708 --> 00:12:08,541
‫دوست دارم مرموز بمونی.

175
00:12:11,000 --> 00:12:12,125
‫خب، جز اینکه...

176
00:12:14,166 --> 00:12:15,416
‫الان دیگه چندان مطمئن نیستم.

177
00:12:20,500 --> 00:12:23,291
‫به نظرت آدم‌ها با کاری
‫که انجام میدن تعریف میشن؟

178
00:12:30,625 --> 00:12:32,833
‫خب، من دلم نمی‌خواد تا ابد تو این هتل کار کنم.

179
00:12:34,750 --> 00:12:36,666
‫ولی ۴۲ سالمه و

180
00:12:38,500 --> 00:12:41,166
‫پدرم تو ۴۳ سالگی فوت کرد پس...

181
00:12:43,500 --> 00:12:45,583
‫شاید ابدیت همین الانم واسه من اتفاق افتاده.

182
00:12:48,041 --> 00:12:49,583
‫آدم واقعاً نمی‌دونه، مگه نه؟

183
00:12:52,041 --> 00:12:54,000
‫پدر من وقتی ۵۲ سالش بود مُرد.

184
00:12:56,000 --> 00:12:58,708
‫ولی واسه شغلش سن زیادی بود.

185
00:13:00,541 --> 00:13:01,666
‫شغلش چی بود؟

186
00:13:03,875 --> 00:13:05,250
‫همین کار من.

187
00:13:07,750 --> 00:13:11,750
‫فکر کنم با اطمینان بشه گفت،
‫یه نخست‌وزیر دوران صلح

188
00:13:11,833 --> 00:13:15,708
‫به‌ندرت... به‌ندرت شروعی
‫به این سختی رو تجربه کرده.

189
00:13:15,791 --> 00:13:18,791
‫خیلی خب، تند بخورید.
‫امروز صبح یکم دیرمون شده.

190
00:13:18,875 --> 00:13:20,416
‫ژاکلین، امروز شنا داری.

191
00:13:20,500 --> 00:13:23,125
‫پس گوش کن، یه کیسه پلاستیکی گذاشتم
‫داخل کوله‌پشتیت.

192
00:13:23,208 --> 00:13:26,416
‫لطفاً مایوی خیس رو بذار داخل اون کیسه پلاستیکی.

193
00:13:26,500 --> 00:13:29,125
‫- چون اگه نذاری چی میشه؟
‫- همه ‌چی خیس میشه.

194
00:13:29,208 --> 00:13:31,041
‫همه‌ چی خیس میشه، دقیقاً.

195
00:13:31,125 --> 00:13:32,375
‫...محبوبیت.

196
00:13:33,125 --> 00:13:36,000
‫وب برای جلب نظر مردم
‫مسیر دشواری در پیش خواهد داشت.

197
00:13:36,083 --> 00:13:40,541
‫من باید برم. خیلی خب، گوش کنید.
‫روز خوبی داشته باشید. دوستتون دارم. ماچ.

198
00:13:41,041 --> 00:13:42,375
‫عاشقتونم، دوستتون دارم. ماچ.

199
00:13:42,458 --> 00:13:44,333
‫- بیا، خداحافظی کن.
‫- بعداً می‌بینمت.

200
00:13:44,416 --> 00:13:46,500
‫- خداحافظ، روز خوبی داشته باشی.
‫- خداحافظ. دوستت دارم.

201
00:13:46,583 --> 00:13:47,458
‫دوستت دارم.

202
00:13:49,000 --> 00:13:50,500
‫آقای نخست‌وزیر؟

203
00:13:50,583 --> 00:13:53,041
‫ایشون سیسیل میسون هستن. فرستاده‌ی ایالات...

204
00:13:53,125 --> 00:13:56,375
‫فرستاده‌ی دفاعی ایالات متحده.
‫آقای نخست‌وزیر، چه افتخاری.

205
00:13:56,458 --> 00:13:59,541
‫شروع به کارتون رو در این دفتر مجلل تبریک میگم.

206
00:13:59,625 --> 00:14:02,791
‫ممنون. خوشحالم از...
‫می‌دونید، ما هنوز منتظرتون نبودیم.

207
00:14:02,875 --> 00:14:05,041
‫با خودم گفتم چرا قبل از شلوغی نیام.

208
00:14:05,125 --> 00:14:06,625
‫می‌خواستم باهاتون یه گپی بزنم

209
00:14:06,708 --> 00:14:08,958
‫قبل از اینکه دخترهای ناتو چنگال‌هاشون رو بهتون بندازن.

210
00:14:09,041 --> 00:14:13,208
‫من به خانم میسون گفتم
‫دستور جلسه‌ی اجلاس از قبل با دقت آماده شده.

211
00:14:13,291 --> 00:14:16,708
‫رئیس‌جمهور مشتاقه که قبل از اجلاس
‫پیشرفت چشمگیری داشته باشیم.

212
00:14:16,791 --> 00:14:19,125
‫ایشون ازم خواستن عمق اشتیاقشون رو شخصاً ابلاغ کنم.

213
00:14:19,208 --> 00:14:22,166
‫درسته، حتماً. خب،
‫بذارید تقویم‌هامون رو هماهنگ کنیم و...

214
00:14:22,250 --> 00:14:24,416
‫مثل دو تا هم‌اتاقی کالج با هم ست میشیم.

215
00:14:24,500 --> 00:14:26,583
‫من تا خود اجلاس قراره ور دلتون باشم،

216
00:14:26,666 --> 00:14:29,166
‫ولی قراره کارهای بزرگی انجام بدیم قربان.

217
00:14:29,250 --> 00:14:30,875
‫هفته‌ی اوله و همین الانم پیشتازید.

218
00:14:32,208 --> 00:14:34,416
‫- بریم برنامه‌ها رو چک کنیم.
‫- آره.

219
00:15:09,933 --> 00:15:15,933
‫[اسپیت فایر]

220
00:15:27,125 --> 00:15:28,416
‫از رید خبری نشد؟

221
00:15:28,500 --> 00:15:29,666
‫هیچی.

222
00:15:31,000 --> 00:15:32,375
‫هنوزم دارید دنبالش می‌گردید؟

223
00:15:32,458 --> 00:15:35,125
‫معلومه که هنوز داریم دنبالش می‌گردیم.
‫ای بابا.

224
00:15:35,208 --> 00:15:38,041
‫زنی مثل الیزابت رید اون بیرون ول چرخ بزنه.

225
00:15:39,083 --> 00:15:41,250
‫فکر می‌کنی تو پاریس دنبال چی بوده؟

226
00:15:44,500 --> 00:15:47,791
‫با یه آدم‌کش به اسم سم یانگ خیلی نزدیکی، مگه نه؟

227
00:15:49,166 --> 00:15:50,333
‫بودم، آره.

228
00:15:50,875 --> 00:15:52,666
‫انتخاب رفیق جالبیه.

229
00:15:53,583 --> 00:15:56,208
‫شخصاً همیشه آدم‌کش‌ها برام حوصله‌سربر بودن.

230
00:15:56,916 --> 00:15:58,333
‫در مورد جهان دور و برشون کنجکاو نیستن.

231
00:15:58,416 --> 00:16:01,291
‫سوالی نمی‌پرسن چون جوابی نمی‌خوان.

232
00:16:01,375 --> 00:16:03,875
‫اما من سوال دوست دارم.
‫جواب دوست دارم.

233
00:16:04,583 --> 00:16:06,208
‫نمی‌خوای بهم بگی کجاست؟

234
00:16:06,958 --> 00:16:07,958
‫نمی‌دونم.

235
00:16:11,625 --> 00:16:13,208
‫رید زیادی بهت رو داد.

236
00:16:14,125 --> 00:16:17,208
‫پاشو از روی خِرت برداشت، سست‌عنصرت کرد.

237
00:16:17,708 --> 00:16:20,333
‫واسه همین فکر کردی می‌تونی به شوهرت خیانت کنی.

238
00:16:20,416 --> 00:16:22,833
‫واسه همین فکر می‌کنی
‫هر کاری دلت می‌خواد می‌تونی بکنی.

239
00:16:23,333 --> 00:16:25,500
‫واسه همینه که خیلی راحت بهم دروغ میگی.

240
00:16:26,000 --> 00:16:28,750
‫نمی‌دونم سم کجاست.

241
00:16:29,750 --> 00:16:31,750
‫من الان همسر نخست‌وزیرم.

242
00:16:32,916 --> 00:16:36,291
‫باید حواسم باشه با کیا دیده میشم،
‫مطمئنم درک می‌کنی.

243
00:16:37,083 --> 00:16:39,041
‫- لیلا جاشی.
‫- اون چی؟

244
00:16:39,125 --> 00:16:40,458
‫دنبال اونم هستیم.

245
00:16:40,541 --> 00:16:42,166
‫دنبال همه هستید، نه؟

246
00:16:42,250 --> 00:16:44,541
‫جالبه که انگار هیچ‌کس رو هم نمی‌تونید پیدا کنید.

247
00:16:44,625 --> 00:16:47,625
‫جاشی از شش ماه پیش از خدمت معلق شده.

248
00:16:47,708 --> 00:16:49,583
‫از همون موقع هم غیبش زده و فراریه.

249
00:16:49,666 --> 00:16:53,041
‫می‌تونی تعجب‌مون رو تصور کنی وقتی
‫فهمیدیم رید اونو تو یه ماموریت به کار گرفته.

250
00:16:53,125 --> 00:16:55,166
‫فکر کنم پشماتون ریخته باشه.

251
00:16:55,250 --> 00:16:58,666
‫شاید بد نباشه اوضاع رو یه کم جدی‌تر بگیری.

252
00:16:59,625 --> 00:17:01,416
‫روزگار خطرناکیه برامون.

253
00:17:01,500 --> 00:17:04,541
‫توی همین یه ماه گذشته
‫دو تا مامور کبوتر سیاه کشته شدن.

254
00:17:04,625 --> 00:17:08,125
‫صرف اینکه زن نخست‌وزیری
‫به این معنی نیست که دست کسی بهت نمی‌رسه.

255
00:17:08,208 --> 00:17:10,666
‫- می‌تونم از پس خودم بربیام.
‫- مطمئن نیستم بتونی.

256
00:17:12,791 --> 00:17:14,875
‫پس باید شروع کنی به همکاری با من.

257
00:17:16,375 --> 00:17:19,208
‫از گزارش‌های توجیهی امنیتی اجلاس شروع می‌کنیم.

258
00:17:24,416 --> 00:17:28,333
‫به اون رفیقت سم هم بگو
‫می‌خوایم تو تحقیقات بهمون کمک کنه.

259
00:17:28,833 --> 00:17:32,500
‫هر روزی که می‌گذره احتمال اینکه
‫رید زنده پیدا بشه کمتر میشه.

260
00:17:33,583 --> 00:17:34,833
‫اینم در نظر داشته باش.

261
00:17:45,958 --> 00:17:50,166
‫سالیبا مصدوم بود.
‫ژسوس، اودگارد، ساکا.

262
00:17:50,250 --> 00:17:52,541
‫مثل این می‌مونه که من و جیمز و اگزی و بری

263
00:17:52,625 --> 00:17:54,708
‫فردا به خاطر سوزاک از بازی خط بخوریم.

264
00:17:54,791 --> 00:17:58,875
‫شرکت می‌مونه واسه سلی چاقه
‫و یه مشت اسکل که برن بازاریابی کنن.

265
00:18:04,000 --> 00:18:05,083
‫کار تو بود؟

266
00:18:06,375 --> 00:18:08,666
‫- چی؟
‫- کار تو بود؟

267
00:18:09,625 --> 00:18:10,500
‫نه.

268
00:18:14,583 --> 00:18:15,958
‫مسخره‌ست.

269
00:18:22,458 --> 00:18:23,708
‫چه مرگته لعنتی؟

270
00:18:28,375 --> 00:18:30,083
‫عاشق دعوا و مرافعه‌ام.

271
00:18:30,583 --> 00:18:32,208
‫یه نوشیدنی تازه برام می‌خری.

272
00:18:35,250 --> 00:18:36,625
‫- هووی!
‫- باشه، باشه، باشه.

273
00:18:36,726 --> 00:18:38,572
‫[هلن هستم. باید همو ببینیم.]

274
00:18:39,125 --> 00:18:40,333
‫دختر کوچولو.

275
00:18:41,375 --> 00:18:42,333
‫یه نوشیدنی.

276
00:18:49,875 --> 00:18:51,416
‫- حاجی پشمام.
‫- چی گفت بهت؟

277
00:18:52,041 --> 00:18:53,708
‫میرم نوشیدنی بگیرم.

278
00:18:53,791 --> 00:18:55,583
‫- سه تا دیگه از همون، بی زحمت.
‫- باشه.

279
00:18:56,208 --> 00:18:57,041
‫داداش، تو...

280
00:18:59,250 --> 00:19:01,125
‫لعنتی!

281
00:19:28,250 --> 00:19:31,625
‫خب بالاخره امروز روز موعوده.

282
00:19:32,125 --> 00:19:35,125
‫یه نظافتچی نازنین دارم
‫که سه‌شنبه‌ها میاد اینجا.

283
00:19:35,208 --> 00:19:38,875
‫نمی‌خوام جنازه‌م بیفته پای اون،
‫پس بعدش خودت زنگ بزن گزارش بده، باشه؟

284
00:19:38,958 --> 00:19:40,541
‫باشه.

285
00:19:40,625 --> 00:19:42,875
‫نمی‌خوام مثل پیرزن‌های غرغرو به نظر برسم،

286
00:19:42,958 --> 00:19:45,875
‫اما واقعاً استانداردهای لعنتی
‫این روزا رو نگاه کن.

287
00:19:46,375 --> 00:19:47,708
‫زنگ می‌زنم خبر میدم.

288
00:19:48,750 --> 00:19:52,166
‫- کتری رو تازه گذاشتم، اگه چای می‌خوای.
‫- بهتره از کتری فاصله بگیری.

289
00:19:54,250 --> 00:19:57,041
‫چی، از اون... جاچاقویی هم؟

290
00:19:57,541 --> 00:19:58,833
‫اگه زحمتی نیست.

291
00:19:58,916 --> 00:20:00,166
‫بیسکویت چطور؟

292
00:20:01,041 --> 00:20:03,333
‫سمی نیستن. نمی‌خوری؟

293
00:20:04,500 --> 00:20:06,500
‫خب، من که یکی می‌خورم به هر حال.

294
00:20:10,000 --> 00:20:11,333
‫باید اعتراف کنم،

295
00:20:12,000 --> 00:20:15,583
‫خیلی برام جالبه که شخصاً اومدید در خونه‌ام.

296
00:20:15,666 --> 00:20:17,500
‫خیلی وقته که از این بازی کنار کشیدم.

297
00:20:18,666 --> 00:20:20,708
‫تقریباً حس خاص بودن بهم میده.

298
00:20:22,500 --> 00:20:23,916
‫می‌تونم چند تا سوال ازت بپرسم؟

299
00:20:24,958 --> 00:20:28,125
‫- قبل از اینکه با تیر بزنیم؟
‫- شاید به جای اینکه بزنمت.

300
00:20:29,125 --> 00:20:30,166
‫کی قصد جونتو کرده؟

301
00:20:30,250 --> 00:20:33,875
‫عزیزم، ببخشیدا،
‫ولی تو اونی هستی که اومده منو بکشه.

302
00:20:34,416 --> 00:20:37,083
‫داری میگی نمی‌دونی کی فرستادت؟

303
00:20:37,166 --> 00:20:39,333
‫- بگی‌نگی.
‫- اصلاً نمی‌دونم.

304
00:20:39,833 --> 00:20:43,125
‫حقیقت اینه که من خیلی بیشتر از
‫اون چیزی که باید زنده موندم.

305
00:20:43,208 --> 00:20:45,166
‫می‌خوای رازش رو بدونی؟

306
00:20:46,333 --> 00:20:47,666
‫زود کشیدم کنار.

307
00:20:48,166 --> 00:20:51,375
‫حداقل ۲۰ سال واسه خودم خریدم.

308
00:20:52,208 --> 00:20:53,875
‫اونم سال‌های خوب.

309
00:20:54,958 --> 00:20:56,083
‫تو هم باید بهش فکر کنی.

310
00:20:58,166 --> 00:21:01,666
‫- تو یه کبوتر سیاه بودی.
‫- سیاه‌ترین کبوترها، عزیزم.

311
00:21:01,750 --> 00:21:04,083
‫یه کلاغ واقعی بودم واسه خودم.

312
00:21:05,500 --> 00:21:07,750
‫تعجب نمی‌کنم اگه به دستور اونا اومده باشی اینجا.

313
00:21:07,833 --> 00:21:09,416
‫فکر نمی‌کنم واسه اونا کار کنم.

314
00:21:11,125 --> 00:21:12,666
‫راستش کاملاً برعکس.

315
00:21:13,250 --> 00:21:15,625
‫داری بازی خطرناکی می‌کنی.

316
00:21:22,291 --> 00:21:23,541
‫خانم رید رو می‌شناختی؟

317
00:21:23,625 --> 00:21:25,416
‫آره، الیزابت رو می‌شناسم.

318
00:21:26,000 --> 00:21:27,083
‫بهش اعتماد داشتی؟

319
00:21:27,166 --> 00:21:31,500
‫مسئله‌ی رید این بود که همیشه
‫جوری رفتار می‌کرد که انگار از همه‌مون بالاتره،

320
00:21:31,583 --> 00:21:35,708
‫انگار این بازی اون ‌طوری
‫که بقیه رو بلعیده اونو نابود نکرده.

321
00:21:36,416 --> 00:21:38,083
‫این بازی بزرگ ما.

322
00:21:39,500 --> 00:21:40,708
‫وایلد‌فلاور.

323
00:21:42,500 --> 00:21:44,000
‫چیزی یادت میاره؟

324
00:21:47,375 --> 00:21:48,375
‫برلین.

325
00:21:50,250 --> 00:21:51,375
‫چه اتفاقی افتاد؟

326
00:21:53,791 --> 00:21:58,208
‫به ما این فرصت داده شد
‫که وحشی بشیم.

327
00:22:00,125 --> 00:22:02,000
‫و متاسفانه باید بگم ازش استفاده کردیم.

328
00:22:30,083 --> 00:22:31,458
‫بیست سال خوب.

329
00:22:34,916 --> 00:22:38,500
‫گفت بهشون این فرصت داده شد
‫که وحشی بشن،

330
00:22:38,583 --> 00:22:39,958
‫اونا هم از فرصت استفاده کردن.

331
00:22:40,791 --> 00:22:42,416
‫این دیگه یعنی چی؟

332
00:22:43,583 --> 00:22:47,000
‫نمی‌دونم.
‫دقیقاً قبل از این بود که بخواد منو بکشه.

333
00:22:47,833 --> 00:22:48,833
‫بعدش چی؟

334
00:22:51,000 --> 00:22:54,166
‫- بعدش زدم تو گردنش.
‫- بعدشم زدی تو گردنش.

335
00:22:55,583 --> 00:22:58,291
‫- و اطلاعات بیشتری گیرت نیومد؟
‫- نه.

336
00:22:58,375 --> 00:22:59,958
‫- فقط یه جنازه‌ی دیگه؟
‫- آره.

337
00:23:00,041 --> 00:23:03,458
‫درسته. سم، قصد ندارم
‫از مهارت‌های کارآگاهیت ایراد بگیرم،

338
00:23:03,541 --> 00:23:06,041
‫ولی دفعه‌ی بعد که یه پاکت شوم به دستت رسید،

339
00:23:06,125 --> 00:23:09,625
‫بگو اسم کی توشه تا بتونم قبل از اینکه
‫مغزشو متلاشی کنی باهاش حرف بزنم.

340
00:23:09,708 --> 00:23:12,500
‫- شرمنده.
‫- باشه. خیلی خب.

341
00:23:12,583 --> 00:23:13,750
‫من باید برم.

342
00:23:16,583 --> 00:23:18,250
‫باید با یه روان‌پریش حرف بزنم.

343
00:23:18,333 --> 00:23:19,583
‫مراقب خودت باش، عزیزم.

344
00:23:43,583 --> 00:23:44,750
‫آقای یانگ.

345
00:23:44,833 --> 00:23:46,250
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

346
00:23:47,208 --> 00:23:50,250
‫می‌خوام واسه امشب یه رستوران رزرو کنم.

347
00:23:50,833 --> 00:23:54,375
‫حتماً می‌تونم تو این زمینه کمکتون کنم.
‫چی مد نظرتونه؟

348
00:23:55,166 --> 00:23:56,916
‫نمی‌دونم.

349
00:23:58,833 --> 00:24:01,125
‫فقط یه جای... خوب.

350
00:24:03,291 --> 00:24:04,625
‫یه جای خوب.

351
00:24:05,291 --> 00:24:06,791
‫و برای یک نفره؟

352
00:24:06,875 --> 00:24:09,750
‫راستش امیدوار بودم برای دو نفر باشه؟

353
00:24:14,625 --> 00:24:16,708
‫با کمال میل هماهنگش می‌کنم.

354
00:24:17,791 --> 00:24:20,375
‫مثلاً حدود... ساعت ۸ شب چطوره؟

355
00:24:21,250 --> 00:24:22,500
‫عالیه.

356
00:24:23,458 --> 00:24:24,458
‫ممنونم.

357
00:24:27,000 --> 00:24:34,000


358
00:24:37,666 --> 00:24:41,125
‫واو. عجب تغییر چهره‌ای.
‫اون کلاهه سفارشی دوخته شده؟

359
00:24:41,708 --> 00:24:43,958
‫- چی می‌خوای؟
‫- رید غیبش زده.

360
00:24:44,541 --> 00:24:45,833
‫لعنتی.

361
00:24:45,916 --> 00:24:48,291
‫- ازش خبری داری؟
‫- نه، قرار هم نبوده خبری بشه.

362
00:24:48,375 --> 00:24:51,375
‫قرار نبوده چون تو در واقع
‫عضو کبوتر سیاه نیستی، مگه نه؟

363
00:24:51,458 --> 00:24:53,875
‫- شش ماه پیش انداختنت بیرون.
‫- شاید.

364
00:24:54,750 --> 00:24:58,208
‫- چرا از دستت خلاص شدن؟
‫- لوازم‌التحریر می‌دزدیدم. کی بهت گفت؟

365
00:24:58,291 --> 00:25:00,208
‫رابط جدیدم... اونم در حالی که دارن دنبال رید می‌گردن.

366
00:25:00,291 --> 00:25:04,750
‫اونا دنبالش می‌گردن؟
‫این چیزیه که بهت گفتن، آره؟

367
00:25:04,833 --> 00:25:07,916
‫آره، ولی باور نمی‌کنم. تو چی فکر می‌کنی؟

368
00:25:09,208 --> 00:25:12,958
‫فکر کنم اونقدرها هم همکاراش رو
‫در جریان وضعیت نمی‌ذاشت.

369
00:25:13,041 --> 00:25:14,375
‫خب، در مورد من چی؟

370
00:25:14,458 --> 00:25:17,375
‫نمی‌دونم.
‫حدس می‌زنم بهت اعتماد داره یا یه همچین چیزی.

371
00:25:18,083 --> 00:25:19,208
‫شخصاً، من که همچین چیزی نمی‌بینم.

372
00:25:19,291 --> 00:25:22,333
‫- به کسی نگفتی داریم همدیگه رو می‌بینیم؟
‫- نه.

373
00:25:22,416 --> 00:25:25,375
‫- و مطمئنی کسی تعقیبت نکرد؟
‫- معلومه که نه.

374
00:25:32,708 --> 00:25:33,791
‫برو، برو، برو!

375
00:25:37,500 --> 00:25:39,333
‫هی، وایسا. وایسا!

376
00:25:43,625 --> 00:25:46,208
‫رفیق، چه مرگته؟

377
00:25:47,791 --> 00:25:48,625
‫برو!

378
00:25:50,708 --> 00:25:51,625
‫لعنتی.

379
00:25:53,583 --> 00:25:54,583
‫یالا!

380
00:25:55,208 --> 00:25:56,333
‫لعنتی!

381
00:26:02,208 --> 00:26:05,083
‫کسی تعقیبت نکرد؟
‫چرا دفعه بعد از چشمات استفاده نمی‌کنی؟

382
00:26:05,166 --> 00:26:06,875
‫زن‌های جاسوس عوضی.

383
00:26:07,916 --> 00:26:08,916
‫اون پایین!

384
00:26:31,666 --> 00:26:34,333
‫- باید عادی رفتار کنیم.
‫- آره، عادی. دمت گرم.

385
00:26:35,750 --> 00:26:37,250
‫باشه، آره.

386
00:26:42,416 --> 00:26:44,416
‫- چه مرگته؟
‫- مگه چیه؟

387
00:26:50,166 --> 00:26:52,833
‫... ضمیر ناخودآگاه در هنر مدرن.

388
00:26:52,916 --> 00:26:55,833
‫زیگموند فروید یکی از بزرگ‌ترین محرکانش بود.

389
00:26:55,916 --> 00:26:59,916
‫اون تصمیم گرفت که شب روز باشه،
‫و روز شب باشه.

390
00:27:37,541 --> 00:27:38,625
‫ای تو روحش.

391
00:27:46,125 --> 00:27:47,416
‫ای وای!

392
00:27:47,500 --> 00:27:49,166
‫شرمنده، فیلم‌برداری ممنوعه.

393
00:27:59,416 --> 00:28:00,666
‫هی!

394
00:28:04,666 --> 00:28:08,666
‫نگران نباشید بچه‌ها. همه‌ش...
‫همه‌ش بخشی از برنامه‌ست. اون...

395
00:28:13,208 --> 00:28:14,708
‫ببخشید، این خروجی...

396
00:28:17,000 --> 00:28:19,166
‫- فکر می‌کنی کسی دید؟
‫- لعنتی همه‌شون دیدن.

397
00:28:19,250 --> 00:28:21,291
‫خوبه که اون کلاه محشر رو سرت گذاشتی.

398
00:28:21,375 --> 00:28:24,500
‫خب، رید دقیقاً درباره پاریس چی بهت گفت؟
‫وایلدفلاور؟

399
00:28:24,583 --> 00:28:28,666
‫من... یه اسم رمزه‌، خب؟
‫یه چیزی مربوط به یه عملیات قدیمی.

400
00:28:28,750 --> 00:28:30,500
‫پژواک چیزی از خیلی وقت پیش.

401
00:28:30,583 --> 00:28:33,750
‫زیبا بود. واقعاً با کلماتت یه تصویر خلق می‌کنی.
‫من دیگه میرم.

402
00:28:33,833 --> 00:28:36,916
‫- باید بفهمم چه خبره.
‫- خدای من، معلومه که باید بفهمی.

403
00:28:37,000 --> 00:28:39,458
‫یه چیزی در مورد کنجکاوی،
‫یه چیزی، یه چیزی گربه.

404
00:28:39,541 --> 00:28:42,791
‫از اونجایی که به نظر میرسه
‫هر کی به این ماجرا وصله داره کشته میشه،

405
00:28:42,875 --> 00:28:45,625
‫بهتره به مزایای دخالت نکردن
‫تو کار بقیه فکر کنی. آره؟

406
00:28:45,708 --> 00:28:47,833
‫این قطعاً کاریه که من قراره بکنم.

407
00:28:47,916 --> 00:28:51,500
‫خب، از آشنایی باهات خوشحال شدم.
‫همیشه پاریس رو تو یادمون داریم.

408
00:28:51,583 --> 00:28:53,000
‫دیگه بهم زنگ نزن.

409
00:28:58,125 --> 00:29:00,166
‫مردی به اسم ایتن بیشاپ رو می‌شناسی؟

410
00:29:00,250 --> 00:29:03,083
‫- نه.
‫- تو اولویتم قرارش نمی‌دادم.

411
00:29:03,166 --> 00:29:05,666
‫به هر حال، یه جلسه کاری باهاش دارم.

412
00:29:05,750 --> 00:29:09,750
‫و همین الان لو داد که تو وضعیتی شبیه به توئه.

413
00:29:09,833 --> 00:29:13,625
‫دستگیر شد و یه آدم مرموز اومد اداره پلیس

414
00:29:14,208 --> 00:29:16,833
‫و بهش پیشنهاد آزادی در ازای کار داد.

415
00:29:16,916 --> 00:29:17,958
‫دقیقا عین تو.

416
00:29:18,041 --> 00:29:22,250
‫خب، اون پیشنهاد رو قبول کرد
‫چون به اندازه تو احمقه

417
00:29:22,333 --> 00:29:25,625
‫و یه محموله سلاح رو به یه آدرس
‫تو شهر تحویل داد.

418
00:29:25,708 --> 00:29:29,333
‫حدس می‌زنم این ممکنه برای همون آقایی باشه
‫که داری دنبالش می‌گردی.

419
00:29:29,916 --> 00:29:31,458
‫نصیحتم رو می‌خوای؟

420
00:29:31,541 --> 00:29:32,708
‫همین الان این یارو رو خلاص کن

421
00:29:32,791 --> 00:29:36,083
‫قبل از اینکه چنگال‌هاش رو بیشتر
‫از اینی که کرده تو تنت فرو کنه.

422
00:29:36,166 --> 00:29:38,875
‫خب، آدرس رو داری؟

423
00:29:38,958 --> 00:29:41,250
‫خیابان کلی، پلاک ۳۲.

424
00:29:41,333 --> 00:29:42,791
‫خیابان کلی، پلاک ۳۲؟

425
00:29:43,291 --> 00:29:45,500
‫می‌تونی خودت رو مدیون من بدونی.

426
00:29:45,583 --> 00:29:47,041
‫همیشه همین ‌طوری بوده.

427
00:29:56,333 --> 00:29:59,250
‫آقای یانگ، اون رزروی که خواسته بودید رو انجام دادم.

428
00:29:59,333 --> 00:30:01,416
‫ساعت هشت شب در «برنت شوگر».
‫خیابان واردور.

429
00:30:01,500 --> 00:30:04,583
‫یه جورایی سبک پیش‌غذاهای اشتراکیه.
‫خوبه.

430
00:30:04,666 --> 00:30:07,916
‫این... این عالیه. ممنونم.

431
00:30:18,166 --> 00:30:19,500
‫وایلدفایر چیه؟

432
00:30:20,000 --> 00:30:22,666
‫پژواک چیزی از خیلی وقت پیش.

433
00:31:29,375 --> 00:31:30,708
‫سلام، رابرت.

434
00:31:34,500 --> 00:31:35,625
‫الیزابت.

435
00:31:36,125 --> 00:31:39,708
‫ببخشید که یکم طول کشید تا بیام ببینمت.
‫نگو که

436
00:31:41,083 --> 00:31:44,208
‫وقتی یکی از همکارات میزنه به سیم آخر کلی کار اداری داره.

437
00:31:45,583 --> 00:31:48,791
‫می‌خوای نمایش مسخره‌ی
‫«چرا زندانیم کردید» رو بازی کنیم؟

438
00:31:48,875 --> 00:31:50,375
‫یا بریم سر اصل مطلب؟

439
00:31:51,083 --> 00:31:53,250
‫از کجا می‌دونستی پاریسم؟

440
00:31:54,125 --> 00:31:56,125
‫- یه خبرچین.
‫- از طرف کی؟

441
00:31:56,708 --> 00:31:58,250
‫یه منبع ناشناس.

442
00:32:02,541 --> 00:32:04,458
‫همین الان سعی کردیم لیلا جاشی رو بگیریم.

443
00:32:04,541 --> 00:32:06,958
‫- سعی کردید؟
‫- اون با هلن وب بود.

444
00:32:07,041 --> 00:32:09,041
‫اونا تیم میدانی ما رو از کار انداختن

445
00:32:09,125 --> 00:32:11,666
‫و یه تعقیب و گریز پیاده توی سامرست هاوس راه انداختن.

446
00:32:12,666 --> 00:32:14,708
‫خوشحالم که به نظرت خنده‌داره.

447
00:32:15,500 --> 00:32:17,625
‫اگه پوشش وب لو بره کار همه‌مون تمومه.

448
00:32:17,708 --> 00:32:19,625
‫پس ازش فاصله بگیر.

449
00:32:20,666 --> 00:32:24,583
‫- از جاشی هم همین‌طور. اونا نمی‌تونن کمکت کنن.
‫- خب، پس شاید تو بتونی.

450
00:32:31,416 --> 00:32:35,541
‫همون هارد دیسکی که این‌ همه به زحمت افتادی
‫تا از الکسی چرنوف بدزدیش.

451
00:32:38,833 --> 00:32:42,458
‫آیدا پووتکین، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، مسکو.

452
00:32:42,541 --> 00:32:47,000
‫من تو عمارت الکسی چرنوف، غول نفتی روسیه،
‫تو یه مأموریت نفوذی بودم.

453
00:32:47,500 --> 00:32:48,875
‫توی پرونده‌ای با برچسب وایلدفایر،

454
00:32:48,958 --> 00:32:51,458
‫اسنادی رو کشف کردم که مربوط به وجود

455
00:32:51,541 --> 00:32:55,750
‫فردیست که تنها به عنوان
‫بازمانده‌ی آن عملیات شناخته می‌شه.

456
00:32:55,833 --> 00:32:59,750
‫این اطلاعات رو به خانم رید دادم،
‫اما پاسخی دریافت نکردم.

457
00:33:00,250 --> 00:33:02,125
‫پوشش من اینجا لو رفته.

458
00:33:02,625 --> 00:33:05,625
‫فکر کنم اینا آخرین حرف‌های ضبط‌شده‌ش بودن.

459
00:33:09,500 --> 00:33:12,791
‫خب، آیدا به چی پی برده بود
‫که باعث مرگش شد؟

460
00:33:27,541 --> 00:33:28,875
‫یه هسته‌ی کبوتر سیاه،

461
00:33:29,458 --> 00:33:32,750
‫مستقر در برلین شرقی، سال ۱۹۸۸.

462
00:33:33,333 --> 00:33:34,958
‫نگاه کن چقدر همه‌تون جوون بودین.

463
00:33:37,333 --> 00:33:39,958
‫پیتر مدیسون رئیس پایگاه بود.

464
00:33:41,000 --> 00:33:45,166
‫کلاین و آمبروز سربازای پیاده بودن،
‫و تو هم مامور نفوذی عملیات بودی.

465
00:33:46,916 --> 00:33:50,416
‫مدیسون سال ۸۸ کشته شد.
‫فکر کنم وقتی این اتفاق افتاد تو هم اونجا بودی.

466
00:33:52,291 --> 00:33:57,291
‫کلاین دیروز توسط دوستت،
‫سم یانگ ترور شد.

467
00:33:59,208 --> 00:34:00,666
‫و ملانی آمبروز،

468
00:34:01,166 --> 00:34:03,541
‫جنازه‌ش رو توی آپارتمانشژ

469
00:34:03,625 --> 00:34:05,333
‫همین امروز بعدازظهر پیدا کردیم.

470
00:34:08,333 --> 00:34:10,666
‫همه‌شون مردن، الیزابت.

471
00:34:12,083 --> 00:34:13,333
‫به جز تو.

472
00:34:34,458 --> 00:34:36,250
‫مأموریت برلین چی بود؟

473
00:34:37,625 --> 00:34:41,875
‫نفوذ به یه گروه اقدام سیاسی
‫دولت‌ستیز به اسم «کسترل».

474
00:34:43,583 --> 00:34:45,833
‫پنج سال به عنوان نفوذی باهاشون بودی.

475
00:34:45,916 --> 00:34:47,083
‫درسته.

476
00:34:49,333 --> 00:34:51,291
‫این حاصل کار نیم دهه‌ست؟

477
00:34:51,875 --> 00:34:54,666
‫اگه اینو بندازم زمین،
‫نگرانم از لای شیارای پارکت رد بشه بیفته پایین.

478
00:34:54,750 --> 00:34:56,416
‫ولی شاید اصل ماجرا همینه.

479
00:34:56,916 --> 00:35:00,416
‫شاید اصلاً یادداشت چندانی برنمی‌داشتی.

480
00:35:01,375 --> 00:35:05,250
‫با این حال، واسه یه مأمور تازه‌کار لقمه‌ی گنده‌ای بود.

481
00:35:05,333 --> 00:35:06,625
‫خشن هم بود.

482
00:35:07,750 --> 00:35:11,333
‫- کسترل دووم نیاورد.
‫- پرونده‌ی اون مأموریت بسته شد.

483
00:35:11,416 --> 00:35:14,083
‫دقیقاً قبل از اینکه پروندشون،
‫به قول خودت،

484
00:35:14,166 --> 00:35:15,291
‫بسته بشه،

485
00:35:15,791 --> 00:35:18,166
‫با یه افسر کا‌گ‌ب ارتباط گرفتن،

486
00:35:18,250 --> 00:35:21,250
‫آقایی به اسم الکسی چرنوف.

487
00:35:22,291 --> 00:35:27,000
‫الکسی چرنوف، همونی که هفته‌ی پیش

488
00:35:27,083 --> 00:35:29,583
‫دو تا مأمور فرستادی پنت‌هاوسش
‫تا ازش یه سرقت خشونت‌بار بکنن.

489
00:35:29,666 --> 00:35:31,708
‫همون الکسی چرنوف؟

490
00:35:32,583 --> 00:35:37,416
‫پووتکین توی نوار میگه که معتقده
‫چرنوف دنبال یه نفر می‌گشته

491
00:35:38,083 --> 00:35:40,666
‫یه بازمانده از برلین.

492
00:35:42,750 --> 00:35:43,958
‫کی؟

493
00:36:44,675 --> 00:36:46,925
‫اگه توضیح دیگه‌ای ندی،

494
00:36:47,008 --> 00:36:50,841
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه
‫به شواهد جلوی چشمم اعتماد کنم،

495
00:36:51,341 --> 00:36:55,050
‫اینکه تو در حال حاضر درگیر
‫یه دسیسه‌چینی خشونت‌آمیزی

496
00:36:55,633 --> 00:36:58,466
‫که منجر به مرگ حداقل سه مأمور شده.

497
00:36:59,341 --> 00:37:01,550
‫اگه اشتباه می‌کنم،

498
00:37:01,633 --> 00:37:05,841
‫الان فرصتته که واقعیت رو بگی،

499
00:37:06,550 --> 00:37:08,216
‫تا سعی کنی خودت رو تبرئه کنی.

500
00:37:13,425 --> 00:37:15,258
‫چی رو مخفی می‌کنی، الیزابت؟

501
00:37:26,841 --> 00:37:28,008
‫خیلی خب.

502
00:37:30,925 --> 00:37:33,633
‫من همیشه برات احترام قائل بودم، الیزابت،

503
00:37:34,800 --> 00:37:37,008
‫با اینکه نگاهت بهم همیشه از بالا به پایین بوده.

504
00:37:38,383 --> 00:37:43,216
‫شاید همین باعث بشه سرنگون کردنت
‫بیشتر شبیه یه فتح بزرگ باشه.

505
00:37:43,966 --> 00:37:46,800
‫دست گرفتن کنترل هلن وب
‫که قطعاً همچین حسی داره.

506
00:37:51,008 --> 00:37:52,800
‫به‌زودی جابه‌جات می‌کنیم.

507
00:38:48,883 --> 00:38:50,508
‫کنجکاو شدی.

508
00:38:52,800 --> 00:38:56,633
‫تصمیم گرفتی سرک بکشی و آمار بگیری،
‫با اینکه بهت گفته بودن نباید این کار رو بکنی.

509
00:39:00,216 --> 00:39:01,258
‫سم،

510
00:39:02,550 --> 00:39:06,841
‫باید بفهمی که تو بی‌خبری هستی
‫چون دقیقاً ما می‌خوایم باشی.

511
00:39:06,925 --> 00:39:09,383
‫این ‌جور تحقیقات،

512
00:39:09,466 --> 00:39:11,008
‫سین‌جین کردن‌ها،

513
00:39:11,091 --> 00:39:13,091
‫قراردادمون رو نقض می‌کنه،

514
00:39:14,175 --> 00:39:15,508
‫و ما اصلاً نمی‌تونیم اینو قبول کنیم.

515
00:39:16,800 --> 00:39:18,508
‫چی میشه اگه یه گلوله حروم کله‌ت کنم؟

516
00:39:19,425 --> 00:39:20,550
‫اون وقت من می‌میرم.

517
00:39:21,175 --> 00:39:22,591
‫مشکلات من تموم میشه.

518
00:39:23,341 --> 00:39:25,175
‫مشکلات تو تازه شروع میشه.

519
00:39:26,008 --> 00:39:28,466
‫اسلحه رو بذار زمین تا بهت بگم چرا.

520
00:39:32,758 --> 00:39:33,675
‫ببین.

521
00:39:33,758 --> 00:39:35,425
‫تو فکر کردی

522
00:39:36,216 --> 00:39:39,716
‫قراره با خون و خون‌ریزی
‫به توافقمون پاینبند نگه‌ت داریم،

523
00:39:39,800 --> 00:39:43,508
‫با خشونت،
‫با چیزی که بتونی باهاش بجنگی.

524
00:39:43,591 --> 00:39:44,591
‫ولی در اشتباهی.

525
00:39:45,966 --> 00:39:49,716
‫چیزی که ما برای بستن دست و پات
‫ازش استفاده می‌کنیم سکوتمونه.

526
00:39:52,841 --> 00:39:54,175
‫رازداری‌مونه.

527
00:40:15,175 --> 00:40:17,341
‫عشق نقطه‌ضعفه،

528
00:40:19,091 --> 00:40:20,133
‫و تو هم سرتاپات ضعفه.

529
00:40:20,216 --> 00:40:22,216
‫این چیه؟ از کجا گیرش آوردی؟

530
00:40:22,800 --> 00:40:24,841
‫خیلی وقته که اینو داریم، سم.

531
00:40:24,925 --> 00:40:26,675
‫ولی خیالت راحت باشه،

532
00:40:28,091 --> 00:40:32,466
‫دقیقاً هر کاری که بهت میگیم رو انجام بده،
‫تا این هرگز آفتاب به خودش نبینه.

533
00:40:34,341 --> 00:40:37,633
‫راز هلن وب پیش ما محفوظه.

534
00:40:38,800 --> 00:40:42,050
‫حالا یه هدف اضافی
‫به قراردادت اضافه کردیم.

535
00:40:43,758 --> 00:40:45,675
‫می‌خوایم همین امشب دخلش بیاد.

536
00:40:46,425 --> 00:40:50,008
‫راهی تا بهمون نشون بدی
‫هنوزم می‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

537
00:41:00,383 --> 00:41:02,341
‫اگه به خاطر خودت نمی‌تونی انجامش بدی،

538
00:41:03,216 --> 00:41:04,508
‫به خاطر هلن بکن.

539
00:41:07,425 --> 00:41:09,091
‫باید بدونم واسه کی کار می‌کنم.

540
00:41:10,550 --> 00:41:11,550
‫فقط یه اسم.

541
00:41:14,258 --> 00:41:15,258
‫کسترل.

542
00:41:38,633 --> 00:41:39,758
‫باهاش حرف زدم.

543
00:41:40,758 --> 00:41:41,758
‫سر عقل اومد.

544
00:41:42,508 --> 00:41:44,550
‫می‌تونیم بریم مرحله بعدی نقشه.

545
00:41:49,508 --> 00:41:51,300
‫- ببخشید دیر کردم. من...
‫- سلام.

546
00:41:51,383 --> 00:41:53,425
‫- دریل کجاست؟
‫- دریل مجبور شد بدو بدو بره.

547
00:41:53,508 --> 00:41:56,341
‫دخترش بالا آورده بود
‫واسش مورد اورژانسی پیش اومد.

548
00:41:58,008 --> 00:41:59,466
‫- باشه.
‫- آره.

549
00:42:03,758 --> 00:42:05,175
‫خب، امروزت چطور بود؟

550
00:42:05,258 --> 00:42:08,050
‫یادته عروسیمون هی مجبور می‌شدیم
‫چیدمان صندلی‌ها رو عوض کنیم

551
00:42:08,133 --> 00:42:11,425
‫تا گروه‌های مختلف فامیل
‫به خون هم تشنه‌ رو جا بدیم؟ یادته؟

552
00:42:12,466 --> 00:42:15,800
‫خب، ترتیب دادن اجلاس صلح
‫با ۲۳ تا کشور دقیقاً همون‌ طوریه.

553
00:42:18,258 --> 00:42:21,633
‫دریل گفت لازمه با هم صادقانه حرف بزنیم.

554
00:42:22,591 --> 00:42:26,633
‫راستش گفت حیاتیه که ما با همدیگه صادقانه صحبت کنیم.

555
00:42:38,050 --> 00:42:38,883
‫باشه.

556
00:42:40,508 --> 00:42:44,425
‫تو همین راستا، می‌خوام یه چیزی بپرسم.
‫اگه نپرسم تو دلم می‌مونه.

557
00:42:44,508 --> 00:42:45,633
‫خیلی خب.

558
00:42:48,558 --> 00:42:50,433
‫تا حالا توی این زندگی مشترک پات لغزیده؟

559
00:42:51,891 --> 00:42:53,350
‫وای خدا، والاس.

560
00:42:53,850 --> 00:42:55,100
‫دستیارم دنی بهم گفت...

561
00:42:55,183 --> 00:42:56,516
‫دستیارت دنی،

562
00:42:56,600 --> 00:42:59,641
‫همونی که دیوانه‌وار عاشقت بود
‫و... و رد داده بود؟

563
00:43:03,016 --> 00:43:05,933
‫- فکر نمی‌کنم این قضاوتت منصفانه باشه.
‫- خب اون همه‌ جوره داشت از سر و کولت بالا می‌رفت.

564
00:43:06,558 --> 00:43:09,058
‫- قدرت واسه بعضیا جذابیت داره.
‫- آره، واسه آدمای ضعیف.

565
00:43:09,141 --> 00:43:11,183
‫پس داری میگی پات نلغزیده؟

566
00:43:14,016 --> 00:43:16,225
‫آره، دارم میگم خیانت نکردم.

567
00:43:16,308 --> 00:43:17,808
‫بعضی وقتا ازم دوری می‌کنی.

568
00:43:17,891 --> 00:43:20,141
‫بعضی وقتا اصلاً نمی‌دونم کجایی. تو...

569
00:43:22,433 --> 00:43:24,641
‫بدون اینکه بگی داری کجا میری خونه رو ترک می‌کنی.

570
00:43:24,725 --> 00:43:27,266
‫خیلی معذرت می‌خوام.
‫نمی‌دونستم واسه بیرون رفتن باید اجازه بگیرم.

571
00:43:27,350 --> 00:43:30,766
‫می‌دونی منظورم این نبود.
‫تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، مگه نه؟

572
00:43:30,850 --> 00:43:32,558
‫باشه، به جز همین حالا،

573
00:43:32,641 --> 00:43:35,350
‫چون الان به نظر میرسه فقط حرف مفته
‫و اصلاً خبری از هیچی نیست.

574
00:43:35,433 --> 00:43:36,766
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

575
00:43:39,725 --> 00:43:40,725
‫نه.

576
00:43:42,808 --> 00:43:43,975
‫باور نمی‌کنم.

577
00:43:46,308 --> 00:43:47,141
‫چرا باورت نمیشه؟

578
00:43:47,225 --> 00:43:49,225
‫چون تو خوشحال نیستی، هلن.

579
00:43:51,475 --> 00:43:54,850
‫تو... در واقع تو غمگینی.
‫یه غمی توی وجودت داری.

580
00:43:55,600 --> 00:43:57,433
‫و نمی‌تونم باور کنم که به یه راه دررو

581
00:43:57,516 --> 00:44:00,308
‫یا نقشه‌ی فراری چیزی فکر نکرده باشی.

582
00:44:01,016 --> 00:44:03,725
‫نقشه‌ی فرار؟ عجب ایده‌ای.

583
00:44:03,808 --> 00:44:06,475
‫می‌خوای چیکار کنم،
‫از خیابون داونینگ تونل بزنم برم؟

584
00:44:06,558 --> 00:44:08,933
‫بدل بیارم که بیاد پیش تو زندگی کنه؟

585
00:44:09,016 --> 00:44:10,266
‫هیچ نقشه‌ی فراری در کار نیست.

586
00:44:10,350 --> 00:44:12,933
‫نه تا وقتی اینجاییم، درسته، ولی نمی‌تونم...

587
00:44:13,016 --> 00:44:15,475
‫می‌دونی، ممکنه زیاد اینجا نمونیم،
‫پس چرا وقتی از اینجا رفتیم

588
00:44:16,808 --> 00:44:18,975
‫از قفل و زنجیر رها نشیم؟

589
00:44:19,058 --> 00:44:21,308
‫- ببخشید، منظور از زنجیر، زندگی مشترکمونه؟
‫- آره.

590
00:44:21,391 --> 00:44:22,266
‫واقعاً که.

591
00:44:27,975 --> 00:44:29,808
‫می‌خوای طلاق بگیری؟

592
00:44:33,766 --> 00:44:35,641
‫فکر کنم فقط صداقت می‌خوام.

593
00:44:38,516 --> 00:44:40,558
‫باشه، حله.

594
00:44:41,391 --> 00:44:43,725
‫خب، معلومه.

595
00:44:43,808 --> 00:44:47,725
‫می‌دونی، هر وقت مردم بریتانیا تصمیم گرفتن
‫دیگه صلاحیت اداره کشور رو نداری،

596
00:44:47,808 --> 00:44:50,141
‫اون موقع آره، حتماً، راهمون رو جدا می‌کنیم،

597
00:44:50,225 --> 00:44:52,975
‫تو هم می‌تونی به خودت بقبولونی
‫که هیچ عیبی نداره، چون من...

598
00:44:53,475 --> 00:44:57,141
‫ببخشید، چی گفتی؟
‫چون من یه غمی تو وجودمه؟

599
00:44:58,225 --> 00:44:59,600
‫یه غم.

600
00:45:04,516 --> 00:45:06,016
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

601
00:45:06,808 --> 00:45:10,058
‫۱۲ ساله ازدواج کردیم. دو تا بچه داریم.

602
00:45:10,141 --> 00:45:14,016
‫تازه اسباب‌کشی کردیم به اقامتگاه نخست‌ وزیر پلاک ۱۰.
‫شاید اسمش به گوشت خورده باشه؟

603
00:45:14,725 --> 00:45:16,600
‫من استرس دارم.

604
00:45:16,683 --> 00:45:19,141
‫شاید تو مرحله‌ی قبل از یائسگی‌ام.

605
00:45:19,225 --> 00:45:21,641
‫قطعاً خسته و له و داغونم، و آره،

606
00:45:21,725 --> 00:45:26,433
‫گاهی با خودم فکر می‌کنم زندگی
‫چه شکلی می‌شد اگه این ‌طوری نبود.

607
00:45:26,516 --> 00:45:29,266
‫یه جای دیگه، با یه کس دیگه.

608
00:45:29,350 --> 00:45:31,183
‫گاهی دلم نمی‌خواد بهت دست بزنم.

609
00:45:31,266 --> 00:45:34,266
‫گاهی باید خودمو مجبور کنم که بیام نزدیکت.

610
00:45:34,350 --> 00:45:36,141
‫این نشونه‌ی این نیست که دوستت ندارم.

611
00:45:36,225 --> 00:45:38,433
‫این نشونه‌ی اینه که خیلی عمیق دوستت دارم،

612
00:45:38,516 --> 00:45:40,641
‫چون اگه نداشتم، اگه دوستت نداشتم،

613
00:45:40,725 --> 00:45:42,725
‫احتمالاً تا الان خفه‌ت کرده بودم.

614
00:45:42,808 --> 00:45:44,308
‫یا اینکه گذاشته بودم رفته بودم.

615
00:45:44,391 --> 00:45:47,350
‫یا بهت خیانت می‌کردم،

616
00:45:47,433 --> 00:45:50,683
‫که نکردم، و نخواهم کرد.

617
00:46:15,058 --> 00:46:16,391
‫چقدر فلک‌زده به نظر میای.

618
00:46:17,141 --> 00:46:18,516
‫روز خیلی گندی بوده.

619
00:46:20,475 --> 00:46:22,308
‫آره، روز تخمی‌ای بوده.

620
00:46:31,266 --> 00:46:32,391
‫باید بهش بگی.

621
00:46:34,516 --> 00:46:35,350
‫چی رو بهش بگم؟

622
00:46:38,850 --> 00:46:41,725
‫حالا تو واسه من کارشناس روابط بین‌فردی شدی، آره؟

623
00:46:49,433 --> 00:46:51,058
‫اصلاً چه فایده‌ای داره؟

624
00:46:53,558 --> 00:46:55,433
‫چون یه روزی، ویلیامز،

625
00:46:56,558 --> 00:46:58,266
‫به فرض اینکه تا اون موقع کشته نشده باشی،

626
00:46:59,100 --> 00:47:01,808
‫یه روز بیدار میشی و می‌بینی نصف عمرت رفته.

627
00:47:04,433 --> 00:47:06,183
‫و اگه حواست نباشه،

628
00:47:07,058 --> 00:47:09,808
‫یه نگاه به دورت می‌ندازی
‫و با کمال تعجب می‌بینی که...

629
00:47:12,016 --> 00:47:13,850
‫اصلاً و ابداً هیچی نداری که بهش دلخوش باشی.

630
00:47:16,600 --> 00:47:17,933
‫اینجا محیط کاره.

631
00:47:18,016 --> 00:47:22,266
‫واسه یه رابطه‌ی حرفه‌ای... می‌دونی، مناسب نیست.

632
00:47:24,850 --> 00:47:28,433
‫- اصلاً چی بیام بهش بگم مثلاً؟
‫- فقط همون چیزی رو بگو که تو دلته.

633
00:47:28,516 --> 00:47:31,725
‫چیزی که تو دلمه اینه که بیشتر طول روز
‫دلم می‌خواد یه چک بزنم تو گوشش.

634
00:47:32,391 --> 00:47:33,766
‫روانیم می‌کنه.

635
00:47:35,350 --> 00:47:38,225
‫آره، ولی قضیه این نیست، مگه نه؟

636
00:47:38,725 --> 00:47:40,016
‫نه، قضیه این نیست.

637
00:47:40,100 --> 00:47:41,766
‫- بهش بگو.
‫- خودت بهش بگو.

638
00:47:41,850 --> 00:47:44,058
‫- من که عاشقش نیستم.
‫- خوش به حالت.

639
00:47:44,641 --> 00:47:46,141
‫آره.

640
00:47:55,558 --> 00:47:57,975
‫- کجا داری میری؟
‫- کار دارم.

641
00:47:58,058 --> 00:47:59,933
‫- می‌خوای منم بیام؟
‫- نه.

642
00:48:00,808 --> 00:48:02,266
‫این یکی فقط کار خودمه.

643
00:48:07,058 --> 00:48:12,475
‫♪ سرتو بذار رو شونه‌هام ♪

644
00:48:14,350 --> 00:48:19,600
‫♪ منو تو بغلت بگیر، عزیزم ♪

645
00:48:21,641 --> 00:48:24,766
‫♪ محکم به خودت فشارم بده ♪

646
00:48:25,558 --> 00:48:27,225
‫♪ نشونم بده... ♪

647
00:48:27,308 --> 00:48:28,766
‫من غروب خورشیدم.

648
00:48:28,850 --> 00:48:30,225
‫♪ که دوستم... ♪

649
00:48:30,308 --> 00:48:31,558
‫من شب در راهم.

650
00:48:32,891 --> 00:48:34,975
‫من آخرین کلمه‌ی داستانتم.

651
00:48:36,600 --> 00:48:42,141
‫♪ لباتو بذار رو لبام، عزیزم ♪

652
00:48:43,850 --> 00:48:49,516
‫♪ نمی‌خوای یه بار منو ببوسی؟ ♪

653
00:48:51,350 --> 00:48:56,725
‫♪ فقط یه بوسه‌ی شب‌بخیر، شاید ♪

654
00:48:58,516 --> 00:49:02,433
‫♪ من و تو عاشق هم بشیم ♪

655
00:49:40,766 --> 00:49:42,058
‫عشق

656
00:49:43,433 --> 00:49:44,891
‫نقطه‌ضعفه،

657
00:49:46,850 --> 00:49:47,933
‫و تو سرتاپات ضعفه.

658
00:49:48,516 --> 00:49:50,975
‫♪ تو گوشم زمزمه کن ♪

659
00:49:53,100 --> 00:49:54,725
‫♪ عزیزم ♪

660
00:50:12,016 --> 00:50:13,516
‫من غروب خورشیدم.

661
00:50:16,225 --> 00:50:17,558
‫من شب در راهم.

662
00:50:23,183 --> 00:50:25,266
‫من آخرین کلمه‌ی داستانتم.

663
00:50:38,243 --> 00:50:58,243
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

