﻿1
00:00:01,168 --> 00:00:03,170
<font color="#00f300">‫♪ The Miracles - The Tracks of my Tears ♪</font>

2
00:00:03,195 --> 00:00:11,195
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:11,345 --> 00:00:15,807
‫« به دلیل برگزاری مراسم خصوصی تعطیل است »

4
00:00:16,682 --> 00:00:19,226
‫باورم نمیشه که می فوت کرده

5
00:00:19,228 --> 00:00:21,938
‫- تسلیت میگم، پسرها
‫- هی، ما هم به شما تسلیت میگیم

6
00:00:21,939 --> 00:00:23,314
‫آره، ولی ما مثلِ شما اون رو نمی‌شناختیم

7
00:00:23,315 --> 00:00:25,692
‫آره، می واسه ما مثل یه مادر بود که
ارزش زیادی داشت

8
00:00:26,360 --> 00:00:27,860
‫چون همه‌ی ما با مامان‌های تخمی بزرگ شدیم

9
00:00:27,861 --> 00:00:29,779
‫دروغ نگو. من مامانم رو دوست دارم

10
00:00:29,780 --> 00:00:31,322
‫آره، مامان من فوق‌العاده‌ست

11
00:00:31,323 --> 00:00:33,074
‫آره، مامان من هم مهربونـه

12
00:00:33,075 --> 00:00:34,909
‫خیلی‌خب، عالیـه.
‫باید خیلی خوب باشه.

13
00:00:34,910 --> 00:00:36,286
‫همتون مامان‌های درجه‌یکی دارید

14
00:00:36,995 --> 00:00:39,095
‫بیاید امروز فقط و فقط درباره‌ی می باشه، خب؟

15
00:00:39,998 --> 00:00:41,165
‫به یادِ می

16
00:00:41,166 --> 00:00:42,501
‫- به یاد می
‫- به یاد آناناس

17
00:00:44,652 --> 00:00:45,987
‫می‌بینم دیگه برنزه نیستی

18
00:00:46,463 --> 00:00:47,922
‫آره، به خاطر احترام به می

19
00:00:47,923 --> 00:00:49,508
‫به نظرش ضدبریتانیایی بود

20
00:00:50,092 --> 00:00:51,217
‫و نگین الماسیت؟

21
00:00:51,218 --> 00:00:52,553
‫می می‌گفت خیلی اداییـه

22
00:00:53,720 --> 00:00:55,179
‫ولی گوشواره‌ی شرابه‌ایت رو در نیاوری

23
00:00:55,180 --> 00:00:56,486
‫می دوستش داشت

24
00:00:56,488 --> 00:00:59,102
‫گفت اون رو یاد پلاک گوش
‫گوسفند محبوبش میندازه

25
00:00:59,601 --> 00:01:01,102
‫صبر کن، می گوسفند محبوب داشت؟

26
00:01:01,103 --> 00:01:02,354
‫داگ!

27
00:01:03,730 --> 00:01:04,730
‫عجب

28
00:01:05,357 --> 00:01:06,770
‫با خودت میگی طرف رو خوب می‌شناسی

29
00:01:08,110 --> 00:01:09,694
‫- ممنون. آره
‫- خیلی‌خب

30
00:01:09,695 --> 00:01:12,154
‫- از شهد گوارای ایرلند لذت ببرید
‫- بفرمایید

31
00:01:12,155 --> 00:01:14,365
‫می خیلی دوستش داشت. بیاید

32
00:01:14,366 --> 00:01:15,700
‫می ایرلندی بود، درستـه؟

33
00:01:15,701 --> 00:01:16,910
‫نه، ولی ما ایرلندی هستیم،
‫پس درست انجامش بده

34
00:01:17,619 --> 00:01:19,161
‫خیلی‌خب، یه بازی کوچیک، پایه‌اید؟

35
00:01:19,162 --> 00:01:23,291
‫اول میری بالا و باید آبجوت رو
‫وسطِ حرف گ بیاری

36
00:01:23,292 --> 00:01:25,710
‫آره. سنت ایرلندیـه، درستـه؟

37
00:01:25,711 --> 00:01:31,258
‫به نظرم اگه تحقیق کنید می‌فهمید
‫این رسم کودکانه از بریتانیا اومده

38
00:01:34,803 --> 00:01:36,013
‫صبر کن

39
00:01:48,275 --> 00:01:49,401
‫از مراسم‌ ختم متنفرم،

40
00:01:49,985 --> 00:01:52,236
‫ولی عاشق نوشیدنی بعدشم

41
00:01:52,237 --> 00:01:55,782
‫مراسم آدم رو داغون می‌کنه و
مشروب اون خلاء رو پر می‌کنه

42
00:01:56,533 --> 00:01:57,826
‫تا وقتی که کار از کار بگذره

43
00:01:58,660 --> 00:02:00,078
‫- به یاد می
‫- به یاد می

44
00:02:03,457 --> 00:02:05,351
‫- خدای من
‫- چی شده؟

45
00:02:05,375 --> 00:02:07,270
‫« کارگزینی »

46
00:02:07,294 --> 00:02:09,127
‫توی دردسر افتادی

47
00:02:09,128 --> 00:02:10,172
‫بیرون جواب میدم

48
00:02:16,887 --> 00:02:18,096
‫حالت خوبـه؟

49
00:02:18,764 --> 00:02:19,973
‫آره، من خوبم عزیزم

50
00:02:23,227 --> 00:02:24,895
‫بگیر و نگیر داره، میاد و میره…

51
00:02:34,029 --> 00:02:35,113
‫میاد و میره

52
00:02:40,327 --> 00:02:41,429
‫« مدیر برنامه‌ی عوضی، دریک »

53
00:02:41,453 --> 00:02:43,372
‫بمیر

54
00:02:51,713 --> 00:02:53,423
‫نزدیک بود ها

55
00:02:58,554 --> 00:03:00,012
‫ممنون، عزیزم

56
00:03:00,013 --> 00:03:01,974
‫نوچ، نوچ، حالم بد شد

57
00:03:02,474 --> 00:03:03,642
‫ببخشید، باشه

58
00:03:09,022 --> 00:03:12,693
‫فکر و خیال مراسم ختم توی ذهنت باقی نمونده
‫که بخوای خالی‌شون کنی؟

59
00:03:14,361 --> 00:03:16,613
‫آره. ذهنم درگیر این موضوعـه که
‫نکنه مرگ می تقصیر ما باشه

60
00:03:17,197 --> 00:03:18,281
‫داریم بچه‌دار میشیم

61
00:03:18,282 --> 00:03:20,950
‫یه روح جدید رو وارد دنیا می‌کنیم،
‫بنابراین یه روح باید خارج بشه

62
00:03:20,951 --> 00:03:22,785
‫فکر کردی کی هستی؟

63
00:03:22,786 --> 00:03:23,787
‫تانوس؟

64
00:03:25,789 --> 00:03:27,009
‫تو چی؟

65
00:03:27,034 --> 00:03:29,911
‫افکار ترسناک و ناراحت‌کننده‌ای
‫موقع مراسم به ذهنت نرسید؟

66
00:03:30,085 --> 00:03:34,339
‫خب، فهمیدم که زندگی در یک لحظه
‫می‌تونه تغییر کنه

67
00:03:35,257 --> 00:03:36,258
‫تو عوض شدی

68
00:03:37,217 --> 00:03:39,093
‫بدن من داره عوض میشه

69
00:03:39,094 --> 00:03:41,096
‫متوجه شدم

70
00:03:43,348 --> 00:03:45,850
‫آره، اطرافِ ما همه چیز
‫به صورت مداوم عوض میشه

71
00:03:45,851 --> 00:03:47,602
‫سرعتِ تغییر خیلی بالاست

72
00:03:47,603 --> 00:03:50,688
‫کلی هیجان زده‌ام و یه کوچولو ترسیدم

73
00:03:50,689 --> 00:03:51,772
‫درک می‌کنم

74
00:03:51,773 --> 00:03:55,902
‫اما غمت نباشه، من کنارتم و
‫ذره‌ای عوض نمـ…

75
00:03:55,903 --> 00:03:58,280
‫توی روحت!

76
00:03:59,948 --> 00:04:01,949
‫- چیـه؟
‫- روی، عزیزم، بالاخره

77
00:04:01,950 --> 00:04:03,368
‫چی از جونم می‌خوای؟

78
00:04:04,036 --> 00:04:06,078
‫مستقیم رفتی سر اصل مطلب. خوشم اومد.
‫نشستی؟

79
00:04:06,079 --> 00:04:07,163
‫آره، معلومـه

80
00:04:07,164 --> 00:04:09,332
‫خب، تو، دوستِ من،
‫موکل موردعلاقه‌ام هستی و

81
00:04:09,333 --> 00:04:12,752
‫پیشنهاد سرمربی‌گری چلسی رو بهت دادن

82
00:04:12,753 --> 00:04:14,170
‫تبریک میگم، رفیق

83
00:04:14,171 --> 00:04:16,631
‫واسه هر دوی ما خبر بزرگیـه

84
00:04:16,632 --> 00:04:19,718
‫البته به من ربطی نداره،
‫ولی خب بی‌ربط هم نیستم

85
00:04:20,761 --> 00:04:21,927
‫عالیـه، نـه؟

86
00:04:21,928 --> 00:04:23,012
‫آره

87
00:04:23,013 --> 00:04:24,889
‫- باید بریم جشن بگیریم و نوشیدنی بخوریم
‫- بعداً حرف می‌زنیم

88
00:04:24,890 --> 00:04:26,266
‫یه مقدار شامپاین دارم…

89
00:04:30,312 --> 00:04:31,522
‫روی؟

90
00:04:36,610 --> 00:04:37,819
‫خدای من

91
00:04:39,905 --> 00:04:40,988
‫حالت چطوره، رفیق؟

92
00:04:40,989 --> 00:04:42,323
‫خوبم

93
00:04:42,324 --> 00:04:44,242
‫بهش گفتم اگه فشار مراسم واسش سنگینـه،
‫می‌تونیم بریم

94
00:04:44,243 --> 00:04:45,744
‫گفتم که، حالم خوبـه

95
00:04:51,124 --> 00:04:53,585
‫خب، مِیخونه چی میشه؟

96
00:04:54,211 --> 00:04:56,254
‫سؤال خوبیـه. نمی‌دونم

97
00:04:56,554 --> 00:04:58,264
‫مجبوریم جابجا بشیم؟

98
00:04:58,966 --> 00:05:01,218
‫آره، کاش واسه سؤال‌هات
‫جواب داشتم، پهلوون، اما…

99
00:05:01,802 --> 00:05:03,302
‫زندگی همینـه دیگه

100
00:05:03,303 --> 00:05:06,356
‫بعضی وقتا تغییرات بزرگ رو
‫یه جا سر آدم می‌ریزه

101
00:05:06,468 --> 00:05:08,456
‫آره، می‌دونم. الان لندن زندگی می‌کنم

102
00:05:10,352 --> 00:05:12,104
‫میرم دارت بازی کنم

103
00:05:15,482 --> 00:05:17,608
‫آره، راستش الان لندن زندگی می‌کنه

104
00:05:17,609 --> 00:05:18,694
‫این رو حق داره

105
00:05:21,984 --> 00:05:24,115
‫چی بازی می‌کنی؟ بیا دیگه، بازی کن

106
00:05:24,116 --> 00:05:26,118
‫- بازی می‌کنی؟ خیلی‌خب
‫- آره

107
00:05:27,053 --> 00:05:29,513
‫هی، رابطه‌ات با مامانت خوبـه؟

108
00:05:29,538 --> 00:05:30,998
‫خب آره، عاشق مامانم هستم

109
00:05:32,667 --> 00:05:33,959
‫حالت چطوره؟

110
00:05:34,001 --> 00:05:37,087
‫آره، آره، خوبم. نه، یه کاری کردم

111
00:05:37,951 --> 00:05:39,408
‫عکس‌مون رو قاب کردی

112
00:05:39,433 --> 00:05:41,714
‫آره خب، فکر کردم شاید بخوان
‫یه جایی توی مِیخونه آویزون کنن

113
00:05:41,884 --> 00:05:43,427
‫چقدر قشنگ و با ملاحظه

114
00:05:43,927 --> 00:05:48,014
‫خیلی‌خب، جوری رفتار نکن انگار
غافلگیر شدی. من هم می‌تونم مهربون باشم

115
00:05:48,015 --> 00:05:50,183
‫اما چرا من ژستِ عجیبی گرفتم؟

116
00:05:50,184 --> 00:05:51,476
‫آره، واسه همین دوستش دارم

117
00:05:54,313 --> 00:05:55,355
‫اون کیـه؟

118
00:06:00,235 --> 00:06:03,238
‫نه، نه، حرفش هم نزن، لعنتی

119
00:06:04,698 --> 00:06:06,574
‫خدای من، جین، اینجا چیکار می‌کنی؟

120
00:06:06,575 --> 00:06:07,909
‫این چه سؤالیـه؟

121
00:06:07,910 --> 00:06:09,702
‫مگ دوست صمیمی من بود

122
00:06:09,703 --> 00:06:11,421
‫اگه دوست صمیمیت بود،
‫می‌دونستی اسمش میـه و

123
00:06:11,423 --> 00:06:13,341
‫عین ساقدوش فاحشه‌ها لباش نمی‌پوشیدی

124
00:06:13,749 --> 00:06:15,208
‫من رو بابت سوگواریم قضاوت نکن

125
00:06:15,209 --> 00:06:18,503
‫بگذریم، زیاد نمی‌تونم بمونم.
‫امشب افتتاحیه تئاترم توی وست‌انده.

126
00:06:18,723 --> 00:06:21,100
‫بازیگرهای فوق‌العاده،
‫یه عالمه سر و صدا بپا کرده

127
00:06:21,548 --> 00:06:23,424
‫حتی این جواهر عتیقه رو می‌پوشم که

128
00:06:23,425 --> 00:06:26,427
‫به من دادن و پرو پرو میگن
‫بعداً باید پس بدی

129
00:06:26,452 --> 00:06:28,234
‫واقعاً دلم نمی‌خواد از تئاترت چیزی بدونم،

130
00:06:28,259 --> 00:06:31,137
‫- ولی حداقل می‌دونم برای چی اومدی
‫- همیشه می‌خوای باهام دعوا کنی

131
00:06:31,892 --> 00:06:33,434
‫باشه، میرم

132
00:06:33,435 --> 00:06:35,312
‫اما دلم واسه این چشم‌ها تنگ میشه

133
00:06:39,250 --> 00:06:40,334
‫چیکار می‌کنی؟

134
00:06:40,775 --> 00:06:43,110
‫گوشواره‌ات توی حلقه‌ام گیر کرده

135
00:06:43,111 --> 00:06:44,988
‫بذار. بذار. بذار

136
00:06:56,708 --> 00:06:59,794
‫ربکا، باید یه چیزی بهت بگم

137
00:06:59,795 --> 00:07:01,380
‫آره

138
00:07:02,673 --> 00:07:04,549
‫- سلام به همه
‫- اینجا چی داریم؟

139
00:07:04,550 --> 00:07:06,551
‫اگه مزاحم نیستیم،
‫یه آهنگ برای می تدارک دیدیم

140
00:07:06,552 --> 00:07:09,512
‫یه آهنگ سنتی ایرلندیـه به اسم «جام بدرود»

141
00:07:09,513 --> 00:07:10,721
‫محض اطمینان

142
00:07:10,722 --> 00:07:12,390
‫- می اهل ایرلند نبود
‫- نه، نبود

143
00:07:12,391 --> 00:07:14,100
‫- ایرلندی نیست. نه
‫- ایرلندی نیست، فهمیدم

144
00:07:14,101 --> 00:07:16,144
‫- نه، شروع کن
‫- من موسیقی‌شو برم؟

145
00:07:18,480 --> 00:07:20,607
‫- آهنگ رو شروع کن. یالا
‫- آره؟

146
00:07:25,405 --> 00:07:32,371
‫♪ هر چه پول داشتم ♪

147
00:07:33,829 --> 00:07:39,293
‫♪ در کنار دوستانم خرج کردم ♪

148
00:07:40,294 --> 00:07:45,591
‫♪ و هر بدی که مرتکب شدم ♪

149
00:07:46,508 --> 00:07:51,889
‫♪ افسوس که تنها در حق خودم بود ♪

150
00:07:52,389 --> 00:07:59,145
‫♪ و هر چه کردم از سر نادانی بود ♪

151
00:07:59,146 --> 00:08:04,234
‫♪ اکنون دیگر از خاطرم محو شده ♪

152
00:08:04,943 --> 00:08:10,908
‫♪ پس جام بدرود را برایم پر کن ♪

153
00:08:11,658 --> 00:08:17,039
‫♪ شب بخیر و شادی همراه شما باشد ♪

154
00:08:18,165 --> 00:08:23,921
‫♪ از میان رفیقانی که داشتم ♪

155
00:08:24,546 --> 00:08:29,218
‫♪ از رفتنِ من اندوهگین هستند ♪

156
00:08:30,344 --> 00:08:35,432
‫♪ و تمام عزیزانی که داشتم ♪

157
00:08:36,390 --> 00:08:41,522
‫♪ آرزو داشتند یک روز بیشتر بمانم ♪

158
00:08:42,813 --> 00:08:48,819
‫♪ اما قسمت من چنین رقم خورده ♪

159
00:08:48,820 --> 00:08:54,326
‫♪ که باید بروم و شما بمانید ♪

160
00:08:55,118 --> 00:09:00,874
‫♪ آرام برمی‌خیزم و می‌گویم… ♪

161
00:09:01,583 --> 00:09:07,130
‫♪ شب بخیر و شادی همراه شما باشد ♪

162
00:09:09,466 --> 00:09:11,093
‫همینـه!

163
00:09:12,553 --> 00:09:15,931
‫- به یاد می
‫- به یاد می

164
00:09:20,394 --> 00:09:22,062
‫به یاد می!

165
00:09:30,237 --> 00:09:31,238
‫هی

166
00:09:32,114 --> 00:09:33,156
‫حالت خوبـه؟

167
00:09:34,825 --> 00:09:37,160
‫آره. من… فقط…

168
00:09:39,705 --> 00:09:43,667
‫من… کاش بود و یه بار دیگه
‫توی تکلیفم بهم کمک می‌کرد

169
00:09:47,254 --> 00:09:48,463
‫آره، می‌فهمم

170
00:09:57,598 --> 00:09:59,349
‫می‌دونی، وقتی کسی رو از دست میدیم

171
00:10:00,684 --> 00:10:04,855
‫دیدِ آدم رو به زندگی باز می‌کنه، می‌دونی؟

172
00:10:06,356 --> 00:10:10,944
‫حتی باعث میشه مسائل فوتبالی
‫به نظرت احمقانه بیان

173
00:10:11,528 --> 00:10:13,863
‫اگه می این حرفت رو می‌شنید،
‫از قبر میومد بیرون و

174
00:10:13,864 --> 00:10:15,199
‫تو رو با خودش می‌برد

175
00:10:16,700 --> 00:10:18,327
‫آره، واسه همین با صدای بلند نگفتم

176
00:10:32,758 --> 00:10:34,051
‫بابات چطور فوت کرد؟

177
00:10:39,723 --> 00:10:40,807
‫خب…

178
00:10:42,351 --> 00:10:45,562
‫مامان‌بزرگ گفت که از پله افتاده و
‫سرش ضربه خورده

179
00:10:46,104 --> 00:10:47,356
‫حقیقت داره؟

180
00:10:50,150 --> 00:10:51,151
‫آره

181
00:10:55,239 --> 00:10:57,783
‫و هم‌سنِ تو بود؟

182
00:11:00,786 --> 00:11:01,828
‫آره

183
00:11:04,081 --> 00:11:05,268
‫هی

184
00:11:05,707 --> 00:11:07,835
‫نگران نباش،
‫من پله‌ها رو راحت بالا و پایین میرم

185
00:11:10,712 --> 00:11:12,965
‫به این زودی‌ها قرار نیست
‫من رو از دست بدی، قول میدم

186
00:11:13,674 --> 00:11:14,675
‫فهمیدی؟

187
00:11:15,467 --> 00:11:16,468
‫آره

188
00:11:27,688 --> 00:11:29,523
‫میشه برگردیم پایین؟

189
00:11:30,190 --> 00:11:31,191
‫آره

190
00:11:51,000 --> 00:11:58,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

191
00:11:58,578 --> 00:12:01,984
‫« تد لسو »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت دهم (آخر): زنده بودن »

192
00:12:02,014 --> 00:12:03,472
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

193
00:12:03,473 --> 00:12:04,474
‫صبح بخیر

194
00:12:05,350 --> 00:12:08,895
‫مربی، وقتی بچه بودی،
‫بابا و مامانت بهت دروغ می‌گفتن، درستـه؟

195
00:12:08,896 --> 00:12:10,689
‫شوخیت گرفته؟ همیشه

196
00:12:11,231 --> 00:12:14,359
‫در موردِ بابانوئل، سیگار، فرود به ماه،
‫هر چی که بگی. واسه چی؟

197
00:12:15,235 --> 00:12:18,279
‫خب، اون روز هنری ازم خواست
‫رک و صریح باهاش حرف بزنم و

198
00:12:18,280 --> 00:12:22,326
‫فکر کنم زیادی پیچوندمش

199
00:12:22,951 --> 00:12:23,994
‫باشه

200
00:12:24,995 --> 00:12:27,664
‫فکر می‌کنم دلیل خوبی
‫برای این کار داشتی، درستـه؟

201
00:12:28,624 --> 00:12:29,625
‫آره

202
00:12:30,876 --> 00:12:34,128
‫خب، تا وقتی که دلایلت
‫به رنج و ناراحتی خودت مربوط نباشه

203
00:12:34,129 --> 00:12:37,424
‫یا باور مضحکی نباشه که
‫الیور نورث یه پا قهرمانـه،

204
00:12:38,509 --> 00:12:39,801
‫پس احتمالاً تصمیم درستی گرفتی

205
00:12:43,180 --> 00:12:47,142
‫« اتاق مربیان تیم زنان ریچموند »

206
00:12:49,061 --> 00:12:50,895
‫- خیلی‌خب، شانی، کمربند رو بزن
‫- باشه

207
00:12:50,896 --> 00:12:52,355
‫پسر خوب. گوش کن

208
00:12:52,356 --> 00:12:54,690
‫الان پیش باباتون می‌مونید و
‫من میرم سر کار، خب؟

209
00:12:54,691 --> 00:12:56,651
‫آره، مامانی میره فوتبال بازی کنه

210
00:12:56,652 --> 00:12:58,986
‫خیلی‌خب، توی مدرسه مؤدب باش.
‫لطفاً به حرف معلم‌هات گوش بده و

211
00:12:58,987 --> 00:13:00,071
‫بابا رو اذیت نکنی، باشه؟

212
00:13:00,072 --> 00:13:03,283
‫آره، بابا رو اذیت نکنید
‫چون نمی‌خوام اتفاقِ بار آخر تکرار بشه

213
00:13:03,784 --> 00:13:05,034
‫بار آخر چی شد؟

214
00:13:05,035 --> 00:13:09,372
‫خب، متأسفانه…
‫آرچی، توی ماشین نگوز

215
00:13:09,373 --> 00:13:10,581
‫- خودت بودی، بابا!
‫- آرچی

216
00:13:10,582 --> 00:13:13,209
‫- من بودم؟ من نبودم
‫- توی ماشین گوزیدی؟

217
00:13:13,210 --> 00:13:14,293
‫- اونا بودن
‫- اونا بودن؟

218
00:13:14,294 --> 00:13:16,420
‫- تو… بو میدی
‫- بو میدی

219
00:13:16,421 --> 00:13:17,922
‫- در رو می‌بندم
‫- تقصیر توئـه

220
00:13:17,923 --> 00:13:20,049
‫- جفت‌شون بو میدن، باید در رو ببندم
‫- پسرهای بوگندو

221
00:13:20,050 --> 00:13:22,803
‫- بچه‌های بوگندو بدنیا آوردی
‫- در رو می‌بندم، بوگندوها

222
00:13:23,720 --> 00:13:24,805
‫پسر کوچولوهای بوگندو

223
00:13:27,057 --> 00:13:28,140
‫خیلی‌خب

224
00:13:28,141 --> 00:13:29,809
‫- ممنون، بن
‫- خواهش

225
00:13:29,810 --> 00:13:31,602
‫شنبه هم حواست بهشون هست دیگه، آره؟

226
00:13:31,603 --> 00:13:33,020
‫آره، گمونم، آره

227
00:13:33,021 --> 00:13:35,481
‫نه، نه، نه، «گمونم» نه،
‫این کار رو نکن

228
00:13:35,482 --> 00:13:36,607
‫نه، من مسابقه دارم

229
00:13:36,608 --> 00:13:38,651
‫آخرین مسابقه‌ی فصلـه،
‫پس ازت می‌خوام مراقب‌شون باشی

230
00:13:38,652 --> 00:13:41,112
‫خیلی‌خب، گوش کن، ‫احتمال داره
یه اجرای رادیویی تو منچستر جور بشه

231
00:13:41,113 --> 00:13:42,280
‫- توقع داری چیکار کنم؟
‫- نه

232
00:13:42,281 --> 00:13:43,364
‫من… خب، توقع دارم مراقب‌شون باشی

233
00:13:43,365 --> 00:13:44,782
‫- نمی‌تونم. شغل منـه
‫- سر قولت بمون

234
00:13:44,783 --> 00:13:46,659
‫- چون من ازت درخواست کرده بودم…
‫- نه اینکه سر قولم…

235
00:13:46,660 --> 00:13:48,245
‫باشه، باشه، باشه، ببین…

236
00:13:48,871 --> 00:13:52,875
‫من که تصمیم نگرفتم بعد از زاییدنِ دوتا بچه،
‫برم ورزشکار بشم، غیر اینـه؟

237
00:13:54,585 --> 00:13:55,586
‫اِل

238
00:13:57,559 --> 00:13:58,612
‫لعنتی

239
00:13:58,657 --> 00:14:01,972
‫باشه. خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫راه بیفتیم، آره، می‌ترکونیم

240
00:14:03,093 --> 00:14:04,094
‫آره!

241
00:14:05,721 --> 00:14:06,930
‫خداحافظ

242
00:14:17,191 --> 00:14:18,733
‫منظورت چیـه باید بریم؟

243
00:14:18,734 --> 00:14:21,872
‫ربکا، از نظر قانونی ملزم هستیم که توی
‫جلسه هفته‌ی آینده‌ی سهام‌دارها شرکت کنیم،

244
00:14:21,874 --> 00:14:23,696
‫حتی اگه ندونیم کیا قراره بیان

245
00:14:23,697 --> 00:14:25,281
‫خب، من نمیام

246
00:14:25,282 --> 00:14:27,742
‫دیگه سهام‌دار درست و واقعی باقی نمونده،

247
00:14:27,743 --> 00:14:31,162
‫- دستِ روپرت درد نکنه
‫- درکت می‌کنم. می‌فهمم

248
00:14:31,163 --> 00:14:34,582
‫عین وقتی می‌مونه که راجر واترز
‫می‌خواست پینک فلوید رو پس بگیره

249
00:14:34,583 --> 00:14:38,337
‫و روپرت حتی شعر
نیمه‌ی تاریک ماه رو ننوشته، درستـه؟

250
00:14:39,087 --> 00:14:41,005
‫می‌خوای واسه حمایت عاطفی بیام؟

251
00:14:41,006 --> 00:14:42,882
‫- خیلی لطف داری
‫- آره

252
00:14:42,883 --> 00:14:46,511
‫ولی همین کم بودنِ تعداد حضار جلسه،
‫تنها چیزیـه که خوشحالم می‌کنه

253
00:14:46,512 --> 00:14:49,263
‫در یه خبر احتمالاً خوشایند و
‫بی‌ربط به پینک فلوید،

254
00:14:49,264 --> 00:14:52,683
‫روند انتقال بازی آخر فصل
‫به ورزشگاه نلسون رود داره خوب پیش میره

255
00:14:52,684 --> 00:14:55,561
‫خب، آخرین بار افتضاح بود، نه؟

256
00:14:55,562 --> 00:15:00,149
‫خب، با بردن بریستول، هورا،
‫یه مقدار فروش بلیت‌مون افزایش داشته

257
00:15:00,150 --> 00:15:02,027
‫چیزی نمونده ورزشگاه پر بشه، درستـه؟

258
00:15:06,949 --> 00:15:09,283
‫- نه
‫- نگران نباشید. بسپاریدش به من

259
00:15:09,284 --> 00:15:10,285
‫کیلی

260
00:15:11,119 --> 00:15:12,828
‫چقدر جدی

261
00:15:12,829 --> 00:15:14,581
‫ممنون، اصلاً نخوابیدم،
‫کلی فکر به سرم زده

262
00:15:15,374 --> 00:15:17,625
‫اگه بخوایم بلیت‌هامون فروش بره،
‫باید حسابی تبلیغ کنیم

263
00:15:17,626 --> 00:15:18,751
‫بهترین راه برای این کار چیـه؟

264
00:15:18,752 --> 00:15:21,087
‫ویدیوی پُربازدید،
‫اما خب این روش رو امتحان کردیم

265
00:15:21,088 --> 00:15:22,713
‫صبر کنید، ویدیوی اول،
‫کجای کار اشتباه بود؟

266
00:15:22,714 --> 00:15:25,967
‫خیلی خودخواهانه بود.
‫فوتبال رو مثل تکلیف نشون می‌داد.

267
00:15:25,968 --> 00:15:27,552
‫چطور ممکنـه؟ وقتی ضبط می‌کردیم
‫اینطور به نظر نمی‌رسید

268
00:15:27,553 --> 00:15:29,262
‫باحال بود چون تیم باحالی داریم

269
00:15:29,263 --> 00:15:31,390
‫پس برگشتم و من…

270
00:15:33,220 --> 00:15:34,847
بذارید نشون‌تون بدم

271
00:15:35,477 --> 00:15:38,021
‫- خب، کنجکاو شدم
‫- خوبـه. درستش همینـه

272
00:15:39,064 --> 00:15:40,065
‫چون تو هم هستی

273
00:15:40,649 --> 00:15:42,275
‫« تیم زنان ریچموند »
‫« یک سؤال از شما دارم… »

274
00:15:42,276 --> 00:15:44,087
‫ولی الان، یه پیام دارم!

275
00:15:44,111 --> 00:15:45,736
<font color="#00f300">‫♪ Icona Pop - I Love It ♪</font>

276
00:15:45,737 --> 00:15:47,239
‫نوبت ماست

277
00:15:48,282 --> 00:15:49,449
‫بهش اسکار بدید!

278
00:15:50,075 --> 00:15:52,286
‫«نوبت ماست»

279
00:15:56,498 --> 00:15:57,958
‫کجایید؟

280
00:15:59,418 --> 00:16:00,710
‫درست میگم؟

281
00:16:00,711 --> 00:16:04,965
‫ای‌اف‌سی ریچموند همیشه
‫از این جامعه حمایت می‌کنه

282
00:16:05,549 --> 00:16:09,427
‫کجایید؟

283
00:16:09,428 --> 00:16:11,847
‫- کجایید؟
‫- آره!

284
00:16:13,807 --> 00:16:15,641
‫خفنـه. عالیـه

285
00:16:15,642 --> 00:16:17,227
‫پذیرای شما هستیم!

286
00:16:19,897 --> 00:16:22,524
‫« ما حضور داریم، اما… »

287
00:16:23,025 --> 00:16:24,025
‫شما…

288
00:16:25,277 --> 00:16:26,528
‫کجا…

289
00:16:28,071 --> 00:16:30,240
‫- هستید؟
‫- هستید!

290
00:16:30,824 --> 00:16:33,576
‫همه اطرافیانم این رو دیدن.
‫انگار بازی تاج و تختـه.

291
00:16:33,577 --> 00:16:35,662
‫آره، ولی زندگی‌های ما
‫سکس و خشونت خیلی کمتری داره

292
00:16:36,413 --> 00:16:37,573
‫از طرف خودت حرف بزن

293
00:16:37,915 --> 00:16:39,291
‫- مراقب باش
‫- ببخشید

294
00:16:40,167 --> 00:16:42,877
‫فکر می‌کنم ربکای مست
‫حیوون درونِ جدید منـه، می‌دونید؟

295
00:16:42,878 --> 00:16:45,130
‫واسه هالووینِ امسال قطعاً
‫مثل اون لباس می‌پوشم

296
00:16:45,631 --> 00:16:49,226
‫خیلی‌خب، باشه. من هم مثل هیگینز لباس
می‌پوشم ‫و کل شب رو خیلی ضایع کنارت می‌ایستم

297
00:16:50,135 --> 00:16:52,011
‫خیلی‌خب، کافیـه، یکم تمرکز کنید

298
00:16:52,012 --> 00:16:53,346
‫بازی بزرگی در پیش داریم

299
00:16:53,347 --> 00:16:54,931
‫خب که چی، کاپیتان شدی؟

300
00:16:54,932 --> 00:16:57,308
‫- نه، معلومـه که نه
‫- مثل کاپیتان تیم رفتار می‌کنی

301
00:16:57,309 --> 00:16:59,352
‫- میشه عین آدم رفتار کنی؟ می‌تونی؟
‫- توی روحت!

302
00:16:59,353 --> 00:17:00,354
‫صبر کنید، صبر کنید

303
00:17:01,813 --> 00:17:02,897
‫لیزی کجاست؟

304
00:17:02,898 --> 00:17:04,525
‫- نمی‌دونم
‫- نمی‌دونم

305
00:17:05,901 --> 00:17:08,528
‫- خیلی‌خب، من میرم
‫- باشه

306
00:17:08,529 --> 00:17:10,530
‫مگه اینکه بخوای بمونم، و می‌مونم

307
00:17:10,531 --> 00:17:11,989
‫نه، عاشق رفتنت هستم

308
00:17:11,990 --> 00:17:14,742
‫و از مبل راحتم نگاه می‌کنم،

309
00:17:15,327 --> 00:17:17,286
‫در حالی که لباس راحتم رو پوشیدم و

310
00:17:17,287 --> 00:17:18,997
‫سطل راحتم کنار دستمـه،

311
00:17:19,623 --> 00:17:22,542
‫آماده‌ام واسه وقتی که بچه‌مون
‫من رو شکلِ جن‌گیر دربیاره

312
00:17:26,739 --> 00:17:28,701
‫جن‌گیر در واقع کشیشه بود که…

313
00:17:29,675 --> 00:17:32,469
‫شیطانی که باعث استفراغ میشد رو
‫از بدن خارج کرد

314
00:17:33,303 --> 00:17:35,805
‫واسه همین آدم‌ها…
‫چی دارم بلغور می‌کنم؟

315
00:17:35,806 --> 00:17:37,557
‫کی اهمیت میده؟ ببخشید

316
00:17:37,558 --> 00:17:39,643
‫دوستت دارم

317
00:17:43,480 --> 00:17:45,791
‫روز بازیـه، دوستان. روز بازیـه

318
00:17:45,816 --> 00:17:47,525
‫- جونمی‌جون. روز بازی
‫- بزن قدش ببینم

319
00:17:47,526 --> 00:17:49,110
‫- نه
‫- حلـه

320
00:17:49,111 --> 00:17:52,738
‫خیلی‌خب، ببینید، واسه ترکیب امروز
‫چندتا ایده به سرم زده، خب؟

321
00:17:52,739 --> 00:17:53,865
‫بیخیال

322
00:17:53,866 --> 00:17:55,593
‫شاید وقتش رسیده یه صندلی جدید بخری، مربی

323
00:17:55,595 --> 00:17:57,220
‫صندلی جدیده، مربی

324
00:17:57,594 --> 00:17:58,648
‫تق‌تق

325
00:17:59,037 --> 00:18:00,580
‫صبح بخیر، جناب هیگز زیبا

326
00:18:00,581 --> 00:18:02,917
‫صبح شما مربیان بخیر

327
00:18:02,942 --> 00:18:03,833
‫باشه

328
00:18:03,834 --> 00:18:06,460
‫امیدوارم بد موقع نباشه، ولی مهمون داریم

329
00:18:06,571 --> 00:18:07,688
‫سلام، سگ‌های شکاری

330
00:18:07,713 --> 00:18:09,797
‫نیت کبیر، شوخی می‌کنی؟

331
00:18:09,798 --> 00:18:11,007
‫برو ببینم. بیا بغلم

332
00:18:11,008 --> 00:18:13,301
‫حالت چطوره؟ از دیدنت خیلی خوشحالم

333
00:18:13,302 --> 00:18:15,011
‫- همچنین. خوشحالم
‫- نگاش کن

334
00:18:15,012 --> 00:18:16,555
‫- خوشحالم می‌بینمت، رفیق
‫- سلام، مربی

335
00:18:17,514 --> 00:18:19,182
‫از همون اول چشمت آبی بود؟

336
00:18:19,183 --> 00:18:20,184
‫آره

337
00:18:20,684 --> 00:18:23,125
‫نیتن شلی، ایشون آلیس چیلتنـه

338
00:18:23,150 --> 00:18:24,687
‫- آلیس، نیتن شلی
‫- از آشناییت خوشوقتم

339
00:18:24,688 --> 00:18:26,022
‫- از آشناییت خوشوقتم
‫- تبریک میگم

340
00:18:26,023 --> 00:18:27,982
‫- هر دو آدم‌های خفنی رو دیدید
‫- عالیـه

341
00:18:27,983 --> 00:18:29,317
‫- کار جدید چطوره؟
‫- آره

342
00:18:29,318 --> 00:18:31,611
‫عالیـه. آره، نه، هی، برای هدایتِ

343
00:18:31,612 --> 00:18:33,654
‫تیم ملی لهستان چند نفر لازمـه؟

344
00:18:33,655 --> 00:18:34,948
‫نمی‌دونم. چند نفر؟

345
00:18:35,813 --> 00:18:37,064
‫سه نفر

346
00:18:39,203 --> 00:18:41,287
‫- مثل ما دیگه. آره؟
‫- آره، یک، دو، سه

347
00:18:41,288 --> 00:18:42,496
‫هی، اینجا چیکار می‌کنی، رفیق؟

348
00:18:42,497 --> 00:18:43,748
‫اومدن دیدن خانوادم

349
00:18:43,749 --> 00:18:47,085
‫بعدش… فیلم تیم‌تون رو دیدم.
‫فهمیدم خیلی وقتـه سر نزدم.

350
00:18:47,922 --> 00:18:50,048
‫- حال بچه‌ات چطوره؟
‫- من و جید…

351
00:18:50,073 --> 00:18:51,949
‫خیلی خوشحالیم.
‫آتینا کوچولو رو خیلی دوست داریم.

352
00:18:51,974 --> 00:18:53,476
‫خدای من، یکم…

353
00:18:54,218 --> 00:18:56,511
‫- بچه‌ی اعجوبه‌ی کله‌کیری اومده؟
‫- روی کنت وامونده

354
00:18:56,512 --> 00:18:58,930
‫- حالت چطوره، رفیق؟ از دیدنت خوشحالم
‫- نیت، چطوری؟

355
00:18:58,931 --> 00:19:00,515
‫- خوبم، ممنون
‫- خوشحالم می‌بینمت

356
00:19:00,516 --> 00:19:02,850
‫- خوشحالم برگشتم
‫- خیلی‌خب، نوابغ مربیگری

357
00:19:02,851 --> 00:19:04,770
‫- شما رو تنها می‌ذارم
‫- باشه

358
00:19:05,354 --> 00:19:07,772
‫هیگینز، میشه یه دقیقه صبر کنی؟

359
00:19:07,773 --> 00:19:09,107
‫من…

360
00:19:10,317 --> 00:19:12,861
‫بدم میاد اعتراف کنم،
‫ولی به توصیه‌ی شما نیاز دارم

361
00:19:16,943 --> 00:19:18,845
‫سگ‌های الماسی جمع بشید

362
00:19:20,994 --> 00:19:22,829
‫قبلاً یه چیزی اینجا بود که ازش بالا می‌رفتم

363
00:19:30,754 --> 00:19:33,257
‫- من خوبم. خوبم. خوبم
‫- هاپ

364
00:19:33,924 --> 00:19:35,716
‫ببخشید. یه سؤال فوری داشتم

365
00:19:35,717 --> 00:19:36,968
‫احتمالاً احمقانه باشه

366
00:19:36,969 --> 00:19:40,179
‫- ماجرا چیـه؟
‫- اتفاقاً سؤال خیلی خوبی پرسیدی. مربی؟

367
00:19:40,180 --> 00:19:43,307
‫سگ‌های الماسی… خدای من.
‫همیشه چی می‌گفتم؟

368
00:19:43,308 --> 00:19:44,517
‫کارتلـه؟

369
00:19:44,518 --> 00:19:46,894
‫- مـ… مجمعـه؟
‫- هلدینگـه؟

370
00:19:46,895 --> 00:19:48,980
‫- شوراست شاید یا…
‫- محفلـه

371
00:19:48,981 --> 00:19:51,065
‫محفل، محفل، محفل… نه

372
00:19:51,066 --> 00:19:52,608
‫- گروهک؟
‫- یا…

373
00:19:52,609 --> 00:19:53,818
‫- همنشینی؟
‫- گروه؟

374
00:19:53,819 --> 00:19:55,187
‫- کارسوفاگوس؟ اصلاً داریم…
‫- کارسوفاگوس؟

375
00:19:55,212 --> 00:19:57,381
‫توی روحتون.
‫ببین، سگ‌های الماس چیزیـه که

376
00:19:57,406 --> 00:19:59,448
کسشعرهای ذهن‌مون رو به زبون میاریم و

377
00:19:59,449 --> 00:20:03,537
‫هیچکس قضاوت نمی‌‌کنه و به دلایل نامعلوم،
باید با واق‌واق کردن شروع بشه

378
00:20:04,705 --> 00:20:06,163
‫واق‌واق

379
00:20:06,164 --> 00:20:07,665
‫خیلی‌خب، پس یه چیز مردونه‌ست

380
00:20:07,666 --> 00:20:10,334
‫آره، به طور سنتی آره،
‫ولی اگه بخوای بمونی، قدمت بر چشم

381
00:20:10,335 --> 00:20:11,460
‫می‌تونی گربه باشی

382
00:20:11,461 --> 00:20:13,546
‫سگ‌ها می‌تونن گاهی خانم باشن

383
00:20:13,547 --> 00:20:16,007
‫راست میگی ها. خیلی‌خب، باشه، سگ باش

384
00:20:16,008 --> 00:20:18,259
‫نه، نه، نه. می… می‌خوام گربه باشم

385
00:20:18,260 --> 00:20:19,261
‫ادامه بدید

386
00:20:20,637 --> 00:20:22,556
‫باشه. خب…

387
00:20:23,432 --> 00:20:25,016
‫کیلی بارداره

388
00:20:25,017 --> 00:20:27,185
‫- راست میگی؟
‫- روی، مبارک باشه

389
00:20:27,186 --> 00:20:28,519
‫آره، تازه دو ماهه‌اش شده، پس…

390
00:20:28,520 --> 00:20:30,104
‫آره، اگه من باشم به بقیه نمیگم

391
00:20:30,105 --> 00:20:31,106
‫خیلی زوده

392
00:20:32,482 --> 00:20:35,026
‫ببخشید. چیزه…
‫قضاوت‌گرانه بود، آره؟

393
00:20:35,027 --> 00:20:37,486
‫- قضاوت‌گرانه بود. ببخشید
‫- بگذریم،

394
00:20:37,487 --> 00:20:39,697
‫می‌دونم خیلی زوده بخوام دربارش حرف بزنم،

395
00:20:39,698 --> 00:20:42,409
‫ولی باید این مسئله تخمی رو
‫از ذهنم خارج کنم چون…

396
00:20:43,869 --> 00:20:44,870
‫منظورم اینـه…

397
00:20:45,954 --> 00:20:48,415
‫نمی‌خوام یه بچه‌ی عالی رو به گا بدم

398
00:20:49,249 --> 00:20:51,125
‫فکر می‌کنم یکم به ‌خودت سخت گرفتی، رفیق

399
00:20:51,126 --> 00:20:53,461
‫تو همیشه با فیبی عالی رفتار کردی

400
00:20:53,462 --> 00:20:55,421
‫آره، ولی دایی بودن موقتیـه

401
00:20:55,422 --> 00:20:58,383
‫هر بار فیبی میره روی مخم،
‫می‌فرستمش خونه‌شون

402
00:20:59,510 --> 00:21:01,220
‫ولی این بچه تا ابد با منـه

403
00:21:02,679 --> 00:21:05,098
‫از کجا بدونم بابای خوبی میشم؟

404
00:21:13,357 --> 00:21:15,525
‫خب، پدر شدن یکی از هزاران چیزیـه که

405
00:21:15,526 --> 00:21:17,163
‫هیچوقت آمادگی‌اش رو نداری

406
00:21:17,486 --> 00:21:21,197
‫انگار همین دیروز بود از نگرانیِ دنیا اومدنِ
هنری ‫داشتم شلوار خاکی‌ام رو خراب می‌کردم،

407
00:21:21,198 --> 00:21:24,284
‫ الان دوازده سال گذشته و همچنان
‫واسم سؤالـه پدر خوبی هستم یا نه

408
00:21:24,868 --> 00:21:26,411
‫فکر کنم به بوش عادت کردم

409
00:21:27,579 --> 00:21:33,042
‫وقتی من و جولی داشتیم بچه‌دار می‌شدیم،
‫بابام بهم گفت: «اگه بچه‌هات از دستت افتادن،

410
00:21:33,043 --> 00:21:36,046
‫که حتماً میفتن،
‫فقط هر چه زودتر بلندشون کن.»

411
00:21:37,256 --> 00:21:38,382
‫به طرز عجیبی آروم شدم

412
00:21:39,457 --> 00:21:41,568
‫در نهایت…
‫از این بالا صدای من رو می‌شنوید؟

413
00:21:41,593 --> 00:21:42,677
‫- آره، عالیـه
‫- آره

414
00:21:42,678 --> 00:21:45,721
‫آره. در نهایت، عشق پیروز میشه،

415
00:21:45,722 --> 00:21:47,932
‫اگه بتونی خودت رو تسلیم این احساس کنی،

416
00:21:47,933 --> 00:21:50,184
‫توی تصمیم‌هات اثر می‌ذاره و

417
00:21:50,185 --> 00:21:51,520
‫آخرش عقل و دلت هم‌سو میشن

418
00:21:54,815 --> 00:21:57,900
‫روی، وقتی فکر کردم دارم بچه‌دار میشم،
‫هر روز که می‌گذشت

419
00:21:57,901 --> 00:22:00,987
‫خوشحال‌تر می‌شدم
‫تا اینکه در نهایت فهمیدم

420
00:22:00,988 --> 00:22:03,532
‫جین یازده ماهه حامله‌ست

421
00:22:04,491 --> 00:22:08,244
‫بچه‌دار شدن خواسته‌ی اکثر آدم‌هاست،
‫اما همه بهش نمی‌رسن

422
00:22:08,245 --> 00:22:11,497
‫تردید و بلاتکلیفی‌ای که الان داری،
‫به خودت یادآوری کن

423
00:22:11,498 --> 00:22:14,376
‫چیزیـه که خیلی از آدم‌ها
‫امیدوار هستن تجربه‌اش کنن

424
00:22:20,088 --> 00:22:21,089
‫ممنون

425
00:22:22,676 --> 00:22:24,508
‫فهمیدم، در واقع گفتگوئـه

426
00:22:25,077 --> 00:22:26,202
‫آره، صحبتـه،

427
00:22:26,263 --> 00:22:27,513
‫- عملاً
‫- ولی خیلی خفن‌تر

428
00:22:27,514 --> 00:22:29,516
‫- صحیح
‫- تو نمی‌خوای چیزی بگی، مربی؟

429
00:22:32,895 --> 00:22:36,063
‫نمی‌دونم خودم بچه بخوام یا نه،

430
00:22:36,064 --> 00:22:37,316
‫اما…

431
00:22:37,941 --> 00:22:42,236
‫بهشون نگو لوبیا سبز خوشمزه‌ست

432
00:22:42,237 --> 00:22:43,654
‫چون خوشمزه نیست و

433
00:22:43,655 --> 00:22:46,991
‫چندین سال زمان می‌بره ‫تا
دوباره بهت اعتماد کنن

434
00:22:47,112 --> 00:22:48,254
‫بی‌راه نمیگی

435
00:22:48,279 --> 00:22:51,282
‫وقتی احساس ناکافی بودن داشتی، ناپدید نشو

436
00:23:00,839 --> 00:23:02,590
‫آره، خوب گفتی. باشه…

437
00:23:02,591 --> 00:23:05,635
‫خب، سگ‌های الماسی و کارگروه پیشی؟

438
00:23:05,636 --> 00:23:08,055
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫می‌خوام اسمم مردم گربه‌ای باشه.

439
00:23:08,639 --> 00:23:11,766
‫تذکر آئین‌نامه‌ای، ولی اسمت رو جمع بستی،
‫ تو فقط یه نفری

440
00:23:11,767 --> 00:23:13,726
‫- فعلاً
‫- راست میگی

441
00:23:13,727 --> 00:23:16,897
‫خیلی‌خب، سگ‌های الماسی و
‫مردم گربه‌ای صحبت کردن!

442
00:23:19,191 --> 00:23:20,275
‫واق‌واق

443
00:23:22,277 --> 00:23:23,528
‫از لیزی خبری نشد؟

444
00:23:23,529 --> 00:23:25,364
‫بهش پیام میدم، اما جواب نمیده

445
00:23:25,906 --> 00:23:27,115
‫مثل دوست‌پسرهات

446
00:23:28,742 --> 00:23:30,159
‫خدای من

447
00:23:30,160 --> 00:23:32,245
‫معذرت می‌خوام.
‫صبح کابوس‌واری داشتم.

448
00:23:32,246 --> 00:23:33,329
میشه بدمشون بهت؟

449
00:23:33,330 --> 00:23:36,040
‫خدای من، لیزی، نمی‌دونستم امروز
روز آوردنِ بچه سر کاره

450
00:23:36,041 --> 00:23:39,293
‫آره، وقتی شوهر سابقت
‫یه آدم کیری‌انگیز باشه و

451
00:23:39,294 --> 00:23:40,545
‫عاشق سورپرایز باشه،

452
00:23:40,546 --> 00:23:42,959
‫کاری می‌کنه مامان‌خانم
‫برای مراقبت از بچه‌ها خلاقیت به خرج بده،

453
00:23:42,961 --> 00:23:44,215
‫اینطوری میشه که به اینجا می‌رسیم، پس…

454
00:23:44,216 --> 00:23:45,299
‫سلام، بچه‌ها

455
00:23:45,300 --> 00:23:46,969
‫- ببخشید
‫- میشه بشینید؟

456
00:23:47,636 --> 00:23:48,970
‫دوست دارید خوش بگذرونید؟

457
00:23:48,971 --> 00:23:50,054
‫- آره
‫- خیلی‌خب

458
00:23:50,055 --> 00:23:51,556
‫- نه، جون، مجبور نیستی
‫- عیب نداره،

459
00:23:51,557 --> 00:23:52,682
‫راستش در حقم لطف می‌کنی

460
00:23:52,683 --> 00:23:53,976
‫کارگر بچه به کارم میاد

461
00:23:55,203 --> 00:23:57,246
‫خیلی‌خب، باشه، فکر می‌کنم اگه بتونی

462
00:23:57,271 --> 00:23:59,105
‫اونا رو به جونِ هم بندازی،
‫راحت‌تر جواب بگیری

463
00:23:59,106 --> 00:24:00,274
‫- باشه
‫- آره

464
00:24:01,191 --> 00:24:04,185
‫خیلی‌خب، کدوم یکی از شما
‫حوله رو سریع‌تر تا می‌زنه؟

465
00:24:04,210 --> 00:24:05,278
‫- من، من، من
‫- من، من

466
00:24:05,279 --> 00:24:07,238
‫خیلی‌خب، ولی باید بیاید و ثابت کنی

467
00:24:07,239 --> 00:24:08,657
‫نفر اول برنده میشه

468
00:24:09,741 --> 00:24:10,951
‫خداحافظ

469
00:24:12,277 --> 00:24:13,346
‫خوبی؟

470
00:24:13,371 --> 00:24:16,212
‫امروز جوری توپ رو شوت می‌کنم که
انگار کیر شوهر سابقمـه

471
00:24:16,832 --> 00:24:17,915
‫آره، حالت خوبـه

472
00:24:17,916 --> 00:24:19,001
‫خوبم

473
00:24:19,658 --> 00:24:21,826
‫خیلی دلم می‌خواست بیام

474
00:24:22,254 --> 00:24:24,922
‫می‌دونم، عزیزم، ولی کار داری

475
00:24:24,923 --> 00:24:26,174
‫دوشنبه میام،

476
00:24:26,199 --> 00:24:29,765
‫یا از کارم استعفا میدم و
‫یه باشگاه فوتبال می‌خرم تا بیشتر ببینمت

477
00:24:29,790 --> 00:24:33,126
‫خب، خیلی حرفت قشنگ بود،
‫ولی اگه تیم‌داری کنی،

478
00:24:33,182 --> 00:24:37,268
‫تیم کوچولو و درب و داغون و
‫تخمی‌ات رو تحقیر می‌کنیم

479
00:24:37,269 --> 00:24:38,561
‫ببخشید،

480
00:24:38,562 --> 00:24:40,479
‫یه لحظه تغییر فاز دادم

481
00:24:40,480 --> 00:24:42,773
‫نه، دوست داشتم، و دوستت دارم

482
00:24:42,774 --> 00:24:43,775
‫دوستت دارم

483
00:24:45,110 --> 00:24:46,694
‫ببخشید، تقریبا آماده‌ام

484
00:24:46,695 --> 00:24:49,322
‫نه، نه، عجله نکن.
‫حال شوهرت چطوره؟

485
00:24:49,323 --> 00:24:51,449
‫ماتـ… نه، ما ازدواج نکردیم

486
00:24:51,450 --> 00:24:52,989
‫- کار خوبی می‌کنی
‫- آره

487
00:24:53,014 --> 00:24:54,912
‫ازدواج کسشعری بیش نیست

488
00:24:55,430 --> 00:24:57,264
‫اگه خوشحالی،
‫یا حداقل فکر می‌کنی شادی،

489
00:24:57,289 --> 00:24:58,832
‫چرا ریسک کنی، درست میگم؟

490
00:24:59,794 --> 00:25:02,394
‫- خبر نگران‌کننده‌ای دارم
‫- چی شده؟

491
00:25:02,419 --> 00:25:03,660
‫در مورد خواهران میلکـه

492
00:25:04,087 --> 00:25:05,339
‫سهام‌شون رو فروختن

493
00:25:06,757 --> 00:25:08,423
‫مطمئن بودم زیر بار نمیرن

494
00:25:09,301 --> 00:25:11,052
‫پس واسه همین به تو زنگ نزدن

495
00:25:11,053 --> 00:25:12,221
‫کثافت‌ها

496
00:25:13,639 --> 00:25:14,848
‫ببخشید

497
00:25:16,016 --> 00:25:17,476
‫باورم نمیشه داره چنین اتفاقی میفته

498
00:25:19,061 --> 00:25:21,688
‫« ایمان »

499
00:25:22,606 --> 00:25:24,639
‫هی. توی کیف بچه‌ها خوراکی هست؟

500
00:25:24,664 --> 00:25:27,038
‫آره، خوراکی هست،
‫ولی مجبور نیستی مراقبشون باشی، جون

501
00:25:27,063 --> 00:25:29,737
‫اشکال نداره. فقط این رو بدون که
واست یه سورپرایز تدارک دیدن

502
00:25:29,738 --> 00:25:31,280
‫ولی بعدش،
‫مثل بچه‌های خوب یه گوشه می‌شینن

503
00:25:31,281 --> 00:25:34,061
‫عالیـه. نه، وایسا. چه سورپرایزی؟

504
00:25:34,201 --> 00:25:37,404
‫خب، بچه‌ها. بیایید همه
‫پشت ترکیب اصلی وایسیم

505
00:25:38,830 --> 00:25:40,165
‫باریکلا، شان!

506
00:25:43,335 --> 00:25:44,378
‫ایول

507
00:25:45,462 --> 00:25:47,422
‫خیلی‌خب. دمت گرم

508
00:25:48,382 --> 00:25:51,218
‫خیلی‌خب، بزنید بریم. جادوی بازی آخر

509
00:25:51,220 --> 00:25:52,304
‫آره!

510
00:25:52,306 --> 00:25:55,388
‫می‌دونید، من سال‌ها بود
‫مربیگری نکرده بودم و

511
00:25:55,389 --> 00:25:59,309
‫راستش رو بخواید، اولش خیلی استرس داشتم

512
00:26:00,185 --> 00:26:02,562
‫ولی همتون فوق‌العاده بودید، جدی میگم

513
00:26:02,563 --> 00:26:06,148
‫می‌خوام از تک‌تک‌تون بابت صبوری، زحمات و

514
00:26:06,149 --> 00:26:09,037
‫از همه مهم‌تر اینکه باعث شدید توی
‫لباس پوشیدنم تنوع ایجاد بشه و

515
00:26:09,039 --> 00:26:11,818
‫از شلوارهای کتانِ همیشگی
‫فاصله بگیرم تشکر کنم

516
00:26:12,456 --> 00:26:14,458
‫اگرچه امروز خیلی معلوم نیست

517
00:26:15,511 --> 00:26:16,868
‫ببینید، من نمی‌دونم امروز

518
00:26:16,869 --> 00:26:20,099
‫چجور جمعیتی اومدن یا چند نفر بازی رو
‫تماشا می‌کنن و این حرف‌ها؛ اما…

519
00:26:20,152 --> 00:26:21,580
‫خیلی اهمیتی نداره چون

520
00:26:21,582 --> 00:26:23,124
‫هر کی امروز اومده بازی‌تون رو ببینه،

521
00:26:23,125 --> 00:26:24,750
‫با دل و جون اومده

522
00:26:24,751 --> 00:26:26,044
‫مثل ما، خب؟

523
00:26:27,504 --> 00:26:28,505
‫اینـه که مهمـه

524
00:26:29,882 --> 00:26:31,311
‫راستش، فقط یه نفر به ذهنم میاد که

525
00:26:31,313 --> 00:26:33,169
‫دوست داشت الان اینجا باشه و
‫پیش‌مون نیست،

526
00:26:33,171 --> 00:26:35,803
‫ولی بر فرض اینکه مِیخونه‌های بهشت
‫وای‌فای پُرقدرت داشته باشن،

527
00:26:35,804 --> 00:26:36,847
‫قراره بازی‌تون رو ببینه

528
00:26:37,609 --> 00:26:39,182
‫پس بهتره صدتون رو بذارید، عزیزای دلم!

529
00:26:39,183 --> 00:26:40,391
‫- آره!
‫- شنیدید چی گفت

530
00:26:40,392 --> 00:26:42,019
‫خیلی‌خب، حلقه بزنید، آره

531
00:26:44,479 --> 00:26:45,563
‫بریم توی کارش، جیگر

532
00:26:45,564 --> 00:26:47,137
‫آفرین

533
00:26:47,139 --> 00:26:49,274
‫خب. با شماره‌ی سه بگید ریچموند.
‫حاضرید؟ یک، دو، سه!

534
00:26:49,276 --> 00:26:50,360
‫ریچموند!

535
00:26:53,957 --> 00:26:58,075
‫وای، هواداران ریچموند با
‫حضور طوفانی‌شون سنگ‌تموم گذاشتن

536
00:26:58,076 --> 00:27:00,620
‫نلسون رود کاملاً غرق در هیجانـه

537
00:27:00,621 --> 00:27:02,747
‫اگه این تیم یه آدم بود،

538
00:27:02,748 --> 00:27:05,541
‫این جمعیت قلب تپنده‌اش میشد

539
00:27:05,542 --> 00:27:07,960
‫آواز خوندن این هوادارها هم مثل خونیـه که

540
00:27:07,961 --> 00:27:11,255
‫داره اکسیژن و مواد حیاتی رو
‫به رگ‌های تیم می‌رسونه

541
00:27:11,256 --> 00:27:13,216
‫- روبراهید؟
‫- آره!

542
00:27:13,217 --> 00:27:14,592
‫خیلی ممنون

543
00:27:14,593 --> 00:27:17,429
‫خیلی‌خب. یالا، پسرها، تمرکز کنید. جدی باشید

544
00:27:19,181 --> 00:27:20,264
‫آرچی

545
00:27:20,265 --> 00:27:21,974
‫- من نبودم. شان بود
‫- شان بود؟

546
00:27:21,975 --> 00:27:23,059
‫- اون بود!
‫- اون بود؟

547
00:27:23,060 --> 00:27:24,143
‫آرچی، تو بودی؟

548
00:27:24,144 --> 00:27:25,394
‫- نه!
‫- نه؟

549
00:27:25,395 --> 00:27:26,896
‫- اون بود!
‫- من بودم

550
00:27:26,897 --> 00:27:27,980
‫بوتس بود!

551
00:27:27,981 --> 00:27:29,304
‫ریچموند در مقابل کریستال پالاس…

552
00:27:29,306 --> 00:27:31,057
‫- خیلی‌خب، یالا
‫- تیم‌ها وارد زمین میشن

553
00:27:32,528 --> 00:27:33,695
‫یالا!

554
00:27:38,033 --> 00:27:40,743
‫تیم زنان ریچموند موفق شد

555
00:27:40,744 --> 00:27:43,622
‫توی نلسون رود جای سوزن انداختن نیست

556
00:27:48,043 --> 00:27:49,044
‫یالا، ریچموند!

557
00:27:50,045 --> 00:27:54,090
‫امروز برای شانون استونِ اهل ریچموند هم
‫روز خیلی ویژه‌ایـه،

558
00:27:54,091 --> 00:27:57,058
‫چون برای اولین بار توی ترکیب اصلیِ
‫تیمِ دوران بچگی‌اش به میدون میره

559
00:27:57,219 --> 00:27:58,637
‫واقعاً محشره

560
00:27:59,721 --> 00:28:01,138
‫نظرم عوض شد. می‌خوام بازی کنم

561
00:28:01,139 --> 00:28:02,808
‫نه

562
00:28:05,185 --> 00:28:07,354
‫شما می‌تونید! از پسش برمیاید!

563
00:28:09,439 --> 00:28:12,067
‫بزنید بریم! یالا!

564
00:28:15,279 --> 00:28:18,364
‫هیچوقت پشیمون نشدی که
‫ریچموند رو ول کردی و رفتی منچستر یونایتد؟

565
00:28:18,365 --> 00:28:19,615
‫چرا. معلومـه

566
00:28:19,616 --> 00:28:22,118
‫ولی طبق تجربیات دوروتی،
‫گاهی باید یه جایی رو ترک کنی تا

567
00:28:22,119 --> 00:28:24,203
‫بفهمی خونه‌ات واقعاً کجاست

568
00:28:24,204 --> 00:28:25,496
‫عاشق جادوگر شهر اُز هستم

569
00:28:25,497 --> 00:28:26,664
‫نه، نه، نه، نه

570
00:28:26,665 --> 00:28:30,251
‫دوروتی زن‌عمومـه که چند وقت پیش
‫عموم رو به خاطر یه مربی رقص ول کرد

571
00:28:30,252 --> 00:28:32,254
‫توی خانواده‌ی اوبیسانیا
‫چنان آبروریزی‌ای شد که نگو

572
00:28:33,297 --> 00:28:35,507
‫بترکونید، ریچموند!

573
00:28:41,180 --> 00:28:42,657
‫« کیلی: لطفاً عصبانی نشو »

574
00:28:42,681 --> 00:28:44,641
‫« بازی رو نمی‌بینم… ولی دارم می‌شنومش »

575
00:28:51,000 --> 00:28:58,000


576
00:29:04,786 --> 00:29:05,787
‫ببخشید

577
00:29:06,496 --> 00:29:08,998
‫می‌دونم الان باید خونه استراحت کنم

578
00:29:08,999 --> 00:29:10,000
‫نتونستم اونجا بمونم

579
00:29:10,792 --> 00:29:12,419
‫باید میومدم و انرژی اینجا رو حس می‌کردم

580
00:29:17,925 --> 00:29:19,092
‫پس بیا بریم

581
00:29:19,968 --> 00:29:21,136
‫کجا میریم؟

582
00:29:23,597 --> 00:29:26,433
‫یالا، ریچموند!

583
00:29:39,821 --> 00:29:42,949
‫- داور! چه گوهی می‌خوری؟
‫- خیلی‌خب، کافیـه

584
00:29:42,950 --> 00:29:44,325
‫- بیا بریم. یالا
‫- تقصیر خودم بود، شرمنده

585
00:29:44,326 --> 00:29:46,118
‫آره. شرمنده. ولی دیدی دیگه، نه؟

586
00:29:46,119 --> 00:29:47,578
‫- دیدم
‫- خطا کرد!

587
00:29:47,579 --> 00:29:49,622
‫- واسه همین برمی‌گردیم داخل
‫- رفتیم

588
00:29:49,623 --> 00:29:51,207
‫آره! ایول!

589
00:29:51,208 --> 00:29:54,418
‫موفقیتی که ریچموند توی این فصل کسب کرده

590
00:29:54,419 --> 00:29:57,129
‫بدون مدیریت و رهبری ربکا ولتون غیرممکن بود

591
00:29:57,130 --> 00:29:59,423
‫تا وقتی که این مدیریتِ کاربلد و
‫مطمئن سر جاش باشه،

592
00:29:59,424 --> 00:30:02,427
‫آینده‌ی ریچموند واقعاً
‫خیلی درخشان به نظر می‌رسه

593
00:30:08,642 --> 00:30:12,539
‫« جلسه‌ی نیم‌ساله‌ی سهامداران ریچموند »

594
00:30:12,563 --> 00:30:14,272
‫امروزه دیگه، نه؟

595
00:30:14,273 --> 00:30:16,274
‫آره، پس بقیه کدوم گوری‌ان؟

596
00:30:16,275 --> 00:30:17,608
‫نمی‌دونم

597
00:30:17,609 --> 00:30:19,582
‫چرا از مامان‌های فوق‌العاده‌تون نمی‌پرسید؟

598
00:30:19,706 --> 00:30:21,458
‫مامانم احتمالاً می‌دونه

599
00:30:32,165 --> 00:30:36,252
‫جلسه‌ی سهامداران باشگاه ریچموند رو
‫رسماً شروع می‌کنیم

600
00:30:36,253 --> 00:30:38,213
‫کار رو با پرسش و پاسخ آزاد شروع می‌کنیم

601
00:30:40,674 --> 00:30:43,885
‫ای کوچولوهای ساده‌لوحِ بیچاره

602
00:30:43,886 --> 00:30:44,969
‫زلدا؟

603
00:30:44,970 --> 00:30:46,429
‫تو واسه چی اومدی؟

604
00:30:46,430 --> 00:30:49,807
‫چون همه چی زیر سر خودمـه

605
00:30:49,808 --> 00:30:51,185
‫دان دان دان!

606
00:30:52,186 --> 00:30:53,769
‫- اصلاً خوب نیست
‫- از کجا فهمیدی؟

607
00:30:53,770 --> 00:30:55,271
‫گفت «دان دان دان!»

608
00:30:55,272 --> 00:30:56,480
‫شرمنده

609
00:30:56,481 --> 00:30:57,690
‫چی داری میگی؟

610
00:30:57,691 --> 00:31:01,152
‫کار روپرت نبود. همش کار من بود

611
00:31:01,153 --> 00:31:03,529
‫باز هم شرمنده، چی داری میگی؟

612
00:31:03,530 --> 00:31:05,156
‫اینجا صدا می‌پیچه

613
00:31:05,157 --> 00:31:07,450
‫خیلی هم دوری

614
00:31:07,451 --> 00:31:09,619
‫ای بابا، خیر سرم می‌خواستم
‫یه ورود خفن داشته باشم

615
00:31:09,620 --> 00:31:10,746
‫خیلی‌خب، ببینید

616
00:31:11,371 --> 00:31:13,040
‫حرفم اینـه که

617
00:31:14,082 --> 00:31:16,709
‫من بودم که داشتم سهام‌ها رو می‌خریدم،

618
00:31:16,710 --> 00:31:18,544
‫روپرت نبود و این حرف‌ها

619
00:31:18,545 --> 00:31:20,630
‫الان دیگه سهام عمده‌ی تیم‌تون دستِ منـه

620
00:31:20,631 --> 00:31:22,257
‫اصلاح می‌کنم، تیمِ من

621
00:31:23,425 --> 00:31:24,593
‫لاترجی!

622
00:31:25,427 --> 00:31:26,969
‫حالا هم گفت «لاترجی!»

623
00:31:26,970 --> 00:31:28,387
‫تو چیکار کردی؟

624
00:31:28,388 --> 00:31:29,722
‫خب، ربکا، بذار واست بگم،

625
00:31:29,723 --> 00:31:32,558
‫رفیق شفیقم هیوگو ریدلز رو یادتـه؟

626
00:31:32,559 --> 00:31:34,810
‫همون لجن‌زاده‌ای که دلت می‌خواد
‫یه مشت بخوانی توی صورتش

627
00:31:34,811 --> 00:31:38,606
‫خب، اون بود که راه افتاده بود توی شهر و

628
00:31:38,607 --> 00:31:41,317
‫سهام‌هاتون رو واسه من می‌خرید

629
00:31:41,318 --> 00:31:42,319
‫هیگینز…

630
00:31:43,304 --> 00:31:46,072
‫داشتید پیداش می‌کردید ها،

631
00:31:46,073 --> 00:31:49,189
‫ولی نمی‌دونم چتونـه که تا اسم روپرت میاد

632
00:31:49,191 --> 00:31:50,644
‫می‌زنید جاده خاکی

633
00:31:52,037 --> 00:31:53,747
‫لسلی، تو که گفتی مطمئنی!

634
00:31:54,540 --> 00:31:57,063
‫بعدش هم وقتی که هیوگو بالاخره مخِ

635
00:31:57,064 --> 00:31:59,585
‫خواهرانِ میلکِ لعنتی رو زد تا

636
00:31:59,586 --> 00:32:00,878
‫سهام‌شون رو بفروشن

637
00:32:00,879 --> 00:32:02,338
‫خب، به من

638
00:32:02,339 --> 00:32:04,340
‫الان بیشتر از ۵۰% سهام ریچموند رو
‫در اختیار دارم

639
00:32:04,341 --> 00:32:05,716
‫تموم شد و رفت!

640
00:32:05,717 --> 00:32:07,760
‫والسلام و نامه تمام

641
00:32:07,761 --> 00:32:09,087
‫چرا همچین کاری کردی؟

642
00:32:09,089 --> 00:32:12,166
‫پس اینکه می‌گفتی
‫زن‌ها باید به هم کمک کنن چی شد؟

643
00:32:12,168 --> 00:32:14,879
‫دارم به یه زنِ دیگه کمک می‌کنم

644
00:32:15,194 --> 00:32:16,854
‫به خودم!

645
00:32:18,146 --> 00:32:22,108
‫نگران نباش. کاری به کارِ
‫زنان سگ‌های شکاریت ندارم

646
00:32:22,109 --> 00:32:24,235
‫از اول هم دنبال این نبودم

647
00:32:24,236 --> 00:32:26,612
‫نه، قضیه اینـه که من کلی وقت تلف کردم تا

648
00:32:26,613 --> 00:32:29,824
‫مردهایی که توی فوتبال تصمیم‌گیرنده‌ان رو
‫وادار کنم به حرفم گوش بدن و

649
00:32:29,825 --> 00:32:32,243
‫تنها راهِ تضمینی برای اینکه
‫بالاخره آدم رو جدی بگیرن اینـه که

650
00:32:32,244 --> 00:32:35,705
‫مالک یه تیمِ مردونه توی لیگ برتر باشی

651
00:32:35,706 --> 00:32:38,208
‫پس، ممنون!

652
00:32:39,793 --> 00:32:42,044
‫ربکا، چرا اینقدر تعجب کردی؟

653
00:32:42,045 --> 00:32:45,234
‫بیخیال. از اول هم می‌دونستی عقربم

654
00:32:48,844 --> 00:32:50,303
‫از اینور به اونور

655
00:32:50,304 --> 00:32:51,722
‫نیش، نیش، نیش

656
00:32:59,396 --> 00:33:00,938
‫تکالیفت چطور پیش میره، پهلوون؟

657
00:33:00,939 --> 00:33:03,232
‫- راستش خیلی سختـه
‫- جدی؟

658
00:33:03,233 --> 00:33:05,819
‫خب، اگه بخوای می‌تونم کمکت کنم،
‫به شرطی که ریاضی نباشه

659
00:33:06,320 --> 00:33:08,363
‫- ریاضیـه
‫- ای وای

660
00:33:25,214 --> 00:33:27,591
‫شرمنده این فصل خیلی از بازی‌هات رو نیومدم

661
00:33:28,759 --> 00:33:31,897
‫ولی می‌خوام بدونی که قراره
‫از سمت خودم تغییراتی صورت بدم تا

662
00:33:31,899 --> 00:33:34,154
‫مطمئن شم دیگه همچین اتفاقی نمیفته

663
00:33:34,183 --> 00:33:35,225
‫قول میدم

664
00:33:35,766 --> 00:33:36,767
‫حلـه؟

665
00:33:37,518 --> 00:33:38,935
‫حلـه. آره

666
00:33:38,936 --> 00:33:40,103
‫خوبـه

667
00:33:49,530 --> 00:33:55,201
‫راستش می‌خواستم در مورد
‫یه چیز دیگه هم باهات صحبت کنم

668
00:33:55,202 --> 00:33:56,328
‫خیلی‌خب

669
00:33:59,957 --> 00:34:03,168
‫درباره‌ی اینکه پدربزرگت چطوری فوت کرد

670
00:34:07,005 --> 00:34:08,422
‫بخشی از…

671
00:34:19,059 --> 00:34:22,477
‫لسلی، قول دادی کنترل تیم
‫دست خودمون می‌مونه!

672
00:34:22,478 --> 00:34:24,469
‫آره، می‌دونم، ولی اعداد و ارقام
‫مدام تغییر می‌کردن

673
00:34:24,471 --> 00:34:25,564
‫حالا ما…

674
00:34:25,565 --> 00:34:29,776
‫حالا من کنترل باشگاه رو
‫به خاطر تو از دست دادم، مرتیکه‌ی احمق!

675
00:34:29,777 --> 00:34:31,361
‫نباید همچین حرفی بهم بزنی!

676
00:34:31,362 --> 00:34:33,030
‫عاشق وقتایی‌ام که میفتن به جونِ هم

677
00:34:33,031 --> 00:34:35,533
‫باورم نمیشه بهت اعتماد کردم!

678
00:34:35,534 --> 00:34:40,127
‫آره، ولی ربکا، اگه خواهران میلک سهام‌شون رو

679
00:34:40,129 --> 00:34:44,872
‫به زلدا نفروخته باشن چی؟

680
00:34:44,896 --> 00:34:46,690
‫چی؟

681
00:34:49,922 --> 00:34:53,260
‫- نفهمیدم
‫- آقای ریدلز، دیگه می‌تونی بیای بیرون

682
00:34:54,469 --> 00:34:55,636
‫هیوگو

683
00:34:55,637 --> 00:34:57,639
‫دان دان دان!

684
00:34:58,348 --> 00:35:01,208
‫- باریکلا
‫- چطور دلت اومد اینطوری بهم خیانت کنی؟

685
00:35:01,602 --> 00:35:02,685
‫چی بهت پیشنهاد دادن؟

686
00:35:02,686 --> 00:35:04,569
‫مطلقاً هیچی

687
00:35:05,480 --> 00:35:08,441
‫زلدا، تو ازم نخواستی برم سراغ خواهران میلک

688
00:35:08,442 --> 00:35:09,526
‫بهم دستور دادی

689
00:35:10,360 --> 00:35:12,778
‫تازه وقتی دستور دادی،
‫خیلی بدتر باهام تا کردی

690
00:35:12,779 --> 00:35:16,082
‫ما ریدلزها خیلی دل‌نازکیم

691
00:35:16,084 --> 00:35:17,377
‫عُق!

692
00:35:17,953 --> 00:35:21,829
‫خلاصه همون لحظه تصمیم گرفتم
‫مهربونیِ آدما رو با

693
00:35:21,830 --> 00:35:24,749
‫همون نی‌ای سر بکِشم که کمر شتر رو شکست

694
00:35:24,750 --> 00:35:30,003
‫و به جاش سهام رو
‫بفروشی به ربکا، عوضیِ پدرسوخته

695
00:35:30,506 --> 00:35:32,882
‫آره، ولی وایسا. حساب‌کتابت اشتباهـه،

696
00:35:32,883 --> 00:35:36,845
‫چون اینجوری میشه ۴۹%،
‫پس تو هم بیشتر از من حق نظر دادن نداری

697
00:35:37,346 --> 00:35:39,431
‫- خب. در اون مورد…
‫- آره

698
00:35:40,098 --> 00:35:41,099
‫لسلی

699
00:35:43,769 --> 00:35:48,731
‫زلدا، می‌خوام با الین پینتر آشنا شی،
‫از شرکت پینتر و پسران

700
00:35:48,732 --> 00:35:51,359
‫الین، گمونم می‌خواستی یه چیزی رو
‫باهامون در میون بذاری

701
00:35:51,360 --> 00:35:52,777
‫ممنون، ربکا

702
00:35:52,778 --> 00:35:56,364
‫بله، من از طرف یکی از موکل‌های
‫سابق‌مون صحبت می‌کنم

703
00:35:56,365 --> 00:35:57,533
‫اسمش…

704
00:36:00,118 --> 00:36:01,369
‫هنگ کرد؟

705
00:36:01,370 --> 00:36:02,745
‫می گرین بود

706
00:36:02,746 --> 00:36:04,289
‫از اون مکث‌های معروفِ پینتر

707
00:36:04,790 --> 00:36:07,292
‫خانم گرین سال‌های سال مشتریِ شرکت ما بود

708
00:36:07,876 --> 00:36:10,754
‫همچنین از ما خواست
‫وصیت‌نامه‌اش رو اجرا کنیم

709
00:36:12,005 --> 00:36:17,302
‫آیا آقایان بلومنتال، لافلور و
‫پریمروز حضور دارن؟

710
00:36:18,637 --> 00:36:20,138
‫- بله، خانم
‫- بله، بانو

711
00:36:21,682 --> 00:36:25,017
‫از این به بعد شما سه نفر
‫صاحب‌اختیار و صاحب‌امتیازِ

712
00:36:25,018 --> 00:36:26,686
‫مِیخونه‌ی تاج و لنگر هستید

713
00:36:26,687 --> 00:36:31,732
‫تنها درخواست خانم گرین به
‫گفته‌ی خودشون این بوده که:

714
00:36:31,733 --> 00:36:35,237
‫«گند نزنید».
‫همچنین اینکه دوست‌تون داره.

715
00:36:36,029 --> 00:36:38,447
‫یکی از همکارهام الان اونجا منتظرتونـه

716
00:36:38,448 --> 00:36:40,825
‫پس ما صاحب تاج و لنگریم؟

717
00:36:40,826 --> 00:36:42,160
‫درستـه

718
00:36:55,254 --> 00:36:57,338
‫این دیگه چه رفتارهای بچگونه‌ای بود؟

719
00:36:57,869 --> 00:37:03,681
‫حالا من‌باب ۲ سهام خانم گرین
‫در باشگاه ریچموند…

720
00:37:03,682 --> 00:37:06,684
‫اخیراً وصیت‌نامه‌اش رو اصلاح کرده و نوشته:

721
00:37:06,685 --> 00:37:07,977
‫من، می گرین،

722
00:37:07,978 --> 00:37:12,857
‫تمام سهام خود از باشگاه ریچموند را
‫به ربکا ولتون می‌بخشم

723
00:37:12,858 --> 00:37:16,858
‫هر کسی هم که می‌خواد باشگاه رو
‫از چنگش در بیاره، می‌تونه بیاد این رو بخوره

724
00:37:17,342 --> 00:37:20,261
‫یکم تند و تیزه،
‫ولی از نظر قانونی مو لای درزش نمیره

725
00:37:20,282 --> 00:37:22,116
‫خب، همش همین بود

726
00:37:22,117 --> 00:37:23,701
‫سگ‌های شکاری به پیش

727
00:37:23,702 --> 00:37:24,827
‫ممنون، الین

728
00:37:24,828 --> 00:37:25,913
‫به زودی با هم صحبت می‌کنیم

729
00:37:27,664 --> 00:37:29,940
‫خب، زلدا، من ریاضی‌ام خیلی تعریفی نداره،

730
00:37:30,167 --> 00:37:32,920
‫ولی فکر کنم سهمم دوباره میره بالای ۵۰ درصد

731
00:37:34,838 --> 00:37:37,341
‫خیلی‌خب. تو بُردی

732
00:37:38,759 --> 00:37:40,177
‫به امتحانش می‌ارزید، می‌دونید؟

733
00:37:42,888 --> 00:37:44,013
‫شرمنده، ربکا

734
00:37:44,014 --> 00:37:45,139
‫واقعاً میگم

735
00:37:45,140 --> 00:37:47,017
‫ولی من رو که می‌شناسی

736
00:37:47,684 --> 00:37:49,228
‫- من…
‫- همینی که هستی

737
00:37:49,895 --> 00:37:50,896
‫می‌دونم

738
00:37:51,772 --> 00:37:52,898
‫می‌بخشمت

739
00:37:54,733 --> 00:37:57,568
‫می‌دونم عاشق داستان عقرب و قورباغه‌ای

740
00:37:57,569 --> 00:37:58,612
‫خیلی‌ها دوستش دارن

741
00:37:59,696 --> 00:38:01,156
‫ولی من یه قصه‌ی دیگه رو دوست دارم

742
00:38:01,657 --> 00:38:03,991
‫یه زنه می‌بینه یه عقرب داره
‫توی رودخونه غرق میشه و

743
00:38:03,992 --> 00:38:07,161
‫بارها و بارها سعی می‌کنه کمکش کنه و
‫هر بار عقربه نیشش می‌زنه

744
00:38:07,162 --> 00:38:09,830
‫یکی از اونجا رد میشه و میگه:
‫«چرا به خودت زحمت میدی

745
00:38:09,831 --> 00:38:12,876
‫به چیزی کمک کنی که
‫مُدام بهت صدمه می‌زنه؟»

746
00:38:13,877 --> 00:38:17,339
‫زنه میگه:
‫«ذات عقرب همینـه که نیش بزنه.

747
00:38:18,340 --> 00:38:20,133
‫ذات من هم اینـه که نجاتش بدم.

748
00:38:20,843 --> 00:38:23,762
‫چرا من باید ذاتم رو
‫به خاطر یکی دیگه عوض کنم؟»

749
00:38:28,934 --> 00:38:31,728
‫به نظرت عقربِ هر دو داستان یکیـه؟

750
00:38:34,147 --> 00:38:36,942
‫مشتاق دیدارت در جلسه‌ی بعدیِ سهامداران هستم

751
00:38:40,863 --> 00:38:42,405
‫خب، خیلی وقت پیش یاد گرفتم که

752
00:38:42,406 --> 00:38:46,450
‫وقتی دیوونه‌ترین آدم توی اتاق نیستی،
‫وقتشـه که بری

753
00:38:46,451 --> 00:38:50,998
‫خب، هیوگو، من رو ببر خونه

754
00:38:51,874 --> 00:38:53,584
‫حرومزاده

755
00:38:55,544 --> 00:39:00,047
‫الان از قبل هم بیشتر می‌خوامت

756
00:39:00,048 --> 00:39:03,092
‫الان دیگه بدجوری توی دردسر افتادی، شیطون

757
00:39:03,093 --> 00:39:06,013
‫خب، امیدوارم شدیداً تنبیهم کنی

758
00:39:06,623 --> 00:39:08,931
‫به نظرت عاقلانه‌ست که
‫همچنان توی تیم نگهش داریم؟

759
00:39:08,932 --> 00:39:12,643
‫خب، شنیدی که میگن
‫دوستت رو نزدیک نگه دار…

760
00:39:12,644 --> 00:39:14,146
‫و عقرب رو نزدیک‌تر

761
00:39:24,198 --> 00:39:26,324
‫« میشل: گوشی‌ام امروز اتفاقی
‫این عکس رو نشونم داد »

762
00:39:26,326 --> 00:39:27,951
‫« واقعاً مثل برق و باد می‌گذره ها »

763
00:39:35,459 --> 00:39:38,086
‫« فروشنده‌ی برتر سال »
‫« جیم لسو »

764
00:39:49,932 --> 00:39:51,807
‫صبح بخیر، مربی کنت

765
00:39:51,808 --> 00:39:53,310
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- البته

766
00:39:55,896 --> 00:39:58,481
‫ولی اگه در مورد اون خبر مهمتـه،

767
00:39:58,482 --> 00:40:01,193
‫خودم از قبل خبر دارم. تبریک میگم

768
00:40:01,693 --> 00:40:03,737
‫- کیلی بهم گفت
‫- چیکار کرده؟

769
00:40:04,238 --> 00:40:08,491
‫این هم یادت باشه که
‫با اینکه رسماً فامیل‌تون نیستم،

770
00:40:08,492 --> 00:40:10,577
‫ولی اصرار دارم که
‫بهم بگه «خاله‌ی بزرگ»

771
00:40:12,538 --> 00:40:14,330
‫واسه جفت‌تون خوشحالم

772
00:40:14,331 --> 00:40:15,624
‫ممنون

773
00:40:17,251 --> 00:40:19,252
‫راستش می‌خواستم در مورد
‫یه چیز دیگه باهات صحبت کنم

774
00:40:19,253 --> 00:40:20,586
‫بگو

775
00:40:20,587 --> 00:40:23,422
‫چلسی ازم خواسته مربی‌شون بشم و
‫من هم می‌خوام قبول کنم

776
00:40:23,423 --> 00:40:24,674
‫برو کسشعر نگو

777
00:40:24,675 --> 00:40:26,008
‫تصمیم ساده‌ای نبود

778
00:40:26,009 --> 00:40:28,886
‫چی؟ خیانت به باشگاهی که
‫زیر پر و بالت رو گرفت،

779
00:40:28,887 --> 00:40:31,681
‫وقتی که چلسی با اردنگی
‫پرتت کرده بود توی خیابون؟

780
00:40:31,682 --> 00:40:35,142
‫باشگاهی که در وهله‌ی اول
‫بهت فرصت این رو داد که

781
00:40:35,143 --> 00:40:36,811
‫مربیگری رو تجربه کنی

782
00:40:36,812 --> 00:40:38,814
‫کیر توش، واسه همین نمی‌خواستی
‫تمدید کنی، مگه نه؟

783
00:40:39,356 --> 00:40:40,606
‫تو و اون…

784
00:40:40,607 --> 00:40:44,443
‫مدیر برنامه‌ی پاپرهنه‌ی لوس و عوضیت
‫فقط ما رو بازی دادید

785
00:40:44,444 --> 00:40:46,988
‫- از تهِ دل نمیگی
‫- به گور بابام بخندم اگه شوخی کنم

786
00:40:46,989 --> 00:40:48,073
‫نوشیدنی لازم دارم

787
00:40:49,867 --> 00:40:51,107
‫گندش بزنن

788
00:40:52,903 --> 00:40:54,070
‫توش الکل داره؟

789
00:40:54,072 --> 00:40:55,580
‫نه، احمق

790
00:40:55,581 --> 00:40:59,967
‫واسه همین گفتم نوشیدنی لازم دارم

791
00:41:03,380 --> 00:41:06,757
‫محض اطلاع، خواستن فوراً کارم رو شروع کنم،

792
00:41:06,758 --> 00:41:08,926
‫ولی گفتم تا آخر فصل اینجا می‌مونم

793
00:41:08,927 --> 00:41:10,804
‫عجب!

794
00:41:11,877 --> 00:41:13,556
‫چقدر لطف کردی

795
00:41:13,557 --> 00:41:16,434
‫روی کنت، کارمند برتر سال!

796
00:41:16,435 --> 00:41:19,146
‫برو به هیگینز بگو
‫یه لوح تقدیرِ کوفتی بهت بده!

797
00:41:20,270 --> 00:41:22,606
‫دهنت سرویس، روی!

798
00:41:24,651 --> 00:41:26,110
‫خب، زود باش دیگه

799
00:41:26,111 --> 00:41:29,238
‫نمی‌خوای بگی:
‫«من عاشق ریچموندم.

800
00:41:29,239 --> 00:41:32,700
‫ولی عشق به چلسی توی خونمـه، ربکا.

801
00:41:32,701 --> 00:41:36,872
‫اگه هر باشگاه دیگه‌ای بود
‫فلان و بهمان و کسشعر.»

802
00:41:37,664 --> 00:41:39,248
‫توقع داری من هم در جواب بگم:

803
00:41:39,249 --> 00:41:43,127
‫«روی، همیشه می‌دونستیم
‫نمی‌تونیم تا ابد نگهت داریم»

804
00:41:43,128 --> 00:41:45,172
‫که در واقع درستـه

805
00:41:45,881 --> 00:41:47,548
‫ولی یه چیز دیگه می‌خوام بگم

806
00:41:47,549 --> 00:41:51,970
‫با رفتن به چلسی فشار زیادی
‫روی خودت می‌ذاری

807
00:41:53,263 --> 00:41:57,809
‫داری ریسک خیلی بزرگی می‌کنی

808
00:41:59,186 --> 00:42:00,187
‫می‌دونم

809
00:42:01,688 --> 00:42:03,732
‫ولی باید ریسک کنیم، مگه نه، ربکا؟

810
00:42:04,650 --> 00:42:06,776
‫وگرنه، هدف از زندگی چیـه؟

811
00:42:06,777 --> 00:42:09,655
‫من لیاقتِ این رو دارم که
‫اتفاقات خوب توی زندگیم بیفته

812
00:42:11,240 --> 00:42:12,491
‫ندارم؟

813
00:42:15,994 --> 00:42:19,206
‫- حق با توئـه
‫- نه. حق با توئـه

814
00:42:19,915 --> 00:42:21,374
‫تو بودی که این رو گفتی

815
00:42:21,375 --> 00:42:22,876
‫بعدش هم گفتی…

816
00:42:23,877 --> 00:42:26,297
‫«اینقدر واسه خودت دردسر نتراش، پسر.

817
00:42:26,405 --> 00:42:30,871
‫این ننه‌من‌غریبم‌بازی‌هات دیگه
‫خیلی روی مُخ شده.»

818
00:42:32,177 --> 00:42:33,261
‫من اینطوری صحبت نمی‌کنم

819
00:42:33,262 --> 00:42:35,097
‫دقیقاً همینطوری صحبت می‌کنی

820
00:42:37,516 --> 00:42:38,517
‫درست هم می‌گفتی

821
00:42:41,103 --> 00:42:42,813
‫واقعاً هم دمت گرم که گفتی

822
00:42:46,650 --> 00:42:47,651
‫خیلی‌خب

823
00:42:48,735 --> 00:42:54,574
‫ولی هر موقع از بودجه‌ی نامحدود و
‫منابعِ تموم نشدنیِ چلسی

824
00:42:54,575 --> 00:42:56,736
‫خسته شدی و دلت رو زد،

825
00:42:57,418 --> 00:43:01,381
‫بدون که می‌تونی دست از پا درازتر
‫برگردی ریچموند

826
00:43:02,362 --> 00:43:03,363
‫حتماً

827
00:43:05,502 --> 00:43:08,195
‫تبریک میگم، روی. از ته دل

828
00:43:14,104 --> 00:43:15,687
‫امیدوارم موفق بشی

829
00:43:15,908 --> 00:43:17,327
‫توی همه چی

830
00:43:17,890 --> 00:43:19,376
‫ممنون، خاله‌ی بزرگ

831
00:43:19,731 --> 00:43:21,440
‫- بهم میاد
‫- همینطوره

832
00:43:21,442 --> 00:43:24,520
‫- می‌تونم برم بعداً بیام
‫- داشتیم خداحافظی می‌کردیم

833
00:43:24,521 --> 00:43:26,314
‫روی خبرهای مهمی داره

834
00:43:26,315 --> 00:43:27,649
‫آره. من هم بی‌خبرم

835
00:43:28,483 --> 00:43:29,484
‫واقعاً خبر نداری

836
00:43:30,680 --> 00:43:33,237
‫قراره فصل بعد مربی چلسی بشم

837
00:43:33,258 --> 00:43:35,886
‫هی. ایول، تبریک میگم، مربی

838
00:43:36,450 --> 00:43:37,659
‫ممنون، مربی

839
00:43:39,286 --> 00:43:40,287
‫سرش داد زدی؟

840
00:43:41,872 --> 00:43:43,332
‫ترسناک بود؟

841
00:43:44,958 --> 00:43:46,502
‫ولی الان با هم خوبید؟

842
00:43:47,753 --> 00:43:48,962
‫آره، عالیـه

843
00:43:50,714 --> 00:43:52,340
‫من دیگه باید برم

844
00:43:52,341 --> 00:43:53,424
‫ممنون

845
00:43:53,425 --> 00:43:54,551
‫خداحافظ

846
00:44:14,947 --> 00:44:16,073
‫خوبی؟

847
00:44:16,740 --> 00:44:18,158
‫می‌دونی می چطوری مُرده؟

848
00:44:19,201 --> 00:44:21,761
‫- خب، من…
‫- موقع انجام کاری که عاشق بود مُرد

849
00:44:23,830 --> 00:44:25,590
‫باقی‌مون هنوز داریم…

850
00:44:25,993 --> 00:44:27,703
‫دست و پا می‌زنیم، مگه نه؟

851
00:44:29,795 --> 00:44:32,881
‫می‌خندیم، زخمی می‌شیم،
‫زمین می‌خوریم، باز سرپا می‌شیم

852
00:44:33,966 --> 00:44:35,217
‫وضع‌مون داغونـه

853
00:44:37,261 --> 00:44:38,679
‫و این…

854
00:44:41,640 --> 00:44:43,642
‫خارق‌العاده‌ست

855
00:44:45,227 --> 00:44:46,436
‫چون…

856
00:44:47,145 --> 00:44:49,064
‫همین داغون بودن یعنی…

857
00:44:51,191 --> 00:44:52,609
‫زنده بودن

858
00:44:55,038 --> 00:44:57,252
‫بد نیست یه تکونی به زندگی‌هامون بدیم

859
00:45:01,299 --> 00:45:04,636
‫پس منتظر چی هستی؟

860
00:45:15,090 --> 00:45:16,633
‫شرمنده، تد، چیزی گفتی؟

861
00:45:17,509 --> 00:45:18,802
‫نه، هنوز نه

862
00:45:20,512 --> 00:45:21,513
‫ولی…

863
00:45:21,970 --> 00:45:24,996
‫اتفاقاً امیدوار بودم بتونیم

864
00:45:24,998 --> 00:45:28,924
‫در مورد این صندلی مربیگری که الان خالی شده
‫با هم صحبت کنیم

865
00:45:30,564 --> 00:45:33,733
‫«به لطف کارگردانیِ روان و
‫هوشمندانه‌ی جولی تایمور،

866
00:45:33,734 --> 00:45:35,651
‫اما استون محشر ظاهر شده؛

867
00:45:35,652 --> 00:45:39,780
‫ارتباطش با اون معشوقِ از همه جا بی‌خبرش،
‫یعنی مربیِ ریش‌دار با

868
00:45:39,781 --> 00:45:44,702
‫بازیِ ماندگار ریچارد شیف،
‫پر از شور و هیجانـه.»

869
00:45:44,703 --> 00:45:46,787
‫- ریچارد شیف؟
‫- سلام، مربی

870
00:45:46,788 --> 00:45:48,039
‫سلام، بچه‌ها

871
00:45:48,040 --> 00:45:49,123
‫پات چطوره؟

872
00:45:49,124 --> 00:45:51,042
‫- پایانِ فصلِ مزخرفی بود
‫- تف توش… آره، خوبم

873
00:45:51,043 --> 00:45:52,627
‫کارولاین گفت فقط مویه کرده

874
00:45:52,628 --> 00:45:55,698
‫آره، ولی قول داد توی مهمونی‌های
‫بعدیِ توی مِیخونه‌ها نرقصه

875
00:45:55,700 --> 00:45:57,885
‫نه، قول دادم از روی میله‌ای نیفتم

876
00:45:58,824 --> 00:46:02,018
‫خب، خوش‌شانسی که
‫یکی هست مراقبت باشه

877
00:46:03,062 --> 00:46:05,972
‫ببین، مربی، می‌دونیم جدایی
‫مغز آدم رو به هم می‌ریزه

878
00:46:05,974 --> 00:46:08,732
‫مخصوصاً وقتی که طرف
‫درست و حسابی از زندگیت نره بیرون

879
00:46:08,734 --> 00:46:12,007
‫بعدش هم بره یه تئاتر در مورد
‫رابطه‌تون بنویسه و تئاتره هم بترکونه

880
00:46:12,009 --> 00:46:13,900
‫آره، که البته به نظر من
‫خیلی تأثیرگذار بود

881
00:46:13,902 --> 00:46:15,650
‫- آره
‫- تئاتره رو دیدید؟

882
00:46:15,651 --> 00:46:19,820
‫آره. و به نظرم شخصیتت
‫خیلی مرموز و خفن از آب در اومده

883
00:46:19,821 --> 00:46:22,824
‫ریچارد شیف هم ترکونده که
‫تونسته تو رو اینقدر عزیز کنه

884
00:46:23,534 --> 00:46:27,203
‫ببین، با همه‌ی این حرف‌ها،
‫خواستیم بهت بگیم که تو خیلی عالی هستی

885
00:46:27,204 --> 00:46:29,122
‫آره. دقیقاً همینطوری که هستی

886
00:46:31,250 --> 00:46:33,167
‫ممنون، ام و ام. واقعاً متشکرم

887
00:46:33,168 --> 00:46:34,752
‫خب دیگه، ما بریم سمتِ پناهگاه گربه‌ها

888
00:46:34,753 --> 00:46:36,351
‫- آره
‫- می‌خواید گربه به سرپرستی بگیرید؟

889
00:46:36,353 --> 00:46:38,130
‫نه، اسم یه مِیخونه واسه
‫لزبین‌ها توی شرق لندنـه

890
00:46:38,131 --> 00:46:40,217
‫میان‌وعده‌شون محشره. ممنون

891
00:46:43,262 --> 00:46:45,472
‫هی، سیری، ریچارد شیف چند سالشـه؟

892
00:46:46,056 --> 00:46:48,140
‫ریچارد شیف ۷۱ سالشـه

893
00:46:48,141 --> 00:46:49,518
‫عالی شد

894
00:46:50,017 --> 00:46:51,531
<font color="#ffff00">‫سلام. رفیق!</font>

895
00:46:51,533 --> 00:46:53,187
<font color="#ffff00">‫سلام، تایاس. چطوری؟</font>

896
00:46:53,188 --> 00:46:55,273
<font color="#ffff00">‫- خوبم، تو چی؟
‫- عالی‌ام</font>

897
00:46:55,274 --> 00:46:58,548
<font color="#ffff00">‫اون چرت و پرت‌های روی صورتت چی شد؟</font>

898
00:46:58,962 --> 00:47:01,546
<font color="#ffff00">‫- سعی دارم کمترشون کنم
‫- خوبـه</font>

899
00:47:01,547 --> 00:47:03,782
<font color="#ffff00">‫حالا فقط خوکچه‌ی هندی روی صورتت مونده</font>

900
00:47:03,816 --> 00:47:06,409
<font color="#ffff00">‫خوکچه‌ی هندی</font>

901
00:47:06,410 --> 00:47:08,620
<font color="#ffff00">‫- می‌بینمت
‫- آره. روز خوش!</font>

902
00:47:10,664 --> 00:47:12,416
<font color="#ffff00">‫تا بعد</font>

903
00:47:15,210 --> 00:47:16,294
‫سلام، عشقم

904
00:47:16,295 --> 00:47:17,587
‫سلام

905
00:47:17,588 --> 00:47:19,131
‫گلِ رُز واسه دلبرِ انگلیسی‌ام

906
00:47:28,599 --> 00:47:29,682
‫کیر توش

907
00:47:29,683 --> 00:47:31,059
‫باهام ازدواج کن

908
00:47:32,728 --> 00:47:35,104
‫الان گفتی «کیر توش» و
‫بعد گفتی «باهام ازدواج کن»؟

909
00:47:35,105 --> 00:47:36,439
‫آره، گفتم

910
00:47:36,440 --> 00:47:37,857
‫چه جالب

911
00:47:37,858 --> 00:47:39,234
‫جدی گفتم

912
00:47:40,485 --> 00:47:42,737
‫دیگه نمی‌خوام از ازدواج متنفر باشم

913
00:47:42,738 --> 00:47:45,239
‫اتفاقاً خیلی هم دوستش داشتم

914
00:47:45,240 --> 00:47:47,658
‫فقط با آدم اشتباهی ازدواج کرده بودم

915
00:47:47,659 --> 00:47:49,036
‫ولی بعدش تو از راه رسیدی و

916
00:47:50,204 --> 00:47:52,707
‫دیگه نمی‌خوام نگران باشم که ممکنـه چی بشه و

917
00:47:52,709 --> 00:47:54,711
‫شروع کنم به لذت بردن از زندگی

918
00:47:57,044 --> 00:47:58,045
‫با تو

919
00:47:59,880 --> 00:48:02,716
‫اگه تو هم مایل باشی

920
00:48:04,218 --> 00:48:05,718
‫داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

921
00:48:05,719 --> 00:48:06,803
‫آره

922
00:48:07,429 --> 00:48:08,555
‫توی دفترت؟

923
00:48:09,848 --> 00:48:11,183
‫آره

924
00:48:12,226 --> 00:48:13,435
‫چه عاشقانه

925
00:48:14,478 --> 00:48:15,770
‫واست گل گرفتم

926
00:48:15,771 --> 00:48:17,606
‫به‌به، گل موردعلاقه‌ام

927
00:48:18,482 --> 00:48:20,484
‫دوست داشتم زانو بزنم ولی

928
00:48:21,109 --> 00:48:25,280
‫با این دامن تنگ یه خرده سختـه

929
00:48:28,784 --> 00:48:30,744
‫خب، بالاخره یکی باید زانو بزنه

930
00:48:34,706 --> 00:48:35,707
‫خیلی‌خب

931
00:48:38,043 --> 00:48:39,210
‫ربکا ولتون

932
00:48:39,211 --> 00:48:40,712
‫بله

933
00:48:41,755 --> 00:48:44,049
‫بله، البته، باهات ازدواج می‌کنم

934
00:48:45,801 --> 00:48:46,802
‫خدای من

935
00:48:48,095 --> 00:48:49,470
‫ماتایاس

936
00:48:49,471 --> 00:48:51,222
‫نه، هیچ جوره نمیشه

937
00:48:51,223 --> 00:48:52,558
‫خواهش می‌کنم بلند شو و من رو ببوس

938
00:48:56,353 --> 00:48:57,426
‫پشمام

939
00:48:59,731 --> 00:49:01,733
‫<font color="#00f300">♪ Mumford & Sons - Clover ♪</font>

940
00:49:11,410 --> 00:49:16,455
‫هنگامی که مرگ از راه برسد،
‫همچو خرسی گرسنه در دل پاییز…

941
00:49:16,456 --> 00:49:17,540
‫دور اول مهمونِ ما

942
00:49:17,541 --> 00:49:19,500
‫به «تاج و لنگر» خوش اومدید

943
00:49:19,501 --> 00:49:21,378
‫خبر داشتی صدف مال دریاست؟

944
00:49:22,462 --> 00:49:26,715
‫وقتی مرگ بیاید و
‫تمام سکه‌های درخشانش را

945
00:49:26,717 --> 00:49:28,190
‫از کیسه بیرون بکشد تا مرا بخرد،

946
00:49:28,192 --> 00:49:30,361
‫بعد کیسه‌اش را ببندد و برود…

947
00:49:36,351 --> 00:49:39,396
‫وقتی مرگ از راه برسد،
‫مثل مرضی که ناگهان از راه می‌رسد…

948
00:49:44,359 --> 00:49:48,906
‫وقتی مثل توده‌ای یخ،
‫میان دو کتفم بنشیند…

949
00:49:55,537 --> 00:50:00,584
‫می‌خواهم از آن در بگذرم،
‫با دلی پر از کنجکاوی،

950
00:50:01,126 --> 00:50:02,353
‫و با خودم بگویم:

951
00:50:02,377 --> 00:50:04,004
‫« بابای فوق‌العاده‌ای میشی. از طرف تد »

952
00:50:05,464 --> 00:50:07,804
‫کلبه‌ی تاریکی که آن سوی این در است،

953
00:50:08,300 --> 00:50:10,384
‫چطور جایی‌ست؟

954
00:50:19,937 --> 00:50:26,235
‫برای همین، به هر چیز در این دنیا
‫چون عضوی از یک خانواده‌ی بزرگ نگاه می‌کنم؛

955
00:50:27,152 --> 00:50:30,864
‫به زمان، چیزی جز یک ایده نمی‌گویم،

956
00:50:32,449 --> 00:50:37,305
‫و ابدیت را یکی دیگر از
‫امکان‌های پیشِ رو می‌دانم…

957
00:50:37,329 --> 00:50:40,499
‫« اینجا نلسون رود است »

958
00:50:41,875 --> 00:50:44,127
‫این زوج واقعاً همه‌چی‌تمومن، مگه نه؟

959
00:50:50,527 --> 00:50:53,612
‫هر زندگی را گلی می‌بینم؛

960
00:50:53,693 --> 00:50:56,066
‫گلیِ به سادگیِ صدها و هزاران گل دیگر،

961
00:50:56,765 --> 00:50:58,809
‫اما در عین حال بی‌همتا

962
00:51:00,894 --> 00:51:04,606
‫هر نام، موسیقی دلنشینی‌ست که
‫روی زبان می‌نشیند…

963
00:51:05,315 --> 00:51:06,691
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

964
00:51:06,692 --> 00:51:09,207
‫بعضی‌هامون وسط تعطیلات هم کار می‌کنیم

965
00:51:09,376 --> 00:51:10,377
‫بیا، این رو نگه دار

966
00:51:12,656 --> 00:51:13,716
‫« فتح سوپرلیگ زنان »

967
00:51:13,740 --> 00:51:15,158
‫« فرآیند ۳۶ مرحله‌ای مربی آلیس چیلتن »

968
00:51:16,666 --> 00:51:20,667
‫و مثل هر موسیقی دیگری، کم‌کم،
‫(۱۱۲ روز تا اولین بازی فصل)

969
00:51:22,833 --> 00:51:24,157
‫راهش را به سوی سکوت پیدا می‌کند

970
00:51:24,159 --> 00:51:25,827
‫- یه تخته‌ات کمـه
‫- می‌دونم

971
00:51:26,581 --> 00:51:27,749
‫تعطیلات خوش بگذره

972
00:51:30,048 --> 00:51:34,428
‫و هر بدن، شیری‌ست لبریز از شجاعت…

973
00:51:36,972 --> 00:51:39,808
‫و چیزی عزیز و گران‌بها برای این خاک

974
00:51:55,699 --> 00:51:57,450
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

975
00:51:57,451 --> 00:52:00,578
‫وقتی همه چیز تمام شود،
‫می‌خواهم بتوانم بگویم:

976
00:52:00,579 --> 00:52:05,918
‫تمام عمر، عروسی بودم که
‫با شگفتی پیمان بسته بود

977
00:52:07,169 --> 00:52:08,378
‫این برای توئـه

978
00:52:10,130 --> 00:52:11,881
‫این هدیه‌ی خداحافظی‌ام نبود؟

979
00:52:12,168 --> 00:52:13,336
‫چرا

980
00:52:20,349 --> 00:52:21,350
‫یالا، بازش کن

981
00:52:23,727 --> 00:52:24,937
‫باشه

982
00:52:27,017 --> 00:52:33,296
‫می‌خواهم بگویم دامادی بودم که
‫دنیا را در آغوش کشید

983
00:52:39,284 --> 00:52:40,410
‫تبریک میگم

984
00:52:43,580 --> 00:52:44,664
‫ممنون

985
00:52:44,665 --> 00:52:46,707
‫وقتی همه چیز تمام شود،

986
00:52:46,708 --> 00:52:50,920
‫نمی‌خواهم بمانم و از خودم بپرسم:
‫آیا توانستم از زندگی‌ام چیزی خاص بسازم؟

987
00:52:50,921 --> 00:52:53,422
‫- ممنون
‫- باریکلا

988
00:52:53,423 --> 00:52:54,633
‫چیزی که واقعاً زندگی شده باشد؟

989
00:52:59,179 --> 00:53:00,493
‫دیر رسیدم؟

990
00:53:00,495 --> 00:53:01,746
‫یا خدا

991
00:53:03,392 --> 00:53:04,393
‫تغییر خوبـه

992
00:53:07,855 --> 00:53:11,190
‫خیلی‌خب. کپی هم گرفتم

993
00:53:11,191 --> 00:53:13,359
‫- بفرما، مربی
‫- ممنون، مربی

994
00:53:13,360 --> 00:53:14,443
‫نظرت چیـه، مربی؟

995
00:53:14,444 --> 00:53:15,528
‫عاشقشم، مربی

996
00:53:15,529 --> 00:53:17,071
‫وقتی همه چیز تمام شود…

997
00:53:17,072 --> 00:53:18,823
‫گرفتی ما رو؟

998
00:53:18,824 --> 00:53:21,909
‫نمی‌خواهم حسرت‌زده آه بکشم

999
00:53:21,910 --> 00:53:22,995
‫خیلی‌خب

1000
00:53:24,913 --> 00:53:26,582
‫نمی‌خواهم ترسیده باشم،

1001
00:53:29,084 --> 00:53:32,212
‫نمی‌خواهم با دنیا سرِ بحث و جدل داشته باشم

1002
00:53:32,754 --> 00:53:34,691
‫« آلیس چیلتن »
‫« مربی »

1003
00:53:34,715 --> 00:53:40,905
‫نمی‌خواهم آخرش فقط به این قناعت کنم که
‫یک روزی از این دنیا عبور کردم

1004
00:53:40,929 --> 00:53:43,473
‫« تد لسو »
‫« کمک مربی »

1005
00:53:43,493 --> 00:53:44,808
‫« پایان فصل چهارم »

1006
00:53:44,809 --> 00:53:46,811
‫<font color="#00f300">♪ The Specials - Enjoy Yourself (It's Later Than You Think) ♪</font>

1007
00:53:46,889 --> 00:54:06,889
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

