﻿1
00:00:09,020 --> 00:00:10,350
‫وایلدفلاور چیه؟

2
00:00:11,560 --> 00:00:14,120
‫بقایای یه ماجرای خیلی قدیمی

3
00:00:15,060 --> 00:00:18,200
‫- فقط در همین حد بهم میگی؟
‫- همین حد هم از سرت زیاده

4
00:00:20,990 --> 00:00:31,990
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

5
00:01:25,000 --> 00:01:32,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:01:32,270 --> 00:01:33,470
‫- دنی
‫- گندش بزنن!

7
00:01:33,470 --> 00:01:34,930
‫هی، شلیک نکن! شلیک نکن!

8
00:01:34,930 --> 00:01:37,520
‫فکر کردی بهم تفنگ میدن؟

9
00:01:37,520 --> 00:01:39,820
‫البته همچنان باید بهت اسپری فلفل بزنم

10
00:01:39,820 --> 00:01:42,100
‫تو خونه‌ی من چه غلطی می‌کنی؟

11
00:01:42,100 --> 00:01:43,250
‫اومدم یه کار بهت بدم

12
00:01:45,520 --> 00:01:48,540
‫- اومدی ازم بخوای یه لطفی بهت بکنم
‫- نمیشه جفتش باشه؟

13
00:01:49,310 --> 00:01:52,270
‫می‌دونی که بعد از ماجرایی که با تو داشتم
‫بهم تنزل رتبه دادن؟

14
00:01:52,270 --> 00:01:55,520
.پشت میز نشین شدم
‫توی یه اتاقک گزارش می‌نویسم

15
00:01:55,520 --> 00:01:58,270
‫خب، می‌تونست بدتر هم بشه، دنی.
‫ممکن بود بکشمت

16
00:01:58,270 --> 00:02:00,180
‫اما به‌جاش حرفه‌ی کاریم رو کُشتی

17
00:02:01,560 --> 00:02:02,800
‫میشه لطفاً بری؟

18
00:02:02,800 --> 00:02:04,770
‫مگه نباید مراقب بچه‌هات باشی؟

19
00:02:04,770 --> 00:02:05,970
‫نه

20
00:02:05,970 --> 00:02:07,850
‫پیش پرستارشونـن

21
00:02:07,850 --> 00:02:11,100
‫آره، والاس می‌گفت آدم بی‌مسئولیتی هستی

22
00:02:11,100 --> 00:02:12,930
‫جانم؟ چی می‌گفت؟

23
00:02:12,930 --> 00:02:15,140
‫که غریزه‌ی مادرانه نداری

24
00:02:15,640 --> 00:02:17,640
‫وقتی درمورد بچه‌هام کسشر گفتی و

25
00:02:17,640 --> 00:02:19,950
‫نزدیک بود با گردن‌بند خفه‌ت کنم

26
00:02:19,950 --> 00:02:21,640
‫غریزه‌ی مادرانه‌م رو حس نکردی؟

27
00:02:21,640 --> 00:02:23,270
‫یه چیزهایی...

28
00:02:24,310 --> 00:02:25,720
حس کردم

29
00:02:25,720 --> 00:02:29,180
‫می‌خوای یه بار دیگه امتحان کنیم؟
‫تازه از باشگاه هم برگشتم

30
00:02:29,180 --> 00:02:31,930
‫- زیاد براش وقت می‌ذاری، آره؟
‫- بیشتر عصرها اونجام

31
00:02:31,930 --> 00:02:35,470
‫دیگه چه خبر؟
‫دوست‌پسر پیدا نکردی، دنی؟

32
00:02:35,470 --> 00:02:37,890
‫- دوست و زندگی چطور؟
‫- زندگی من، کار منـه

33
00:02:37,890 --> 00:02:41,020
‫- اتاقک و گزارش‌ها؟
‫- بالأخره که برمی‌گردم به کار قبلیم

34
00:02:41,020 --> 00:02:43,600
‫نه، برنمی‌گردی.
‫همین الانش هم فراموشت کردن

35
00:02:43,600 --> 00:02:46,180
‫یه فارغ‌التحصیل ۲۲ ساله‌ی آکسفورد یا
‫کمبریج پیدا میشه

36
00:02:46,180 --> 00:02:48,680
‫با یه لبخند دلنشین و خوش‌مشرب و
‫بدون معضلات تو

37
00:02:48,680 --> 00:02:50,350
‫زندگی‌ای رو می‌کنه که تو می‌خواستی بکنی

38
00:02:50,350 --> 00:02:53,930
‫اون‌وقت تو باید ۴۰ سال آینده رو با اخم و
‫غرغر پای جدول‌های اکسل بگذرونی

39
00:02:53,930 --> 00:02:55,850
‫نمی‌تونی از پشت اون میز بلند شی

40
00:02:56,600 --> 00:02:58,310
‫نه بدون کمک من

41
00:02:59,020 --> 00:03:02,890
‫حالا نظرت چیـه اون چاقویی که
‫پشت سرت قایم کردی رو بذاری زمین تا

42
00:03:04,220 --> 00:03:06,160
‫بهت بگم قراره چی‌کار برام بکنی؟

43
00:03:12,220 --> 00:03:13,220
‫سراپا گوشم

44
00:03:14,870 --> 00:03:18,550
‫« کبوتران سیاه »

45
00:03:28,679 --> 00:03:33,679
♪ CYRIL - Stumblin' In ♪

46
00:04:22,810 --> 00:04:25,430
‫من با یتیم‌ها و آواره‌ها کاری ندارم

47
00:04:25,970 --> 00:04:28,870
‫- پرورشگاه سگ‌های «بترسی» اون‌طرفـه
‫- فقط...

48
00:04:29,270 --> 00:04:30,270
‫فقط یه شب

49
00:04:31,100 --> 00:04:32,180
‫من...

50
00:04:33,810 --> 00:04:35,020
‫نمی‌تونم تنها باشم

51
00:04:48,020 --> 00:04:49,100
‫تفنگ

52
00:04:52,310 --> 00:04:54,350
‫هر وقت رفتی بهت پسش میدم

53
00:04:55,270 --> 00:04:57,720
‫رفتی به اون آدرسی که بهت دادم؟

54
00:04:57,720 --> 00:04:58,920
‫آره

55
00:04:58,940 --> 00:05:00,320
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

56
00:05:01,390 --> 00:05:03,050
‫- نه
‫- خوبـه

57
00:05:03,050 --> 00:05:06,140
‫چون من هم نمی‌خوام چیزی درموردش بشنوم

58
00:05:06,140 --> 00:05:07,680
‫آب تازه جوش اومده

59
00:05:07,680 --> 00:05:09,520
‫واسه خودت دم‌نوش بابونه درست کن

60
00:05:09,520 --> 00:05:12,310
‫می‌تونی بری تو اتاق مهمون.
‫بالای پله‌هاست

61
00:05:13,020 --> 00:05:14,560
‫حوله هم توی کابینت آبگرمکن هست

62
00:05:16,890 --> 00:05:18,720
‫من خورشید در حال غروبـم

63
00:05:20,140 --> 00:05:22,020
‫من شبِ در راهـم

64
00:05:24,890 --> 00:05:27,180
‫من آخرین کلمه‌ی داستانتـم

65
00:05:36,180 --> 00:05:37,390
‫ای خدا

66
00:05:39,520 --> 00:05:41,180
‫- خودم قهوه درست می‌کنم
‫- نمی‌خواد

67
00:05:41,180 --> 00:05:43,270
‫نه. تو برو دوش بگیر.
‫من درست می‌کنم

68
00:05:43,270 --> 00:05:46,770
‫ای خدا. حدوداً ۲۰۰ نفر تو این ساختمون
‫می‌تونن برام قهوه درست کنن

69
00:05:48,060 --> 00:05:49,390
‫ببخشید، من...

70
00:05:50,220 --> 00:05:52,390
‫دیشب صدات رو شنیدم که دیروقت اومدی

71
00:05:52,390 --> 00:05:55,600
‫رفتم مراسم نوشیدنی «زن‌های فعال در خیریه» و

72
00:05:55,600 --> 00:05:58,270
‫بعدش هم با یکی از دوستام رفتم بیرون

73
00:05:58,270 --> 00:05:59,270
‫جدی؟ با کی؟

74
00:06:00,810 --> 00:06:01,810
‫جکی موریس

75
00:06:02,310 --> 00:06:04,470
‫می‌خوای شماره‌ش رو بهت بدم تا مطمئن شی؟

76
00:06:04,470 --> 00:06:06,810
‫منظورم این نبود

77
00:06:07,370 --> 00:06:10,850
‫باید جلسه‌‌ی مشاوره‌ی خانوادگیم رو
جابه‌جا کنم. ساعت ۱ جلسه دارم

78
00:06:10,850 --> 00:06:13,220
‫نمیشه یه نیم ساعت بندازیش عقب؟

79
00:06:13,220 --> 00:06:15,350
‫با رئیس‌جمهور آمریکا جلسه دارم

80
00:06:15,350 --> 00:06:20,640
‫باشه، حتماً... آره. زنگ می‌زنم به دریل
‫ببینم می‌تونه یه زمان خالی پیدا کنه

81
00:06:20,640 --> 00:06:21,770
‫ممنون

82
00:06:23,520 --> 00:06:25,970
‫- به‌نظرت از پسش بر میای؟
‫- از پس چی؟

83
00:06:26,890 --> 00:06:28,270
‫اجلاس صلح

84
00:06:28,270 --> 00:06:29,310
‫آتش‌بس

85
00:06:29,310 --> 00:06:32,100
‫خب، اون روز ژاکلین رو راضی کردم
‫واسه اولین بار گوجه بخوره

86
00:06:32,100 --> 00:06:34,720
‫پس آره، برقراری صلح جهانی
‫مثل آب خوردن می‌مونه

87
00:06:34,720 --> 00:06:36,470
‫من برم دوش بگیرم

88
00:06:41,020 --> 00:06:42,890
‫لعنتی

89
00:06:42,890 --> 00:06:44,220
‫والاس حرفی نزده؟

90
00:06:45,520 --> 00:06:47,850
‫وانمود می‌کنه که همه‌چی مرتبـه

91
00:06:49,430 --> 00:06:51,180
‫خب، موقتیـه

92
00:06:51,890 --> 00:06:52,910
‫نه

93
00:06:54,520 --> 00:06:58,100
‫بعضی‌ها توی سازمان فکر می‌کنن که
‫باید جلوی ضررهامون باهات رو بگیریم

94
00:06:58,100 --> 00:07:00,390
‫می‌دونی جلوی ضررهامون رو بگیریم،
‫یعنی چی دیگه؟

95
00:07:00,390 --> 00:07:01,720
‫ضرر شما، راه نفسِ من

96
00:07:01,720 --> 00:07:05,350
‫ماجرای تو رو پیش کشیدم،
‫سعی کردم قانع‌شون کنم که صدت رو گذاشتی

97
00:07:05,350 --> 00:07:09,100
‫قانع‌شون کنم که خطری نداری و
‫فرار هم نمی‌خوای بکنی

98
00:07:11,640 --> 00:07:13,470
‫امیدوارم به‌زودی خودم هم قانع بشم

99
00:07:14,890 --> 00:07:17,430
توی دفتر نخست‌وزیر، کارها دارن جلو میرن

100
00:07:18,560 --> 00:07:21,350
‫والاس خبر داره اما گمون می‌کنم
‫هنوز به تو نگفته که

101
00:07:21,350 --> 00:07:23,270
‫تا سپتامبر نخست‌وزیر میشه

102
00:07:24,430 --> 00:07:25,810
‫زن نخست‌وزیر

103
00:07:25,810 --> 00:07:28,310
‫چیزی که تموم این سال‌ها
براش زحمت کشیدیم

104
00:07:30,350 --> 00:07:32,220
‫این چیزیـه که قراره نجاتت بده، هلن

105
00:07:33,500 --> 00:07:37,670
‫هیچ نخست‌وزیری طلاق نمی‌گیره.
‫این‌طوری وقت داری تا اوضاع رو درست کنی

106
00:07:37,680 --> 00:07:39,890
‫یه‌جوری رفتار می‌کنی انگار می‌تونی
‫همه‌چیز رو کنترل کنی

107
00:07:39,890 --> 00:07:43,156
‫انگار می‌تونی کل دنیا رو همون‌طوری که
‫خودت می‌خوای شکل بدی. اما...

108
00:07:43,180 --> 00:07:44,457
‫اما اگه...

109
00:07:44,481 --> 00:07:45,561
‫اگه اشتباه کنم چی میشه؟

110
00:07:46,060 --> 00:07:48,560
‫اگه نشه زندگی زناشوییم رو نجات داد چی؟

111
00:07:49,770 --> 00:07:52,310
‫اگه دیگه به درد نخورم چی؟
‫بعدش چی میشه؟

112
00:07:52,310 --> 00:07:54,350
‫همون اتفاقی که برای من میفته

113
00:07:55,520 --> 00:07:59,700
‫امتیازات‌مون رو می‌گیرن و
‫پرت‌مون می‌کنن تو ماشین‌ِ چوب‌خردکن

114
00:08:00,390 --> 00:08:03,200
‫چیزی که بهتره سعی کنیم
‫ازش دوری کنیم، قبول داری؟

115
00:08:19,100 --> 00:08:20,470
‫صبح به‌خیر، سم

116
00:08:20,470 --> 00:08:24,330
‫یهو دم خونه پیداش شد،
‫هر چی هم گفتم سیکتیر کنه، گوش نکرد

117
00:08:25,430 --> 00:08:28,310
‫- می‌خواستم مطمئن شم که حالت خوبـه
‫- چیزیم نیست

118
00:08:29,850 --> 00:08:31,430
‫معلومـه که یه چیزیت هست

119
00:08:31,430 --> 00:08:32,850
‫بگیر بشین

120
00:08:34,100 --> 00:08:35,180
‫یالا

121
00:08:41,220 --> 00:08:45,270
‫قدردان معنای نمادین کاری که
‫دیشب کردی، هستیم

122
00:08:45,270 --> 00:08:46,770
‫گاییدمت

123
00:08:46,770 --> 00:08:48,220
‫اون مرد خوبی بود

124
00:08:49,600 --> 00:08:51,160
‫- جری رو میگم
‫- معمولی بود

125
00:08:51,850 --> 00:08:53,430
رفیق و هدف داشت

126
00:08:53,430 --> 00:08:55,600
‫- اون مثل ما نبود
‫- نه

127
00:08:55,600 --> 00:08:56,900
‫و تو کشتیش

128
00:08:56,900 --> 00:08:58,270
‫سرش رو کردی زیر آب

129
00:08:58,270 --> 00:09:00,390
‫ببین، اگه دنبال یه آدم‌کش می‌گردی

130
00:09:00,890 --> 00:09:02,810
‫واست آدم‌کش پیدا می‌کنم

131
00:09:02,810 --> 00:09:04,520
‫ده‌تاشون رو میارم پیشت

132
00:09:04,520 --> 00:09:07,720
‫بهتر از این کسخل احساساتیـه.
‫نظرت چیه؟

133
00:09:07,720 --> 00:09:10,060
‫- فقط هم یکم پورسانت می‌گیرم
‫- نه

134
00:09:11,470 --> 00:09:14,430
‫- سم اون آدمیه که می‌خوام
‫- واسه چی؟ آخه یه نگاه بهش بنداز

135
00:09:14,430 --> 00:09:16,810
‫معلومـه که دچار بحران روحی شده

136
00:09:16,810 --> 00:09:19,160
‫واسه اینـه که روح داره

137
00:09:21,270 --> 00:09:22,330
با اون زندگی می‌کنه

138
00:09:24,810 --> 00:09:26,310
‫واسه چی جری رو کشتی؟

139
00:09:26,970 --> 00:09:28,180
‫تا از هلن محافظت کنم

140
00:09:29,220 --> 00:09:30,600
‫دقیقاً

141
00:09:30,600 --> 00:09:33,020
‫کشتیش چون معتقد بودی که

142
00:09:33,020 --> 00:09:37,430
‫نگه داشتن راز یه کبوتر سیاه از
‫زنده نگه داشتن اون، با ارزش‌تره

143
00:09:38,970 --> 00:09:41,310
‫حالا بگو چرا همچین نظری داشتی؟

144
00:09:41,810 --> 00:09:44,850
‫واسه این که آسیب‌پذیریِ ما

145
00:09:45,640 --> 00:09:47,060
‫اونا رو قوی می‌کنه

146
00:09:47,640 --> 00:09:51,310
‫قدرت اونا ناشی از ضعف ماست

147
00:10:01,220 --> 00:10:03,060
‫واسه همینـه که اون قدرت

148
00:10:03,600 --> 00:10:05,310
‫باید ازشون گرفته بشه

149
00:10:06,310 --> 00:10:09,600
‫کل سازمان فاسدشون نابود بشه

150
00:10:09,230 --> 00:10:13,122
‫{\an8}« کابوی »

151
00:10:10,640 --> 00:10:13,120
‫به همراه‌ همه‌ی انگل‌هایی که
‫ازش تغذیه می‌کنن

152
00:10:16,890 --> 00:10:19,770
‫نمیشه که الکسی چرنوف واسه اجلاس بیاد.
‫زده به سرت؟

153
00:10:19,770 --> 00:10:21,270
‫فقط درخواست ملاقات کرده

154
00:10:21,270 --> 00:10:23,930
‫درخواست ملاقات کرده تا
‫ازت بخواد که بیاد

155
00:10:23,930 --> 00:10:25,470
‫لازم نیست نابغه باشی که این رو بفهمی

156
00:10:25,470 --> 00:10:28,770
‫ممنونم. من کاملاً موافق بحث‌های پرشورم.
‫جدی میگم

157
00:10:28,770 --> 00:10:31,720
‫اما توی این ساختمون،
‫انتظار میره که حدأقل احترام

158
00:10:31,720 --> 00:10:33,770
‫به نخست‌وزیر گذاشته بشه

159
00:10:33,770 --> 00:10:35,770
‫جناب رئیس‌جمهور، من سراپا احترامم

160
00:10:35,770 --> 00:10:38,430
‫سراپا تضرع، تمجید و تکریمم

161
00:10:38,430 --> 00:10:41,220
‫و فقط خدا می‌دونه که چقدر فکر می‌کنم
‫آدم فوق‌العاده خفنی هستید

162
00:10:41,220 --> 00:10:44,810
‫اما نمی‌تونید اجازه بدید که الکسی چرنوف
‫واسه اجلاس بیاد

163
00:10:44,810 --> 00:10:46,020
‫قضیه چیه؟

164
00:10:46,020 --> 00:10:48,180
‫خانواده‌ی چرنوف واسه شام دعوتم کردن

165
00:10:48,180 --> 00:10:50,680
‫اگه جایی درز بشه که با
‫یه الیگارش روس ملاقات کردید،

166
00:10:50,680 --> 00:10:53,520
‫اون هم نزدیکِ اجلاس سران با موضوعِ
‫استقرار نیروها لب مرزشون...

167
00:10:53,520 --> 00:10:55,850
‫ملاقاتی که با خانم چرنوف توی
‫پاریس داشتم عالی بود

168
00:10:55,850 --> 00:10:59,680
‫می‌تونم به منشیم بگم که ردیفش کنه.
‫می‌تونیم بریم کلوبِ چنسلر

169
00:10:59,680 --> 00:11:00,930
‫مثلاً می‌تونی...

170
00:11:00,930 --> 00:11:04,520
‫همزمان ترتیب یه جلسه‌ی صوری
‫با وزیر آموزش‌پروش رو بده

171
00:11:04,520 --> 00:11:06,640
‫- هیشکی نمی‌فهمه
‫- یا اصلاً می‌تونید واسه شام نرید

172
00:11:07,140 --> 00:11:10,220
‫خب ایشون اگه قرارِ شام نداشته باشه،
هیچ‌وقت غذا نمی‌خوره

173
00:11:11,450 --> 00:11:14,220
‫ضرری نداره که بفهمیم چی برای گفتن دارن

174
00:11:14,220 --> 00:11:15,250
‫موافقم

175
00:11:16,350 --> 00:11:19,350
‫- امشب وقتت آزاده؟
‫- برنامه‌م رو خالی می‌کنم

176
00:11:19,850 --> 00:11:21,100
‫عالیـه

177
00:11:24,220 --> 00:11:26,680
‫نمی‌دونستم کتیا چرنوف رو می‌شناسید

178
00:11:27,450 --> 00:11:29,040
‫مثل یه سیب که از وسط نصف شده

179
00:11:41,390 --> 00:11:42,720
‫- خوبی؟
‫- تو خوبی؟

180
00:11:44,220 --> 00:11:45,600
‫- میای تو؟
‫- آره

181
00:11:52,720 --> 00:11:55,220
‫- لیندای معروف اینجاست؟
‫- لیدیا رو میگی؟ نه، همین الان رفت

182
00:11:55,220 --> 00:11:58,100
‫یه لحظه فکر کردم چند تا مسئول باغ‌وحش
‫با یه تور گنده دیدم

183
00:11:58,100 --> 00:11:59,350
‫چرا این‌قدر ازش بدت میاد؟

184
00:12:02,500 --> 00:12:05,470
‫- به‌نظرم داری وقتت رو تلف می‌کنی؟
‫- وقتم رو تلف می‌کنم؟

185
00:12:05,470 --> 00:12:06,850
‫آره، به‌نظرم به دردت نمی‌خوره

186
00:12:06,850 --> 00:12:09,810
‫مگه شخصیتِ رمان‌های جین آستینم؟
‫لازم نیست با این دختره ازدواج کنم که.

187
00:12:09,810 --> 00:12:12,790
‫- کلی وقت برای تلف کردن دارم
‫- اگه نداشته باشی چی؟

188
00:12:15,180 --> 00:12:17,310
‫فکر می‌کنی می‌تونی تا ابد کاری که
‫می‌کنیم رو بکنی؟

189
00:12:17,970 --> 00:12:20,470
‫زَهرت رو کنار بطری‌های کوچیکت نگه می‌داری!

190
00:12:20,470 --> 00:12:23,180
‫زندگیت به یه مو بنده.
‫احتمال داره هفته‌ی بعد بمیری

191
00:12:23,180 --> 00:12:25,770
‫حدأقل این هفته سکس داشتم.
‫شاید بد نیست تو هم امتحان کنی

192
00:12:25,770 --> 00:12:28,390
‫بعدش هم، نگاه کن، روش نوشتم.
‫ز، حرف اولِ زهر

193
00:12:28,390 --> 00:12:30,470
‫بیشتر بهش می‌خوره ز، حرف اول زپرتی باشه

194
00:12:30,470 --> 00:12:32,970
‫خلاصه، شاید اصلاً من توقع بیشتری از
‫زندگیم دارم، خب؟

195
00:12:33,640 --> 00:12:35,920
‫شاید تو هم باید بهش فکر کنی

196
00:12:35,920 --> 00:12:37,930
‫شاید اگه چشمات رو باز کنی، ببینی

197
00:12:37,930 --> 00:12:40,520
‫چرا این‌قدر معمایی حرف می‌زنی؟
‫عین شخصیتِ شرورِ بتمن

198
00:12:40,520 --> 00:12:42,180
‫- جوکر؟
‫- نه، ریدلرِ لعنتی

199
00:12:42,180 --> 00:12:44,600
‫- تا حالا ندیدمش!
‫- منظورت چیه؟ یعن چی می‌بینم؟

200
00:12:44,600 --> 00:12:47,020
‫نمی‌دونم، اصلاً منظورم رو نگرفتی.
‫سختـه

201
00:12:47,020 --> 00:12:49,520
‫بتونی چیزی که روبه‌روتـه رو ببینی.
‫نمی‌دونم

202
00:12:50,000 --> 00:12:52,450
‫شاید هم می‌بینی اما این‌قدر ترسویی که
‫قبول نمی‌کنی

203
00:12:52,450 --> 00:12:54,370
‫- ترسو؟
‫- آره

204
00:12:58,970 --> 00:13:00,090
‫سلام

205
00:13:01,350 --> 00:13:03,100
‫مزاحم‌تون شدم؟

206
00:13:03,100 --> 00:13:05,560
‫نه، من دارم میرم.
‫ولی بابت نصیحت تخمیت ممنونم

207
00:13:06,140 --> 00:13:07,520
‫این چشـه؟

208
00:13:09,810 --> 00:13:13,390
‫کم‌کم داره به این درک می‌رسه که
‫یه انسانِ خون‌گرمـه

209
00:13:13,390 --> 00:13:15,310
‫یه کار دیگه برام جور شد

210
00:13:15,310 --> 00:13:18,020
‫- اگه زمان مناسبی نیست...
‫- نه، اتفاقاً بهترین موقع‌ست

211
00:13:18,020 --> 00:13:19,870
‫الان بدجوری هوس کردم یکی رو بکشم

212
00:13:21,270 --> 00:13:25,920
‫به اون دست نزن. سمـه!
‫مگه سینِ روش رو نمی‌بینی؟ کیر توش

213
00:13:34,520 --> 00:13:37,930
‫اگه سر این قضیه بخوای بهم کلک بزنی،
‫وقتم رو با کشتنت تلف نمی‌کنم

214
00:13:37,930 --> 00:13:40,350
‫یه‌راست میرم پیش خبرنگارها، فهمیدی؟

215
00:13:40,350 --> 00:13:43,520
‫«رسوایی بزرگ، همسر رئیس‌جمهور،
‫جاسوس مخفی». تیتر باحالی نیست؟

216
00:13:43,520 --> 00:13:46,430
‫تا ظهر، میره رو صفحه‌ی اول تمومِ
‫روزنامه‌های دنیا

217
00:13:46,430 --> 00:13:47,770
‫قسم می‌خورم

218
00:13:48,930 --> 00:13:50,970
‫خیلی آدم تند و تیزی هستی، می‌دونستی؟

219
00:13:50,970 --> 00:13:53,220
‫مامانم میگه یه جامعه‌ستیزِ بالفطره‌م

220
00:13:53,220 --> 00:13:57,670
‫- چقدر حمایت‌گر
‫- یکی از چندین زنِ مُسن سمی زندگیمـه

221
00:13:59,170 --> 00:14:01,600
‫با این می‌تونم هر چی که تو می‌بینی رو
‫به‌صورت زنده ببینم

222
00:14:01,600 --> 00:14:03,653
‫ضبط میشه پس فقط کافیـه
‫به پرونده‌ها نگاه کنی

223
00:14:03,677 --> 00:14:05,055
‫لازم نیست چیزی از اونجا برداری

224
00:14:05,080 --> 00:14:06,140
‫من نمی‌تونم لنز بذارم

225
00:14:06,140 --> 00:14:07,470
‫منظورت چیـه که نمی‌تونی؟

226
00:14:07,470 --> 00:14:10,470
‫- بعضی‌ها نمی‌تونن. حالت چشمام مشکل داره
‫- از نظر من که کاملاً گردن

227
00:14:10,470 --> 00:14:11,890
‫جدی میگم، نمی تونم

228
00:14:11,890 --> 00:14:14,300
‫کم‌کم دارم حق رو به مادرت میدم

229
00:14:14,300 --> 00:14:16,209
‫بزنش

230
00:14:25,060 --> 00:14:27,350
‫اگه عفونت چشمی بگیرم،
‫تقصیر توئه

231
00:14:27,350 --> 00:14:29,390
‫مطمئنم چشم‌بند خیلی بهت میاد

232
00:14:31,750 --> 00:14:33,310
‫همه‌چی ردیفـه

233
00:14:33,310 --> 00:14:34,800
‫می‌دونی دنبال چی می‌گردیم؟

234
00:14:34,800 --> 00:14:36,850
‫گزارش‌های بایگانی درموردِ وایلدفلاور

235
00:14:36,850 --> 00:14:38,380
‫من همین‌جا می‌مونم

236
00:14:38,380 --> 00:14:39,900
‫چقدر خیالم راحت شد

237
00:15:01,100 --> 00:15:02,270
‫سلام

238
00:15:03,520 --> 00:15:05,470
‫- دنیل رُز؟
‫- می‌شناسم

239
00:15:05,470 --> 00:15:07,560
‫مجوز ورود به بخش بایگانی رو می‌خوام

240
00:15:07,560 --> 00:15:09,020
‫این فرم رو پر کنید

241
00:15:09,970 --> 00:15:12,890
‫موبایل‌تون رو بذارید تو کیف‌تون و
‫کیف‌تون هم بذارید اینجا

242
00:15:12,890 --> 00:15:14,390
‫پس بخشیدتت

243
00:15:15,020 --> 00:15:17,220
‫والاس رو میگم.
‫بابتِ خیانتت

244
00:15:17,220 --> 00:15:20,470
‫نه، قانعش کردم که تو یه سلیطه‌ی روانی و
‫مقام‌طلبی که

245
00:15:20,470 --> 00:15:22,425
‫کل این ماجرا رو از خودت درآوردی

246
00:15:23,070 --> 00:15:24,750
‫نمی‌دونم شب‌ها چطوری خوابت می‌بره

247
00:15:25,470 --> 00:15:26,680
‫خیلی خوابم نمی‌بره

248
00:15:30,180 --> 00:15:32,520
‫حالا ماجرای این وایلدفلاور اصلاً چی هست؟

249
00:15:32,520 --> 00:15:35,770
‫یه اسم رمزیـه. رید وقتی غیبش زد
‫دنبالش می‌گشت

250
00:15:35,770 --> 00:15:38,890
‫تا حالا به این فکر کردی که رید رو
‫همین‌طوری الکی حبس نکردن؟

251
00:15:38,890 --> 00:15:41,720
‫تا حالا به این فکر کردی که بدون اون
‫ همه‌مون توی خطریم؟

252
00:15:41,720 --> 00:15:43,875
‫« صفحه‌ی ورود »

253
00:15:46,810 --> 00:15:48,060
‫« در حال جست‌وجوی وایلدفلاور »

254
00:15:48,060 --> 00:15:50,050
‫« یک نتیجه با نام وایلدفلاور یافت شد »

255
00:15:54,140 --> 00:15:55,270
‫بهش اعتماد داری؟

256
00:15:55,270 --> 00:15:57,430
‫هر چی هم که باشه،
‫تا حالا بهم دروغ نگفته

257
00:15:57,430 --> 00:16:00,100
‫حتی وقتی تو رو فرستاد سراغ من،
‫وانمود نکرد که این کار رو نکرده

258
00:16:00,100 --> 00:16:02,300
‫هنوز یه هفته نشده که با جانشینش آشنا شدم

259
00:16:02,300 --> 00:16:05,500
‫اما بعید بدونم که تا حالا  حتی یه بار هم
‫حقیقت رو بهم گفته باشه

260
00:16:05,500 --> 00:16:08,430
‫- فیلم تار شد
‫- تو چشمم اشک جمع شده

261
00:16:08,430 --> 00:16:12,070
‫ای خدا، میشه گریه‌هات رو تموم کنی و
‫برگه‌ها رو بیاری جلوی دوربین؟

262
00:16:13,220 --> 00:16:14,600
‫اینجا نیست

263
00:16:14,600 --> 00:16:15,720
‫لعنتی

264
00:16:17,810 --> 00:16:19,390
‫- وای نه
‫- چی شد؟

265
00:16:26,770 --> 00:16:28,100
‫یکی داره میاد

266
00:16:28,600 --> 00:16:31,220
.ردی از خودت نذار
‫نذار بفهمن چرا اومدی اینجا

267
00:16:38,180 --> 00:16:40,850
‫خون‌سرد باش.
ادای جاسوس‌ها رو در بیار

268
00:16:40,850 --> 00:16:42,810
‫- قربان!
‫- دنیل

269
00:16:43,470 --> 00:16:45,180
‫بهم گفتن اومدی این پایین

270
00:16:49,140 --> 00:16:52,640
‫- چی‌کار داری؟
‫- دارم پوسته‌م رو برنزه می‌کنم

271
00:16:53,775 --> 00:16:57,825
‫واحد تحلیل ازم خواسته درمورد سوابقِ
یه هیئتِ‫ آمریکایی تحقیق کنم

272
00:16:57,830 --> 00:17:00,025
‫اون رو که سپردن به سیسیل میسون

273
00:17:00,030 --> 00:17:03,275
‫یه احمقِ کپی‌پیست شده از
‫سریالِ «سیلیکون ‌ولی»

274
00:17:05,100 --> 00:17:08,160
‫یادتـه آمریکا یه زمانی سیاست‌مدار داشت؟

275
00:17:09,720 --> 00:17:11,270
‫دنبال من می‌گشتید، قربان؟

276
00:17:11,270 --> 00:17:14,020
‫وقتی توی عملیات بودی،
‫خانم رید رابطت بود؟

277
00:17:14,020 --> 00:17:16,020
‫- بله
‫- با هم صمیمی بودید؟

278
00:17:16,470 --> 00:17:18,890
‫مگه اصلاً کسی می‌تونه با خانم رید
‫صمیمی بشه؟

279
00:17:18,890 --> 00:17:22,120
‫نه ولی جاسوس‌هاش رو بیشتر از
‫بقیه‌مون دوست داره

280
00:17:22,140 --> 00:17:26,850
‫خواستم بدونم ممکنه اطلاعاتی
‫درمورد اون داشته باشی؟

281
00:17:28,970 --> 00:17:30,680
‫اطلاعات، قربان؟

282
00:17:30,680 --> 00:17:31,770
‫ای خدا

283
00:17:31,770 --> 00:17:33,850
‫می‌دونه اون کجاست.
‫از زیر زبونش بکش بیرون

284
00:17:33,850 --> 00:17:37,125
‫خب بالأخره اون هم اسراری داره.
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای

285
00:17:37,130 --> 00:17:39,970
‫باید بفهمم چی توی سرش می‌گذره

286
00:17:39,970 --> 00:17:41,600
‫باید بفهمم چیا می‌دونه

287
00:17:42,270 --> 00:17:43,680
‫بگو یه نیمکت در کار بوده

288
00:17:43,680 --> 00:17:45,680
‫- یه نیمکت داشت
‫- نیمکت؟

289
00:17:45,680 --> 00:17:46,775
‫محموله‌های مخفی

290
00:17:46,780 --> 00:17:49,600
‫یه صندوقچه زیر یکی از نیمکت‌های
‫پارکِ «بترسی»، نزدیکِ پاگودا

291
00:17:49,600 --> 00:17:52,209
‫- باهاش...
‫- اگه کسی پیغامی براش داشت...

292
00:17:52,220 --> 00:17:54,020
‫تا محموله‌های مخفی رو تحویل بگیره

293
00:17:54,020 --> 00:17:56,930
‫یه صندوقچه زیرشـه،
‫توی پارک بترسی، نزدیک پاگودا

294
00:17:56,930 --> 00:17:58,770
‫شاید یه سرنخی چیزی اونجا باشه

295
00:17:59,350 --> 00:18:00,390
‫جالبـه

296
00:18:00,970 --> 00:18:02,600
‫ممنون، دنیل

297
00:18:02,600 --> 00:18:03,850
‫کمک بزرگی کردی

298
00:18:03,850 --> 00:18:05,350
دوست دارم که کمک کنم، قربان

299
00:18:16,600 --> 00:18:20,220
‫خیلی خب. فقط یادت باشه که
‫مدیونمی، خب؟

300
00:18:24,600 --> 00:18:25,600
‫پشت خطی؟

301
00:18:26,770 --> 00:18:27,900
‫الو؟

302
00:18:28,810 --> 00:18:30,020
‫هلن؟

303
00:18:30,020 --> 00:18:31,600
‫یالا، یالا، یالا

304
00:18:34,350 --> 00:18:36,250
‫« هلن »

305
00:18:38,680 --> 00:18:40,075
‫جواب نمیدی؟

306
00:18:40,970 --> 00:18:41,970
‫الان نه

307
00:18:43,310 --> 00:18:45,425
‫توی کلوب رفقای جون‌جونی
‫به مشکل خوردین؟

308
00:18:45,850 --> 00:18:46,850
‫خفه شو

309
00:18:47,640 --> 00:18:49,470
‫لطفاً پیغام خود را بگذارید...

310
00:18:50,194 --> 00:18:55,194
♪ Generationals -
When They Fight, They Fight ♪

311
00:19:03,770 --> 00:19:05,060
‫حال و حوصله‌ ندارم!

312
00:19:06,020 --> 00:19:07,470
‫ای گه توش

313
00:19:14,140 --> 00:19:17,140
‫یه خواب خیلی عجیب دیدم که بهت گفتم
‫دیگه هیچ‌وقت بهم زنگ نزن

314
00:19:17,140 --> 00:19:19,680
‫صبر کن ببینم. نه، خواب نبود.
‫همین دیروز بود

315
00:19:19,680 --> 00:19:22,060
‫- باید خودت رو برسونی پارکِ «بترسی»
‫- چرا؟

316
00:19:22,060 --> 00:19:23,810
‫دوباره قرار ببرنم توی ون؟

317
00:19:23,810 --> 00:19:25,930
‫نه، این دفعه خودت قراره آدم‌ربایی کنی

318
00:19:25,930 --> 00:19:30,140
‫کانته یکی از افرادش رو می‌‌‌فرسته تا
‫نیمکت‌های دورِ پاگودا رو بگرده

319
00:19:30,140 --> 00:19:31,850
‫یه آدم مورداعتمادش رو می‌فرسته

320
00:19:31,850 --> 00:19:34,970
‫سوارش می‌کنی و از زیر زبونش می‌کشی بیرون
‫که رید رو کدوم گوری بردن

321
00:19:34,970 --> 00:19:38,640
‫یادتـه گفتم نمی‌خوام خودم رو
‫قاتی این ماجراها کنم؟ یادتـه؟

322
00:19:38,640 --> 00:19:42,025
‫می‌دونی که بدون اون
خودت هم به‌اندازه‌ی من تو گه فرو رفتی

323
00:19:42,650 --> 00:19:44,850
‫باشه. از زیر زبونش می‌کشم بیرون که
‫کجا بردنش

324
00:19:44,850 --> 00:19:47,580
‫- می‌خوای محترمانه ازش بپرسم؟
‫- نه خیلی

325
00:19:48,100 --> 00:19:49,140
‫مفهومـه

326
00:19:55,720 --> 00:19:58,640
‫اصلاً منظورش چی بود که ترسو ام؟
‫من ترسو نیستم

327
00:19:58,640 --> 00:19:59,970
‫خیلی هم شجاعـم

328
00:20:00,470 --> 00:20:02,770
‫«چیزی که روبه‌روتـه رو نمی‌بینی»

329
00:20:02,770 --> 00:20:07,390
‫یه زن دیوونه رو روبه‌روم می‌بینم.
‫این چیزیـه که می‌بینم. نظرت چیه؟

330
00:20:07,390 --> 00:20:09,900
‫من آدم مناسبی برای پرسیدن سؤال
‫درمورد روابط نیستم

331
00:20:09,900 --> 00:20:12,410
‫- هنوز مجردی، آقای پرینگل؟
‫- با یکی آشنا شده بودم

332
00:20:13,670 --> 00:20:16,220
‫- مجبور شدم تمومش کنم
‫- من جات بودم عذاب وجدان نمی‌گرفتم

333
00:20:16,220 --> 00:20:18,540
‫به‌خاطر این شغل تخمیـه، مگه نه؟
‫خیلی کُس‌خشک‌کنه

334
00:20:19,470 --> 00:20:21,400
‫آره

335
00:20:21,400 --> 00:20:23,060
‫تا حالا به فکر کار دیگه‌ای افتادی؟

336
00:20:23,060 --> 00:20:25,520
‫منظورم رو بد برداشت نکنی

337
00:20:25,520 --> 00:20:28,060
‫اما بهت نمیاد که داری از این کار لذت می‌بری

338
00:20:28,060 --> 00:20:30,310
‫شاید یه نقشه‌ برای خروج اید‌ه‌ی بدی نباشه

339
00:20:31,180 --> 00:20:32,520
‫یه بار اومدم بیرون

340
00:20:34,270 --> 00:20:36,930
‫حدوداً ۱۰ سال پیش.
‫احتمالاً حتی قبل از اومدنِ تو

341
00:20:36,930 --> 00:20:38,140
بعدش ‫چی شد؟

342
00:20:38,140 --> 00:20:41,560
‫سعی کردم که مثلاً...
‫چیزهای باحال داشته باشم

343
00:20:42,470 --> 00:20:44,770
‫- دوست‌پسر، آپارتمان
‫- کسشرای آدم‌های معمولی

344
00:20:45,350 --> 00:20:46,750
‫آره

345
00:20:46,750 --> 00:20:48,270
‫کسشرهای آدم‌‌های معمولی

346
00:20:48,270 --> 00:20:50,810
‫- حالا آخرش چی شد؟
‫- خیلی عاقبت خوبی نداشت

347
00:20:52,770 --> 00:20:55,850
‫- یه مدت راهی ایتالیا شدم
‫- کشور پاستاها

348
00:20:56,350 --> 00:20:58,270
‫آره... کشور پاستاها

349
00:20:58,770 --> 00:21:01,140
‫- بعدش برگشتی اینجا؟
‫- آره

350
00:21:01,400 --> 00:21:05,270
‫«درست همون موقعی که فکر می‌کردم
‫دیگه تمومه، دوباره وارد بازیم کردن»

351
00:21:05,270 --> 00:21:09,220
‫می‌دونی مال کدوم فیلم بود؟ هابیت؟
‫فکر کنم مال هابیتـه

352
00:21:09,220 --> 00:21:12,000
‫راستش ویلیامز اشتباه نمی‌کرد.
‫تو آدم ترسویی هستی

353
00:21:13,850 --> 00:21:15,680
‫اما طوری نیست، چون خودش هم هست

354
00:21:15,680 --> 00:21:17,100
‫من هم هستم

355
00:21:17,100 --> 00:21:19,770
‫درست مثل همه‌ی کسایی که
‫روی این سیاره‌ی تخمی راه میرن

356
00:21:19,770 --> 00:21:23,320
‫همه‌مون یه مشت ترسوییم.
‫حتی می‌ترسیم که توی آینه رو نگاه کنیم

357
00:21:25,560 --> 00:21:27,680
‫خدایا، تو از اون هم بدتری.
‫پشمام

358
00:21:29,830 --> 00:21:31,764
‫{\an8}« هلن »

359
00:21:30,389 --> 00:21:32,030
حوصله‌ی این یکی رو دیگه ندارم

360
00:21:35,060 --> 00:21:37,850
‫- «سم، لطفاً جواب گوشیت رو بده»
‫- بعداً بهش زنگ می‌زنم

361
00:21:37,850 --> 00:21:39,680
‫«سم، لطفاً همین حالا بهم زنگ بزن»

362
00:21:39,680 --> 00:21:41,810
‫خیلی شلوغ‌پلوغـه.
‫باید بیشتر روش فکر کنیم

363
00:21:41,810 --> 00:21:43,810
‫خیلی خب، فقط وقت‌مون رو تلف کردیم

364
00:21:43,810 --> 00:21:45,220
‫می‌خوای برت گردونم خونه؟

365
00:21:46,310 --> 00:21:48,890
‫نه، نه. یه کاری دارم که باید بکنم

366
00:21:52,350 --> 00:21:55,270
‫بهش هم زنگ بزن، کودن.
‫خیرت سرت قراره رفیق جون‌جونیش باشی

367
00:22:07,220 --> 00:22:09,520
‫اما بیش‌تر از هر چیزی فکر می‌کنم که...

368
00:22:09,520 --> 00:22:13,580
‫فکر می‌کنم که مردم بریتانیا
‫به دنبال اندکی شفافیت هستند

369
00:22:10,740 --> 00:22:14,855
‫{\an8}« نخست‌وزیر تحت فشار بر سر اجلاسِ صلح »

370
00:22:14,280 --> 00:22:17,037
‫دوران حرف‌های توخالی و لفاظی گذشته...

371
00:22:17,680 --> 00:22:18,870
‫« سم »

372
00:22:20,310 --> 00:22:21,450
‫سم، کجا بودی؟

373
00:22:21,970 --> 00:22:23,110
‫جای خاصی نبودم

374
00:22:24,100 --> 00:22:25,140
‫همه‌چی مرتبـه؟

375
00:22:25,720 --> 00:22:27,500
‫آره، من...

376
00:22:27,500 --> 00:22:30,080
‫« لیلا: آدمِ کانته رو گرفتم. توی خونه‌مـه »

377
00:22:31,680 --> 00:22:34,020
‫چیزی نشده. گوش کن،
‫یه آدرس برات می‌فرستم

378
00:22:34,020 --> 00:22:36,350
‫- میشی اونجا همدیگه رو ببینیم؟
‫- کارت ضروریـه؟

379
00:22:36,350 --> 00:22:37,970
‫آره، معلومـه که ضروریـه

380
00:22:39,770 --> 00:22:40,800
‫باشه

381
00:22:49,000 --> 00:22:56,000


382
00:23:04,560 --> 00:23:06,250
‫دومین بار توی دو روز

383
00:23:06,250 --> 00:23:09,250
‫خوشبخت‌ترین دختر روی زمینـم

384
00:23:11,270 --> 00:23:14,350
‫یه ساعته که دارم شدیداً
‫همه‌ی حواسش رو درگیر می‌‌کنم تا

385
00:23:14,350 --> 00:23:16,720
‫یادش بیاد که همکاری کردن
‫چه مزایایی داره

386
00:23:17,310 --> 00:23:18,850
‫هنوز هیچی بهت نگفته؟

387
00:23:18,850 --> 00:23:20,100
‫چرا

388
00:23:20,100 --> 00:23:25,890
‫گفته که یه جنده‌ی دیوونه،
‫یه فاحشه‌ی روانی و یه هرزه‌ی خل‌وضعـم

389
00:23:25,890 --> 00:23:27,770
‫که سه تا عبارت متفاوت با معنی یکسانـن

390
00:23:27,770 --> 00:23:30,410
‫- پس هنوز هیچی از رید نفهمیدی؟
‫- نه‌خیر

391
00:23:31,930 --> 00:23:33,270
‫نخست‌وزیره؟

392
00:23:33,770 --> 00:23:35,220
‫مشاور ازدواجـه

393
00:23:37,580 --> 00:23:39,320
‫توی جلسه‌ی مشاوره‌ی زناشویی چی میگی؟

394
00:23:39,330 --> 00:23:41,810
‫بعید بدونم دلم بخواد باهات وارد این بحث بشم

395
00:23:41,810 --> 00:23:44,523
‫خب، یه‌جور ازدواج مصلحتی بوده دیگه، نه؟

396
00:23:44,979 --> 00:23:46,075
‫خب...

397
00:23:46,100 --> 00:23:47,720
‫بهت دستور دادن که اغواش کنی تا

398
00:23:47,720 --> 00:23:50,680
‫به اسرار دولتی حساس دست پیدا کنی

399
00:23:50,680 --> 00:23:52,310
‫- مگه نه؟
‫- اساساً آره

400
00:23:52,310 --> 00:23:53,600
‫به معنیِ واقعی کلمه آره

401
00:23:53,600 --> 00:23:55,890
‫شاید دلیل ازدواج‌مون همین بوده باشه

402
00:23:55,890 --> 00:23:57,390
‫مثل افسانه‌های رمانتیک کلاسیک

403
00:23:57,390 --> 00:24:01,020
‫آره اما دیگه اوضاع جدی‌تر از این حرفا شده.
‫خفه شو. خیلی پیچیده‌ست

404
00:24:01,570 --> 00:24:03,020
‫واسه چی؟

405
00:24:03,020 --> 00:24:04,600
‫چون که واقعاً عاشقش شدم

406
00:24:05,420 --> 00:24:07,080
‫خب، این اصلاً مصلحتی نیست

407
00:24:10,020 --> 00:24:12,020
‫آره

408
00:24:12,020 --> 00:24:14,660
‫بعدش هم، طرف تو حزب محافظه‌کاره

409
00:24:17,350 --> 00:24:18,850
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

410
00:24:18,850 --> 00:24:22,020
‫خیلی هم عالی. یکی دیگه هم به دار و دسته‌ی
‫دخترهای روانی اضافه شد

411
00:24:22,020 --> 00:24:23,270
‫هلن اینجاس؟

412
00:24:23,270 --> 00:24:25,430
‫لیلا، ایشون سم هستن.
‫سم، ایشون هم لیلا هستن

413
00:24:25,430 --> 00:24:26,930
‫- خوشوقتم
‫- خوشوقتم

414
00:24:33,560 --> 00:24:34,938
‫اون یه ساقیِ کبوتر سیاهـه

415
00:24:34,938 --> 00:24:36,970
‫می‌دونه رید کجاست.
‫لیلا داره ازش طلاعات می‌کشه

416
00:24:36,970 --> 00:24:38,220
‫چی بهت گفته؟

417
00:24:38,220 --> 00:24:41,020
‫که یه جنده‌ی دیوونه،
‫یه فاحشه‌ی روانی و یه هرزه‌ی خل‌وضعـه

418
00:24:41,020 --> 00:24:42,850
‫این که سه تا عبارت متفاوت با معنی یکسانـن

419
00:24:42,850 --> 00:24:44,270
‫من هم همین رو گفتم

420
00:24:45,430 --> 00:24:47,520
‫- اگه دهن باز نکنه چی؟
‫- به زور بازش می‌کنیم

421
00:24:48,020 --> 00:24:50,320
‫جدی؟ می‌خوای رو صورتش آب بریزی؟

422
00:24:50,320 --> 00:24:51,520
‫ناخن‌هاش رو بکشی؟

423
00:24:51,520 --> 00:24:53,520
‫من می‌خواستم با چوب بزنمش

424
00:24:53,520 --> 00:24:55,680
‫- به‌گمونم دیگه کار از مؤدبانه پرسیدن گذشته
‫- مسلماً

425
00:24:55,680 --> 00:24:57,680
‫میشه لطفاً تنها با هم صحبت کنیم؟

426
00:24:58,520 --> 00:25:01,250
‫دور از این مردِ با نوارچسب بسته شده

427
00:25:03,680 --> 00:25:06,310
‫گوش کن، می‌دونم شبیه درمونده‌ها
‫به‌نظر میایم

428
00:25:06,310 --> 00:25:08,930
‫اما اگه بتونیم یه آدرس یا سرنخی
‫پیدا کنیم...

429
00:25:08,930 --> 00:25:10,270
‫من رد پاتریک رو زدم

430
00:25:10,270 --> 00:25:13,220
‫- فهمیدی واسه کی کار می‌کنه؟
‫- یه گروه به اسم «کسترل»

431
00:25:13,220 --> 00:25:15,680
‫خب... این خیلی خوبـه...
‫می‌تونیم بررسیش کنیم

432
00:25:17,350 --> 00:25:18,770
‫یه ویدیو ازت دارن

433
00:25:20,470 --> 00:25:21,520
‫اوضاع قاراشمیشـه

434
00:25:23,020 --> 00:25:24,140
‫یا خدا

435
00:25:25,350 --> 00:25:26,410
‫یا خدا، این... این...

436
00:25:27,430 --> 00:25:29,140
‫خدایا، این مال چندین سال پیشـه

437
00:25:29,140 --> 00:25:33,025
‫این همون سفر مزخرفی بود که
‫همه رو کشوندم اونجا و... لعنتی!

438
00:25:35,020 --> 00:25:36,770
‫لعنتی

439
00:25:36,770 --> 00:25:38,270
‫چطوری ازش ویدیو در آوردن؟

440
00:25:38,270 --> 00:25:40,060
‫- چطوری بهش رسیدن؟
‫- نمی‌دونم

441
00:25:40,060 --> 00:25:43,270
‫خدایا. باید بریم سراغ این آدم‌ها، سم.
‫باید بریم سراغ‌شون

442
00:25:43,270 --> 00:25:44,850
‫نه. باید کاری که بهمون میگن رو بکنیم

443
00:25:44,850 --> 00:25:46,770
‫نه، باید سربه‌نیست‌شون کنیم

444
00:25:46,770 --> 00:25:49,350
‫- همه‌ی کارت‌ها دست اوناست
‫- نه اگه رید رو برگردونیم

445
00:25:49,350 --> 00:25:51,970
‫اون اونا رو می‌شناسه،
‫می‌فهمه که چطوری میشه گیرشون انداخت

446
00:25:51,970 --> 00:25:55,020
به‌نظرم نباید همه‌ی تخم‌مرغ‌هامون رو
‫توی یه سبد بذاریم

447
00:25:55,020 --> 00:25:56,120
‫مگه سبد دیگه‌ای داریم؟

448
00:25:56,130 --> 00:25:58,770
‫سبدِ «هر گهی که اونا ازمون
‫خواستن رو می‌خوریم»

449
00:25:58,770 --> 00:26:00,930
‫- چطوره یه بار از اون سبد استفاده کنیم؟
‫- دلم نمی‌خواد

450
00:26:00,930 --> 00:26:03,430
‫- خب اگه من بخوام چی؟
‫- منـم که دارم همه‌چیم رو به خطر میندازم

451
00:26:03,430 --> 00:26:04,720
‫فقط تو؟ بقیه هم پشم؟

452
00:26:04,720 --> 00:26:07,560
‫شرمنده. نکنه از محیط کارت راضی نیستی؟

453
00:26:07,560 --> 00:26:10,500
‫می‌خوای به «اتحادیه‌ی آدم‌کش‌ها»
‫نامه بزنی تا شکایتِ کارت رو بکنی؟

454
00:26:10,500 --> 00:26:12,580
‫یه سوژه‌ی اضافی بهم دادن

455
00:26:12,580 --> 00:26:16,417
‫به‌خاطر فضولی کردن‌هام.
‫به‌خاطر کاری که بهم گفتی بکنم

456
00:26:17,270 --> 00:26:18,470
‫کی؟

457
00:26:20,970 --> 00:26:23,060
‫مستخدم توی هتلم

458
00:26:26,100 --> 00:26:27,970
‫مستخدم توی هتلت؟

459
00:26:27,970 --> 00:26:29,770
‫- آره
‫- خیلی خب

460
00:26:30,350 --> 00:26:31,390
‫خب؟

461
00:26:32,970 --> 00:26:34,100
‫- خب؟
‫- ببخشید

462
00:26:34,100 --> 00:26:36,310
‫واسه چی داریم درموردِ مستخدم هتلت
‫حرف می‌زنیم؟

463
00:26:36,310 --> 00:26:39,060
‫من همه‌چیزم توی خطره، سم

464
00:26:39,060 --> 00:26:42,850
‫ممکنه خانواده و زندگی و بچه‌هام رو
از دست بدم

465
00:26:42,850 --> 00:26:44,890
‫اون‌وقت تو چی از دست میدی؟
‫یه پادوی کیری رو؟

466
00:26:48,310 --> 00:26:49,390
‫با هم صمیمی شدیم

467
00:26:49,390 --> 00:26:51,220
‫خب، کار احمقانه‌ای کردی، مگه نه؟

468
00:26:57,680 --> 00:26:58,800
‫ای کی...

469
00:27:00,560 --> 00:27:01,590
‫ببخشید

470
00:27:03,120 --> 00:27:05,540
‫ببخشید، کیر توش، نمی‌خواستم...

471
00:27:07,310 --> 00:27:09,720
‫خیلی خسته‌م و نمی‌دونم چی‌کار باید بکنم

472
00:27:12,550 --> 00:27:15,700
‫هلن، شاید کاری که باید بکنیم اینـه که
‫قبول کنیم رید برنمی‌گرده

473
00:27:17,350 --> 00:27:19,520
‫و این که کبوترهای سیاه دارن خارج میشن

474
00:27:21,180 --> 00:27:24,220
‫و این که شاید مجبوری با
‫حقیقتِ تلخ روبه‌رو شی

475
00:27:25,970 --> 00:27:29,930
‫زندگی‌ای... که داری،
‫دروغ‌هایی که میگی

476
00:27:29,930 --> 00:27:32,270
‫شاید وقتش رسیده تموم‌شون کنی

477
00:27:33,180 --> 00:27:36,970
‫همیشه از بیرون اومدن حرف می‌زدی.
‫شاید الان موقعش شده

478
00:27:44,520 --> 00:27:47,720
‫می‌دونی چیه؟ من واسه شام جایی دعوتـم

479
00:27:47,720 --> 00:27:50,350
‫والاس با خانواده‌ی چرنوف قرار ملاقات داره

480
00:27:50,350 --> 00:27:51,430
‫الکسی چرنوف؟

481
00:27:53,520 --> 00:27:55,310
‫آره

482
00:27:55,310 --> 00:27:58,520
‫نمی‌دونم. شاید اگه سر قضیه‌ی مرگ خدمتکاره
‫ دست‌به‌دامنِ زنش بشم و

483
00:27:58,520 --> 00:28:01,680
‫بتونم الکسی رو پیشش خراب کنم،
‫شاید تونستم ازش اطلاعات بکشم

484
00:28:01,680 --> 00:28:04,560
‫قرار ملاقات‌تون کجاست؟
‫می‌تونم برسونمت، برات تاکسی بگیرم...

485
00:28:05,520 --> 00:28:07,930
‫کلوب چنسلر

486
00:28:07,930 --> 00:28:10,250
‫راننده‌ی والاس می‌رسونت‌مون. من...

487
00:28:11,970 --> 00:28:13,600
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

488
00:28:21,220 --> 00:28:23,430
‫النور، هنوز اون زَهره رو داری؟

489
00:28:24,390 --> 00:28:26,520
‫عالیـه. برش دار. میام دنبالت

490
00:28:34,100 --> 00:28:35,600
‫باید بکشیش

491
00:28:36,600 --> 00:28:37,890
‫کارِ من این نیست

492
00:28:37,890 --> 00:28:40,930
‫کار تو عمل کردن به دستوراتِ منـه

493
00:28:42,100 --> 00:28:43,560
‫اون فرستادتت؟

494
00:28:44,680 --> 00:28:45,760
‫آره

495
00:28:46,890 --> 00:28:48,970
‫فکر می‌کردم خودش میاد

496
00:29:06,470 --> 00:29:09,430
‫عالی بود. موفق شدی.
‫این‌طوری میشه جنگل ساخت

497
00:29:09,430 --> 00:29:12,060
‫- آره، این‌طوریـه...
‫- محشر شده

498
00:29:12,060 --> 00:29:15,680
‫داره کم‌کم به یه شاهکار تبدیل میشه

499
00:29:15,680 --> 00:29:18,560
‫- نمی‌دونم چطوری ساختیش
‫- یکم زمان می‌بره

500
00:29:18,560 --> 00:29:21,350
‫- پنج دقیقه‌ای که نمیشه
‫- باید مثبت ۶ سال باشه

501
00:29:21,350 --> 00:29:23,640
‫می‌دونم، اما به‌نظرم کارت...

502
00:29:24,850 --> 00:29:26,060
‫باید راه بیفتیم

503
00:29:26,950 --> 00:29:30,310
‫بابت دیروز معذرت می‌خوام.
‫خیلی بد با این قضیه برخورد کردم.

504
00:29:30,310 --> 00:29:32,850
هیچ راه محترمانه‌ای برای پرسیدن از
همسرت درمورد خیانت وجود نداره

505
00:29:32,850 --> 00:29:34,770
‫نه، احتمالاً حق با توئـه

506
00:29:34,770 --> 00:29:36,390
‫به گفته‌ی مردم بریتانیا

507
00:29:36,390 --> 00:29:39,640
‫بزرگ‌ترین دارایی تو اینـه که
‫یه شوهر خوب و یه پدر خوبی

508
00:29:39,640 --> 00:29:41,500
‫هیچ‌وقت نمیشه به آمار نظرسنجی‌ها
‫اعتماد کرد

509
00:29:41,500 --> 00:29:43,470
‫به‌نظرم میشه

510
00:29:43,470 --> 00:29:47,140
‫یکی از دوستام گفت کسی که نخست‌وزیره،
‫نمی‌تونه طلاق بگیره

511
00:29:47,140 --> 00:29:50,060
‫شاید مجبور شم کارزار انتخاب مجددت رو
‫راه بندازم

512
00:29:50,560 --> 00:29:51,890
‫چی‌کار باید بکنیم، هل؟

513
00:29:51,890 --> 00:29:53,220
‫به مبارزه ادامه میدیم

514
00:29:53,220 --> 00:29:54,390
‫خانم وب!

515
00:29:55,470 --> 00:29:58,020
‫جیم، میشه یه لحظه صبر کنی؟
‫اشکالی نداره؟

516
00:29:58,520 --> 00:30:00,770
‫جیم پریمن از ام‌آی ۵ رو یادتـه؟

517
00:30:00,770 --> 00:30:03,180
‫پاپیچم شد که بذارم یه ۲۰ دقیقه
‫باهات صحبت کنه

518
00:30:03,180 --> 00:30:05,180
‫بهش گفتم نهایتاً ۱۰ دقیقه.
‫اشکالی که نداره؟

519
00:30:05,180 --> 00:30:08,390
‫من هم که باید قبل از راه افتادن،
‫یه تماس فوری می‌گرفتم...

520
00:30:09,100 --> 00:30:10,470
‫باشه

521
00:30:10,500 --> 00:30:12,370
‫- ممنون
‫- ممنون‌، جیم

522
00:30:12,930 --> 00:30:15,270
‫عصرتون به‌خیر، خانم.
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید

523
00:30:15,280 --> 00:30:17,470
‫خب، گوش کن، نمی‌خوام بی‌ادبی کنم اما

524
00:30:17,470 --> 00:30:20,560
‫من از نظر امنیتی، موبه‌مو بررسی شدم

525
00:30:21,060 --> 00:30:24,850
‫پس اگه بتونی خیلی طولش ندی،
‫ممنونت میشم

526
00:30:24,850 --> 00:30:26,770
‫خب، به محض وارد شدن به مقر دولت

527
00:30:26,770 --> 00:30:28,930
‫متأسفانه باید از اول همه‌ش رو انجام بدیم

528
00:30:28,930 --> 00:30:30,600
‫باید ریز به ریزش رو بررسی کنیم و الی آخر

529
00:30:30,600 --> 00:30:34,430
‫سیستم به‌صورت خودکار تک‌تک جزئیاتِ
‫سوابق همه‌ی کارمندان دولت رو بررسی می‌کنه

530
00:30:34,430 --> 00:30:38,270
‫خب، من که کارمند دولت نیستم،
‫سرکار پریمن

531
00:30:38,270 --> 00:30:40,140
‫به‌خاطر ازدواج کردن که پول نمی‌گیرم

532
00:30:40,140 --> 00:30:42,000
‫صد البته

533
00:30:42,600 --> 00:30:45,825
‫اگه می‌گرفتید که هزارتا انگ بهتون می‌زدن

534
00:30:46,850 --> 00:30:48,770
‫بگذریم، با پدرمادرتون شروع کنیم؟

535
00:30:50,350 --> 00:30:52,810
‫- با چی‌شون؟
‫- هر دو فوت شدن، درستـه؟

536
00:30:52,810 --> 00:30:54,200
‫بله

537
00:30:54,220 --> 00:30:56,930
‫بله، مری داسون و گراهام داسون

538
00:30:56,930 --> 00:30:59,810
‫مرگ اون‌ها ثبت‌ شده اما به‌گفته‌ی سیستم

539
00:30:59,810 --> 00:31:02,050
‫که خیلی موضوع عجیبی هم هست، خانم وب

540
00:31:02,050 --> 00:31:04,600
‫هیچ گزارشی ثبت نشده که نشون بده
‫اون‌ها دفن شدن

541
00:31:04,600 --> 00:31:06,560
‫معلومـه که دفن شدن.
‫خودم اونجا بودم

542
00:31:06,560 --> 00:31:08,950
‫درستـه. میشه اسم قبرستون رو بهم بگید؟

543
00:31:12,680 --> 00:31:14,470
‫معذرت می‌خوام...

544
00:31:16,220 --> 00:31:19,180
‫خب، اونا... ما توی کنیا بودیم.
‫اونجا زندگی می‌کردیم

545
00:31:19,180 --> 00:31:22,020
‫بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴

546
00:31:22,020 --> 00:31:24,970
‫اما با این‌حال دلیل نمیشه اسم نداشته باشه،
‫درستـه؟ قبرستون رو میگم

547
00:31:26,220 --> 00:31:28,560
‫توی کنیا هم مکان‌ها اسم دارن، مگه نه؟

548
00:31:28,560 --> 00:31:30,670
‫خب، در حال حاضر...

549
00:31:30,670 --> 00:31:31,970
‫به یاد نمیارم

550
00:31:31,970 --> 00:31:34,720
‫اما... براتون پیداش می‌کنم

551
00:31:34,720 --> 00:31:36,850
‫این کارتون کمک خیلی بزرگی
‫بهمون می‌کنه، ممنون

552
00:31:36,850 --> 00:31:39,520
‫ببخشید، متوجه نمیشم که این
‫چه ربطی به پدرمادرم داره

553
00:31:39,520 --> 00:31:43,520
‫شخصی به اسم بانی ویر رو می‌شناسید، خانم وب؟

554
00:31:44,060 --> 00:31:46,810
‫- بانی... چی؟
‫- ویر

555
00:31:46,810 --> 00:31:48,270
‫بانی ویر؟

556
00:31:48,270 --> 00:31:50,770
‫از زنی به نام بانی ویر
‫چی می‌تونی بهمون بگی؟

557
00:31:50,770 --> 00:31:53,600
‫هیچی. دفعه‌ی اولـه که توی زندگیم
‫این اسم رو می‌شنوم

558
00:31:53,600 --> 00:31:56,060
‫حدود یک سال پیشش اسمش وارد
‫لیستِ سیستم شده بود

559
00:31:56,060 --> 00:31:59,220
‫چندین بار تلاش کرده بود تا
‫با دولت ارتباط برقرار کنه

560
00:32:01,600 --> 00:32:02,630
‫خب؟

561
00:32:02,870 --> 00:32:04,660
‫ادعا می‌کرده که خواهرتونـه

562
00:32:05,680 --> 00:32:07,870
‫- خب، من خواهری ندارم، پس...
‫- خواهر ناتنی

563
00:32:10,350 --> 00:32:11,370
‫معذرت می‌خوام

564
00:32:15,220 --> 00:32:17,393
‫خب، پدرمادر من...

565
00:32:17,417 --> 00:32:19,417
‫فقط با همدیگه ازدواج کرده بودن، تا...

566
00:32:19,850 --> 00:32:21,060
‫تا زمان مرگ‌شون؟

567
00:32:22,100 --> 00:32:25,720
‫که توی یه قبرستون بی‌نام توی آفریقا
‫دفن شدن؟

568
00:32:29,060 --> 00:32:32,350
‫پدرمادر تو هنوز زنده‌ن، سرکار پریمن؟

569
00:32:32,350 --> 00:32:33,930
‫خب، پدرم بله

570
00:32:33,930 --> 00:32:35,170
‫درستـه

571
00:32:35,290 --> 00:32:37,770
‫خب، وقتی یه دختربچه‌ی ۱۴ ساله

572
00:32:37,770 --> 00:32:40,560
‫می‌فهمه که هم پدرش و
‫هم مادرش کشته شدن

573
00:32:40,560 --> 00:32:42,430
‫یه مقداری ناراحت‌کننده‌ست

574
00:32:42,430 --> 00:32:43,600
‫درستـه

575
00:32:43,600 --> 00:32:47,890
‫یادمـه که وقتی درمورد اون حادثه
‫بهم خبر دادن، چی پوشیده بودم

576
00:32:47,890 --> 00:32:51,560
‫یه لباس آبی با گل‌های کوچیک سفیدرنگ

577
00:32:52,560 --> 00:32:54,270
‫مادرم برام خریده بودش

578
00:32:54,270 --> 00:32:56,890
‫یادم مونده که یه لباس آبی با
‫گل‌های سفیدرنگ بود

579
00:32:56,890 --> 00:32:59,750
‫چون وقتی بهم گفتن که
‫پدرمادرم قرار نیست بیان خونه

580
00:32:59,750 --> 00:33:01,330
‫به اون گل‌ها زل زده بودم

581
00:33:01,970 --> 00:33:04,020
‫می‌دونی دیگه چی از اون موقع یادم مونده؟

582
00:33:04,020 --> 00:33:05,320
‫بفرمایید

583
00:33:05,350 --> 00:33:08,220
‫یه‌جورایی دقیقاً دیگه هیچی

584
00:33:10,300 --> 00:33:14,320
‫حالا اومدی خونه‌‌ی من و می‌خوای
‫ریز زندگیم رو بکشی بیرون تا

585
00:33:14,330 --> 00:33:15,970
‫ببینی می‌تونی مچم رو بگیری؟

586
00:33:15,970 --> 00:33:19,390
‫خب، متأسفانه قراره بخوره توی ذوقت

587
00:33:19,890 --> 00:33:22,680
‫چون تنها چیزی که از اون زمان یادمـه

588
00:33:23,500 --> 00:33:26,950
‫اینـه که یه دختربچه‌ بودم که ترسیده بود

589
00:33:28,640 --> 00:33:31,930
‫حالا هر چقدر دلت بخواد،
‫می‌تونم درمورد اون بهت بگم

590
00:33:32,680 --> 00:33:34,390
‫اما یه حسی بهم میگه که

591
00:33:35,350 --> 00:33:37,770
‫خیلی علاقه‌ای به شنیدن این موضوع نداری،
‫مگه نه؟

592
00:33:37,770 --> 00:33:41,430
‫خانم وب، معذرت می‌خوام که حس کردید
‫مچ‌تون رو گرفتم

593
00:33:41,430 --> 00:33:43,430
‫عصبانیت...

594
00:33:44,180 --> 00:33:45,810
‫تنها احساسیـه که الان دارم

595
00:33:45,810 --> 00:33:47,020
‫و فکر می‌‌کنم که...

596
00:33:47,890 --> 00:33:50,060
‫به صلاحـه که هر چه زودتر
‫این جلسه رو تموم کنیم

597
00:33:50,060 --> 00:33:51,310
‫خیلی خب

598
00:33:51,310 --> 00:33:53,970
‫در ضمن...

599
00:33:55,060 --> 00:33:57,930
‫میشه پیشنهاد بدم که ‫بی‌خود منابع‌تون رو

600
00:33:57,930 --> 00:34:00,520
‫سر این تئوری‌های توطئه‌ی مزخرف حروم نکنید؟

601
00:34:01,680 --> 00:34:03,430
‫این زنه اصلاً کجا هست؟

602
00:34:03,430 --> 00:34:05,520
‫داشتن یه خواهر ناتنی سرّی باید جالب باشه

603
00:34:05,520 --> 00:34:07,350
‫سال گذشته توی زندان فوت کرد

604
00:34:12,270 --> 00:34:13,470
‫به‌خاطر سرطان

605
00:34:14,720 --> 00:34:16,560
‫به جرم قتل توی زندان بود

606
00:34:16,560 --> 00:34:19,060
‫تا قبل از تشخیص بیماریش،
‫زندانیِ نمونه‌ای بود

607
00:34:19,060 --> 00:34:22,140
بعد از اون، یهو تلاش‌هاش برای
تماس گرفتن شروع شد

608
00:34:24,390 --> 00:34:28,250
‫میگن میرایی ذهن آدم رو متمرکز می‌کنه، نه؟

609
00:34:31,220 --> 00:34:32,390
‫پس بحثی باقی نمی‌مونه

610
00:34:34,310 --> 00:34:35,350
‫فعلاً بله

611
00:34:37,470 --> 00:34:38,890
‫شب خوبی داشته باشید، خانم وب

612
00:34:55,560 --> 00:34:57,020
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

613
00:34:57,560 --> 00:34:58,560
‫ممنون

614
00:35:00,890 --> 00:35:03,220
‫- همه‌چی مرتبـه؟
‫- چیزی نیست

615
00:35:03,220 --> 00:35:05,680
‫آره، جای نگرانی نیست.
‫به همه‌‌ی مسائل داره رسیدگی میشه

616
00:35:07,930 --> 00:35:09,100
‫حتماً، رفیق

617
00:35:13,640 --> 00:35:15,930
‫دلم می‌خواست من جای سرآشپز باشم

618
00:35:19,720 --> 00:35:20,810
‫بله، سرآشپز

619
00:35:22,060 --> 00:35:23,520
‫هجده‌تا سالاد

620
00:35:23,520 --> 00:35:24,640
‫الساعه، سرآشپز

621
00:35:40,430 --> 00:35:42,020
‫جناب نخست‌وزیر

622
00:35:42,020 --> 00:35:44,680
‫- الکسی، سلام. خانم چرنوف
‫- سلام

623
00:35:44,680 --> 00:35:45,810
‫با همسرم آشنا شدید؟

624
00:35:45,810 --> 00:35:47,890
‫- توی پاریس صحبت کردیم
‫- البته، پاریس

625
00:35:47,890 --> 00:35:51,020
‫باید بگم که هر دومون از شنیدنِ
‫خبر سرقت، به شدت شوکه شدیم

626
00:35:51,020 --> 00:35:52,640
‫رسانه‌ها  اون ماجرا رو خیلی بزرگش کردن

627
00:35:52,640 --> 00:35:56,050
‫یه گروه اراذل از حومه‌ی شهرن که وقتی
‫می‌دونن زن‌های پول‌دار خونه‌ نیستن

628
00:35:56,050 --> 00:35:57,180
‫میرن سراغ جواهرات‌شون

629
00:35:57,180 --> 00:35:59,270
‫امیدوارم که به اونا، بیشتر از خودم بیاد

630
00:35:59,270 --> 00:36:04,100
‫ببخشید که مقداری طول کشید تا...
‫مقدمات این ملاقات فراهم بشه

631
00:36:04,100 --> 00:36:06,060
‫چیزی که مهمـه اینـه که
‫الان داریم صحبت می‌کنیم

632
00:36:06,060 --> 00:36:09,100
‫این رو باید ممنونِ همسرم باشید.
‫اون قهرمان‌تون بوده

633
00:36:09,100 --> 00:36:13,140
‫جناب نخست‌وزیر، ما آدم‌های خوش‌شانسی هستیم
‫که با زنی با چنین نبوغ آشنا شدیم

634
00:36:13,140 --> 00:36:16,930
‫همیشه معتقدم که باید رفت سر اصل مطلب

635
00:36:16,930 --> 00:36:20,220
‫کشور من نماینده‌ای توی اجلاس صلح شما نداره

636
00:36:20,220 --> 00:36:22,810
‫بحث درباره‌ی آتش‌بس و مبادله‌ی اسرا

637
00:36:22,810 --> 00:36:25,350
‫باعث میشه که مسکو اونجا رو
‫به چشمِ یه کابینه‌ی جنگ ببینه

638
00:36:25,350 --> 00:36:27,720
‫شما به یه صدای روس احتیاج دارید.
‫یه پل

639
00:36:27,720 --> 00:36:29,930
‫و من می‌تونم نقش اون پل رو بازی کنم

640
00:36:29,930 --> 00:36:33,700
‫یه سری افرادی هستن که از
‫حضور شما پای میز...

641
00:36:33,970 --> 00:36:36,350
‫احساس ناخوشایندی می‌کنن

642
00:36:36,350 --> 00:36:38,770
‫لازم نیست سر میز باشه

643
00:36:38,770 --> 00:36:40,270
و ‫نه توی عکس‌ها

644
00:36:40,270 --> 00:36:44,100
‫و نه توی صورت‌جلسه‌ها و مذاکرات.
‫بذارید توی مراسم افتتاحیه صحبت کنه

645
00:36:44,100 --> 00:36:45,310
‫فقط همین

646
00:36:45,310 --> 00:36:48,350
‫با این کار به دنیا نشون میدید که
‫میل به صلح بیشتر از چیزیـه که

647
00:36:48,350 --> 00:36:50,560
‫رهبران‌مون می‌خوان بهمون بقبولونن

648
00:36:50,560 --> 00:36:54,084
‫این که برخلاف چیزی که خیلی‌ها می‌خوان
‫نشون بدن، به همدیگه نزدیک‌تریم

649
00:36:54,890 --> 00:36:56,850
‫می‌تونم سفارش‌تون رو ثبت کنم؟

650
00:36:56,850 --> 00:37:00,180
‫- یه لقمه‌ای دور هم بخوریم؟
‫- فکر خوبیـه

651
00:37:00,180 --> 00:37:03,430
‫من برای شروع سوپ می‌خورم،
‫ممنون میشم

652
00:37:04,390 --> 00:37:06,720
‫- سبزیجات لازم دارم، سرآشپز
‫- بله، سرآشپز

653
00:37:08,100 --> 00:37:10,220
‫خیلی خب، اول سوپ می‌خوره،
‫بعد مرغ

654
00:37:10,220 --> 00:37:13,930
‫امشب هم سسِ غلیظ‌شده‌ی شراب سفید،
‫سیب‌زمینی‌های تازه و سبزیجات فصلی سرو میشه

655
00:37:13,930 --> 00:37:15,930
‫- بهتر از این نمیشه، مگه نه؟
‫- سبزیجات رو می‌خوام

656
00:37:15,930 --> 00:37:17,210
‫مرسی. پشت سرتم

657
00:37:17,470 --> 00:37:19,890
‫- کسی که مثل اون سفارش نداده؟
‫- نه

658
00:37:23,680 --> 00:37:25,810
‫با اجازه‌تون، من یه سر برم توالت

659
00:37:25,810 --> 00:37:28,890
‫من تا اونجا راهنمایی‌تون می‌کنم.
اینجا مثل هزارتو می‌مونه

660
00:37:34,600 --> 00:37:37,430
‫خب، ملاقات واقعی رو همین‌جا برگزار کنیم؟

661
00:37:39,430 --> 00:37:43,020
‫چی لازم داری تا بذاری این کار پیش بره؟
‫چطوری می‌تونم کمکت کنم؟

662
00:37:43,640 --> 00:37:45,680
‫خب، می‌تونی با گفتن حقیقت شروع کنی

663
00:37:46,850 --> 00:37:50,970
‫می‌دونم اون سرقت توی پاریس،
‫از چیزی که وانمود می‌کنید، جدی‌تره

664
00:37:51,500 --> 00:37:53,970
‫شاید بتونید از رسانه‌ها مخفیش کنید اما
‫هشت تا کیسه جسد؟

665
00:37:53,970 --> 00:37:56,310
‫سرقت جواهرات بود

666
00:37:56,310 --> 00:37:58,430
‫هیشکی واسه جواهرات ۸ نفر رو نمی‌کشه

667
00:38:01,470 --> 00:38:02,520
‫بعدش هم...

668
00:38:05,350 --> 00:38:07,270
‫خدمتکارتون...

669
00:38:07,270 --> 00:38:08,350
‫آیدا

670
00:38:09,930 --> 00:38:12,520
‫حدس حساب‌شده‌‌ی سرویس‌های امنیتی ما

671
00:38:12,520 --> 00:38:15,520
‫اینـه که اون یه جاسوس بوده و
‫پوششش لو رفته

672
00:38:15,520 --> 00:38:17,520
‫اول شکنجه شده

673
00:38:18,180 --> 00:38:21,120
‫پلیس گفت که احتمال داشته کارِ...

674
00:38:21,120 --> 00:38:22,800
‫دوست‌پسر حسودش باشه

675
00:38:22,800 --> 00:38:24,830
‫تو هم حرف‌شون رو باور کردی، کتیا؟

676
00:38:26,475 --> 00:38:31,000
‫توی مسکو پر از آدم‌کش‌های سابقِ
بیکارِ کاگ‌ب هست

677
00:38:32,310 --> 00:38:34,520
‫مطمئنم شوهرت یه چندتایی‌شون رو می‌شناسه

678
00:38:34,520 --> 00:38:36,270
‫این کار الکسی نیست

679
00:38:36,270 --> 00:38:38,060
‫- اون همچین آدمی نیست
‫- نیست؟

680
00:38:39,020 --> 00:38:40,060
‫پس کیـه؟

681
00:38:41,850 --> 00:38:43,300
‫گوش کن...

682
00:38:43,300 --> 00:38:46,970
‫شوهرت می‌خواد با من پشت یه تریبون باشه

683
00:38:46,970 --> 00:38:49,025
‫باید بدونم با کی می‌خوابه

684
00:38:49,560 --> 00:38:52,330
‫البته به‌جز تو

685
00:38:52,850 --> 00:38:54,680
‫می‌بخشید

686
00:38:55,520 --> 00:38:58,140
‫معذرت می‌خوام... امکانش هست که
‫پیش‌غذام رو عوض کنم؟

687
00:38:58,140 --> 00:39:00,220
‫میشه لطفاً برای من هم سوپ بیارید؟

688
00:39:00,220 --> 00:39:02,270
‫- البته
‫- موردی نداره؟ ممنونم

689
00:39:03,180 --> 00:39:06,640
‫تره‌فرنگی و سیب زمینی.
‫خطر داره اما وقتی خوب باشه...

690
00:39:07,680 --> 00:39:09,100
‫چی می‌خوای؟

691
00:39:09,600 --> 00:39:11,390
‫باید گذشته‌ش رو بدونم

692
00:39:12,100 --> 00:39:14,520
‫درمورد دورانی که توی برلین
‫عضو کاگ‌ب بود

693
00:39:14,520 --> 00:39:15,680
‫با یه اسم رمزی

694
00:39:17,060 --> 00:39:18,060
‫وایلدفلاور

695
00:39:23,370 --> 00:39:25,410
‫از اون دوران چیزی نمیگه

696
00:39:27,310 --> 00:39:28,350
‫از زیر زبونش بکش

697
00:39:30,640 --> 00:39:32,640
‫میشه لطفاً بگی دورچین کجاس؟

698
00:39:38,600 --> 00:39:39,600
‫سوپ آماده‌ست

699
00:39:40,640 --> 00:39:41,890
‫سبزیجات!

700
00:39:42,600 --> 00:39:44,430
‫مرغ دو دقیقه دیگه آماده میشه

701
00:39:44,430 --> 00:39:46,020
‫- جمع و جورش کن
‫- سرآشپز

702
00:39:46,020 --> 00:39:47,560
‫- پشت سرتم، سرآشپز
‫- سرآشپز

703
00:39:49,850 --> 00:39:50,970
‫غذا حاضره

704
00:39:54,770 --> 00:39:56,220
‫سه تا مارچوبه دارم

705
00:40:01,470 --> 00:40:02,600
‫غذا حاضره

706
00:40:07,560 --> 00:40:08,800
‫النور

707
00:40:09,470 --> 00:40:12,640
‫- دو تا سوپه که!
‫- لابد سفارش‌شون رو عوض کردن

708
00:40:12,640 --> 00:40:14,180
‫- گندش بزنن
‫- کدومش مشکل داره؟

709
00:40:14,180 --> 00:40:15,810
‫اونی که سمت چپـه

710
00:40:15,810 --> 00:40:18,430
‫از سمت آشپزخونه یا از سمتِ راهرو؟

711
00:40:18,430 --> 00:40:19,850
‫ای خدا...

712
00:40:19,850 --> 00:40:21,850
‫وقت‌مون داره تموم میشه.
‫فکر کن، لامصب

713
00:40:21,850 --> 00:40:24,680
‫- از آشپزخونه دارم نگاه می‌کنم
‫- یعنی سمتِ راست گارسون؟

714
00:40:24,680 --> 00:40:25,600
‫گارسون؟

715
00:40:25,600 --> 00:40:27,970
‫- میشه سمتِ راست گارسون
‫- سمت راستِ گارسون

716
00:40:27,970 --> 00:40:31,140
‫راست دیگه؟ وگرنه نخست‌وزیر رو مسموم می‌کنم

717
00:40:31,140 --> 00:40:33,680
‫آره، کاسه‌ی سمت راستی.
‫کاسه‌ی سمت راستی

718
00:40:33,680 --> 00:40:35,850
‫عجب قمر در عقربی شد

719
00:40:36,180 --> 00:40:38,560
‫حالا نوبت خوردنـه

720
00:40:38,560 --> 00:40:40,720
‫- گندش بزنن
‫- بهش می‌خوره خوشمزه باشه. ممنون

721
00:40:42,770 --> 00:40:44,060
‫بوش خوبـه

722
00:40:45,310 --> 00:40:46,350
‫ممنون

723
00:40:47,850 --> 00:40:49,930
‫- بذارید براتون بریزم
‫- ممنون

724
00:40:51,720 --> 00:40:54,500
‫واقعاً شرمنده‌م! واقعاً شرمنده‌م!

725
00:40:55,180 --> 00:40:56,810
‫چقدر دست و پا چلفتیـم

726
00:40:56,810 --> 00:40:58,390
‫طوری نیست.
‫اشکالی نداره

727
00:40:58,970 --> 00:41:00,060
‫خیلی شرمنده‌م

728
00:41:02,310 --> 00:41:03,310
‫شرمنده

729
00:41:05,100 --> 00:41:07,390
‫- شرمنده
‫- اشکالی نداره. آسیبی به کسی نرسید

730
00:41:08,350 --> 00:41:10,430
‫خب، نوش جان

731
00:41:10,430 --> 00:41:12,350
‫- لذت ببرید
‫- ممنون

732
00:41:14,020 --> 00:41:16,600
‫حال همه خوبه؟ تلفاتی که ندادیم؟

733
00:41:19,060 --> 00:41:20,140
‫چطوره؟

734
00:41:21,970 --> 00:41:23,410
‫ارزش این همه صبر کردن رو داشت؟

735
00:41:42,970 --> 00:41:44,270
‫بابت امشب ممنونم

736
00:41:45,680 --> 00:41:46,720
‫زحمت کشیدی

737
00:41:48,220 --> 00:41:50,270
‫هنوز هم تیم خوبی هستیم

738
00:41:50,270 --> 00:41:53,520
‫اما باید به دریل بگی تا بتونم
‫مشاوره‌ی زناشویی رو ببرم

739
00:41:53,520 --> 00:41:54,970
‫باشه

740
00:41:54,970 --> 00:41:56,010
‫خیلی خب

741
00:42:34,810 --> 00:42:38,160
‫« واسه جفت‌شون پول یکسانی میدیم »

742
00:42:45,350 --> 00:42:46,560
‫کمک!

743
00:42:47,810 --> 00:42:50,890
‫کمک! خواهش می‌کنم!

744
00:42:59,270 --> 00:43:02,020
‫«مأموریت شروع شده»

745
00:43:19,970 --> 00:43:21,560
‫بگو که یه چیز خوب پیدا کردی

746
00:43:21,560 --> 00:43:24,720
‫زنده‌ست و پیش اوناست.
‫من هم آدرسش رو پیدا کردم

747
00:43:24,720 --> 00:43:26,170
‫وای خدا، پیشت بودم، بوست می‌کردم

748
00:43:26,180 --> 00:43:28,850
‫ایول، من هم می‌ذاشتم.
‫برات بفرستمش؟

749
00:43:28,850 --> 00:43:29,890
‫آره

750
00:43:29,890 --> 00:43:31,220
‫خیلی خب، الان می‌فرستم

751
00:43:38,020 --> 00:43:39,020
‫الکسی چرنوف؟

752
00:43:39,890 --> 00:43:42,350
‫- سگ ریده تو مغزت؟
‫- آره، اون سوژه‌ی بعدی بود

753
00:43:42,350 --> 00:43:45,270
‫از ملاقات من استفاده کردی تا بری سراغش و
‫اون‌وقت نمی‌خواستی به من بگی؟

754
00:43:45,270 --> 00:43:46,930
‫هر چی کم‌تر بدونی، بهتره

755
00:43:46,930 --> 00:43:49,350
‫اول کلاین، بعد امبروز،
‫حالا هم الکسی چرنوف

756
00:43:49,350 --> 00:43:52,640
‫هر دفعه که می‌خوام با یکی حرف بزنم،
‫تهش می‌میره. اون هم به دست تو

757
00:43:52,640 --> 00:43:55,430
‫- یعنی می‌خواستی جواب منفی بدم؟
‫- آره

758
00:43:55,430 --> 00:43:58,750
‫واسه وقتی که خبر کشتن یه آدم
‫سر از اخبار ساعت ۹ در بیاره

759
00:43:58,750 --> 00:43:59,970
‫بهونه‌ای جور کردی؟

760
00:43:59,970 --> 00:44:02,720
‫یه مأمور ام‌آی‌‌ ۵ امروز باهام حرف زد

761
00:44:02,720 --> 00:44:04,930
‫اسم خواهر ناتنیم رو می‌دونه

762
00:44:04,930 --> 00:44:08,250
‫هیشکی نباید از این ماجرا خبر داشته
‫باشه اما یکی خبرش رو بهش رسونده

763
00:44:08,770 --> 00:44:10,930
‫اول اون ویدیوئه که دیدی،
‫حالا هم این

764
00:44:10,930 --> 00:44:14,520
‫یکی می‌خواد من رو بزنه زمین و
‫تو هم داری کمک‌شون می‌کنی

765
00:44:16,270 --> 00:44:18,310
‫من کم نمیارم، خب؟

766
00:44:18,890 --> 00:44:20,270
‫فرار نمی‌کنم

767
00:44:21,560 --> 00:44:26,000
‫بیخیالِ چیزی که ساختم نمیشم.
‫نمی‌ذارم از زندگی‌ای که ساختم، بیرونم کنن

768
00:44:28,970 --> 00:44:30,810
‫بهم کمک می‌کنی، سم؟

769
00:44:35,220 --> 00:44:36,260
‫آره

770
00:44:37,560 --> 00:44:38,560
‫خوبـه

771
00:44:40,470 --> 00:44:42,430
‫چون من می‌دونم رید کجاس

772
00:44:43,520 --> 00:44:45,910
‫و فردا صبح، آزادش می‌کنیم و

773
00:44:46,600 --> 00:44:49,060
‫کار رو یه بار و برای همیشه،
‫تموم می‌کنیم

774
00:44:54,901 --> 00:44:59,115
♪ Ocean Wisdom - Brick Or Bat ♪

775
00:44:59,140 --> 00:45:00,770
‫♪ از همون اول کار،
‫از همون لحظه‌ی شروع ♪

776
00:45:00,770 --> 00:45:03,570
‫♪ می‌تونم بهترین ضربه‌شون رو هم
‫تحمل کنم چون بهترین فلوشون کُنده ♪

777
00:45:03,580 --> 00:45:05,680
‫♪ اون کاکاسیاه‌ها یه‌جوری حرف می‌زنن
‫انگار می‌خوان پابه‌پام بیان ♪

778
00:45:05,680 --> 00:45:08,600
‫♪ نه، برای حرفه‌ای بعدی
‫فقط یه رئیس وجود داره ♪

779
00:45:08,600 --> 00:45:10,220
‫♪ وای، کیدی کی ♪

780
00:45:10,220 --> 00:45:14,060
‫♪ واقعاً همچین حرفی زده؟
‫از رپ خیابونی پول در آورده؟ ♪

781
00:45:14,060 --> 00:45:16,140
‫♪ آره، گیگیدی، دوست‌دخترت هم که
‫درکونی خورد ♪

782
00:45:16,140 --> 00:45:17,560
‫♪ گفت رفت خونه اما... ♪

783
00:45:17,560 --> 00:45:18,680
‫گندش بزنن!

784
00:45:47,700 --> 00:45:52,290
‫« وایلدفلاور - الیزابت رید »

785
00:45:56,047 --> 00:46:16,047
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

